#آنارشیسم — Public Fediverse posts
Live and recent posts from across the Fediverse tagged #آنارشیسم, aggregated by home.social.
-
بیانیهٔ جبههٔ آنارشیستی در باب مصادرهٔب جنبش نان و آزادی
در شرایطی که جامعهٔ ایران درگیر انباشت عمیق بحرانهای ساختاری، سرکوب سیستماتیک، فقر، تبعیض و فروپاشی پیوندهای اجتماعی است، هر فراخوان اعتراضی ناگزیر باید در نسبت خود با قدرت، منافع طبقاتی و جایگاه نیروهای صادرکنندهاش مورد نقد و ارزیابی دقیق قرار گیرد. از این منظر، جبهه […] -
بیانیهٔ جبههٔ آنارشیستی در باب مصادرهٔ جنبش نان و آزادی
در شرایطی که جامعهٔ ایران درگیر انباشت عمیق بحرانهای ساختاری، سرکوب سیستماتیک، فقر، تبعیض و فروپاشی پیوندهای اجتماعی است، هر فراخوان اعتراضی ناگزیر باید در نسبت خود با قدرت، منافع طبقاتی و جایگاه نیروهای صادرکنندهاش مورد نقد و ارزیابی دقیق قرار گیرد. از این منظر، جبهه […] -
بیانیهٔ جبههٔ آنارشیستی در باب مصادرهٔب جنبش نان و آزادی
در شرایطی که جامعهٔ ایران درگیر انباشت عمیق بحرانهای ساختاری، سرکوب سیستماتیک، فقر، تبعیض و فروپاشی پیوندهای اجتماعی است، هر فراخوان اعتراضی ناگزیر باید در نسبت خود با قدرت، منافع طبقاتی و جایگاه نیروهای صادرکنندهاش مورد نقد و ارزیابی دقیق قرار گیرد. از این منظر، جبهه […] -
پاسخ به پرسشها – بخش سوم
اگر رقابت بد است چه طور رقابت علمی جنگ سرد باعث پیشرفت فناوری شد؟ برای پاسخ به این پرسش باید نخست درک درستی از پیشرفت و انگیزهٔ خلاقیت انسانی داشته باشیم. ۱. پیشرفت حاصل «همکاری»، نه «رقابت» پیشرفتهای واقعی بشر همیشه از تعاون، اشتراک دانش و کنجکاوی جمعی آمدهاند، نه از […] -
پاسخ به پرسشها – بخش دوم
اگر پولی در کار نباشد چه انگیزهای برای کار کردن داریم؟ اغلب این پرسش را میشنویم: «در یک جامعهٔ کمونیستی که پول و دستمزد حذف میشود چه دلیلی وجود دارد که کسی از خواب ناز بیدار شود و برود کار کند؟ مگر نمیشود که همه تا شب پای تلویزیون علّاف بنشینند؟» این سوال اگرچه به ظاهر […] -
پاسخ به پرسشها – بخش دوم
اگر پولی در کار نباشد چه انگیزهای برای کار کردن داریم؟ اغلب این پرسش را میشنویم: «در یک جامعهٔ کمونیستی که پول و دستمزد حذف میشود چه دلیلی وجود دارد که کسی از خواب ناز بیدار شود و برود کار کند؟ مگر نمیشود که همه تا شب پای تلویزیون علّاف بنشینند؟» این سوال اگرچه به ظاهر […] -
سوسیالیسم لیبرتارین «اُسکار وایلد» جذابترین نوع آنارشیسم
Misery and poverty are so absolutely degrading, and exercize such a paralysing effect over the nature of men, that no class is ever really conscious of its own suffering. They have to be told of it by other people, and they often entirely disbelieve them -- #OscarWilde ترجمه : فقر و فلاکت چنان تحقیرآمیز هستند و تأثیری فلجکننده بر طبیعت انسان دارند که هیچ طبقهای واقعاً از تمام رنج خود […] -
اورسولا کی. لهگوئین: جنگی بیپایان
برگرفته از مجله ژاکوبن - (1396/11/06) برخی اندیشهها و تاملاتی که در فواصل زمانی مختلف درباره ستم، انقلاب و نقش تخیل به رشته تحریر درآمده است. بردگی کشور من در یک انقلاب، متحد شد و شکل گرفت و با انقلابی دیگری تا آستانه فروپاشی پیش رفت. انقلاب اول، اعتراضی بود علیه بهرهکشی و […] -
تنها آنارشیستها هستند که در شورششان منطقیاند.
آنها رأی نمیدهند؛ نمیخواهند اکثریتی باشند که فرمان میدهد. اقلیت فرمانبر را هم نمیپذیرند.شورش آنارشیستها هیچ قراردادی را نمیشکند؛ چه هرگز فردیتشان را به هیچ حکومتی گره نزدهاند.
آنان تنها یاغیانیند که هیچ پیوندی سدشان نکرده و حرکات خشونتآمیزشان پیوندی مستقیم با اندیشههایشان دارد که منطقی و هماهنگ با استدلالشان است.
ابزار تحمیل خودشان تظاهرات، مشاهده و تجربه است و در نبود اینها، زور و خشونت… اکثریت یا قانون هرگز!
--
آلبرت لیبرتاد -
اگر حکومت فردی نباشد نور خواهد بود؛ حقیقت خواهد بود؛ عدالت خواهد بود.
حکومت فرد جنایت است.
--
لوییس مایکل -
«مردم جهان در نهایت به دو دسته تقسیم میشوند: آنارشیستها و تبهکاران»
--
بنجامین توکر -
معرفی آثار، هنرمندان و جنبشهای هنریِ همگام با آنارشیسم
نویسنده: واردان
هنر و آنارشیسم
معرفی آثار، هنرمندان و جنبشهای هنریِ همگام با آنارشیسم
کامیل پیسارو و مجموعه «نابهسامانیهای اجتماعی»
کامیل پیسارو همچون دیگر نقاشان نئوامپرسیونیست بر کاربرد علمی رنگ برای به تصویر کشیدن آرمانشهرهای آنارشیستی، زندگی کارگران شهری، کشاورزان، خشونت خانگی و در کل گرفتاری قشر محرومین جامعه متمرکز بود.
موضوعی که ذهن پیسارو را مشغول نگه میداشت، ظلم و ستمی بود که به کارگران شهری یا به عبارتی کارگران نوظهور جوامع سرمایهداری قرن ۱۹ میلادی میشد.
او که در نزد نئوامپرسیونیستها به «پدر پیسارو» معروف بود تا آخر عمر به همراه دیگر همتایاناش ضدیت با دولت را حفظ کردند و آثارشان را در نمایشگاههای مستقل، خودگردان و مکانهای غیررسمیای که به دور از کنترل دولت بودند، به نمایش گذاشتند.
پیسارو مجموعهای با عنوان «نابهسامانیهای اجتماعی» در سال ۱۸۸۹ منتشر کرد، آلبومی که با نقدی کنایهآمیز جامعهی نابرابر و طبقاتی را به چالش میکشید.
او در این مجموعه همانطور که از طرح روی جلد هم مشخص است به طور صریح و آشکار آرمانهای آنارشیستیاش را به جامعه معرفی کرد.( به واژهی Anarchie در گوشهی سمت راست توجه کنید.)
اغلب موضوعات این مجموعهی ۲۸ عددی شامل فقر، وظایف بیپایان و تکراری کارگران، حرص و طمع سرمایهدارن برای چپاول اقشار ضعیف، تظاد طبقاتی، خشونت خانگی، یادآوری کمون پاریس و موضوعاتی از این قبیل است.
در این مجموعه برخلاف تکنیک نقطهپردازانه و استفاده از رنگهای متنوع، پیسارو تصمیم گرفت که فقط به وسیلهی قلم و مرکب و در ابعاد کوچک آثارش را خلق کند، زیرا به این طریق میتوانست واقعیت چرکین و تاسفبار جامعه را هرچه تلختر به تصویر بکشد.
-
ریشههای آنارشیسم در دوران باستان؛ ایران باستان(جنبش مزدکیان)
قیام مزدکیان یکی از بارزترین نمونههای تاریخی مقاومت علیه سلطه، استثمار و نابرابری در تاریخ ایران باستان است که میتواند از دیدگاه آنارشیسم به عنوان یک پیشنمونه و تجلی عملی اصول عدالت، برابری و آزادی تفسیر شود.
این جنبش به رهبری مزدک، آموزههایی رادیکال در نقد مالکیت خصوصی، تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی، و ساختارهای سلسلهمراتبی ارائه داد که با اصول بنیادین آنارشیسم اجتماعی پیوند عمیقی دارد.از منظر تاریخی، مزدکیان در شاهد سرکوبی خشونتآمیز بودند، چرا که سلطهگران وقت قدرت خود را در ساختارهای دولتی و نهادهای مذهبی زرتشتی متمرکز کرده بودند ،این اصلاحات عدالتخواهانه را تهدیدی مستقیم میدیدند. تاریخنگاران کلاسیک مانند طبری و یعقوبی، “جنبش مزدکی”را به عنوان تهدیدی برای نظم موجود و انحصار قدرت قلمداد کردهاند، اما از نگاه آنارشیسم، این جنبش گامی جسورانه برای نفی هر گونه استثمار و سلطه است.
از دیدگاه فلسفی، آموزههای مزدک که بر اشتراک داوطلبانه مالکیت و تساوی اجتماعی تأکید داشت، همراستا با اندیشههای آنارشیستی چون پیتر کروپوکتین قرار میگیرد که همکاری و همبستگی را پایه جامعهای آزاد و بدون دولت میداند. برخلاف دولتهای متمرکز و سلسلهمراتب زورمند، قیام مزدکیان نشان میدهد که جامعه میتواند بر اساس خودگردانی و عدالت بنیادین شکل گیرد، بدون نیاز به حکمرانی اجبارگر.
علاوه بر این، تأکید مزدکیان بر آزادی فردی در باورهای دینی و مخالفت با دین سازمانیافته، به مفهوم جدایی دین از قدرت سیاسی نزدیک است؛ موضوعی که در اندیشههای آنارشیستی نیز جایگاه ویژهای دارد. این آزادی دینی، بازتابدهنده اعتراض به سلطهی نهادهای مذهبی و ساختارهای تحمیلی است که آنارشیسم همواره علیه آنها ایستاده است.
بنابراین، میتوان قیام مزدکیان را به مثابه یکی از نخستین تجلیهای تاریخی مقاومت مردمی علیه دولت و سلسلهمراتب قدرت دید که با اهداف آنارشیسم یا نزدیک به آن در پی برقراری جامعهای آزاد، برابر و بدون سلطه، همراستا است. مطالعه این جنبش از منظر آنارشیسم، نه تنها درک عمیقتری از ریشههای تاریخی عدالتخواهی و مبارزه با سلطه به ما میدهد، بلکه نشان میدهد که مبارزه برای آزادی و عدالت، دغدغهای فراملی و فراتر از زمان است.
Rebellion(m.n)
#آنارشیست #آنارشیسم #ایران #ایرانباستان #جنبشمزدکیان #دورانباستان #ریشههایآنارشیسم
-
ریشههای آنارشیسم در دوران باستان؛ ایران باستان(جنبش مزدکیان)
قیام مزدکیان یکی از بارزترین نمونههای تاریخی مقاومت علیه سلطه، استثمار و نابرابری در تاریخ ایران باستان است که میتواند از دیدگاه آنارشیسم به عنوان یک پیشنمونه و تجلی عملی اصول عدالت، برابری و آزادی تفسیر شود.
این جنبش به رهبری مزدک، آموزههایی رادیکال در نقد مالکیت خصوصی، تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی، و ساختارهای سلسلهمراتبی ارائه داد که با اصول بنیادین آنارشیسم اجتماعی پیوند عمیقی دارد.از منظر تاریخی، مزدکیان در شاهد سرکوبی خشونتآمیز بودند، چرا که سلطهگران وقت قدرت خود را در ساختارهای دولتی و نهادهای مذهبی زرتشتی متمرکز کرده بودند ،این اصلاحات عدالتخواهانه را تهدیدی مستقیم میدیدند. تاریخنگاران کلاسیک مانند طبری و یعقوبی، “جنبش مزدکی”را به عنوان تهدیدی برای نظم موجود و انحصار قدرت قلمداد کردهاند، اما از نگاه آنارشیسم، این جنبش گامی جسورانه برای نفی هر گونه استثمار و سلطه است.
از دیدگاه فلسفی، آموزههای مزدک که بر اشتراک داوطلبانه مالکیت و تساوی اجتماعی تأکید داشت، همراستا با اندیشههای آنارشیستی چون پیتر کروپوکتین قرار میگیرد که همکاری و همبستگی را پایه جامعهای آزاد و بدون دولت میداند. برخلاف دولتهای متمرکز و سلسلهمراتب زورمند، قیام مزدکیان نشان میدهد که جامعه میتواند بر اساس خودگردانی و عدالت بنیادین شکل گیرد، بدون نیاز به حکمرانی اجبارگر.
علاوه بر این، تأکید مزدکیان بر آزادی فردی در باورهای دینی و مخالفت با دین سازمانیافته، به مفهوم جدایی دین از قدرت سیاسی نزدیک است؛ موضوعی که در اندیشههای آنارشیستی نیز جایگاه ویژهای دارد. این آزادی دینی، بازتابدهنده اعتراض به سلطهی نهادهای مذهبی و ساختارهای تحمیلی است که آنارشیسم همواره علیه آنها ایستاده است.
بنابراین، میتوان قیام مزدکیان را به مثابه یکی از نخستین تجلیهای تاریخی مقاومت مردمی علیه دولت و سلسلهمراتب قدرت دید که با اهداف آنارشیسم یا نزدیک به آن در پی برقراری جامعهای آزاد، برابر و بدون سلطه، همراستا است. مطالعه این جنبش از منظر آنارشیسم، نه تنها درک عمیقتری از ریشههای تاریخی عدالتخواهی و مبارزه با سلطه به ما میدهد، بلکه نشان میدهد که مبارزه برای آزادی و عدالت، دغدغهای فراملی و فراتر از زمان است.
Rebellion(m.n)
#آنارشیست #آنارشیسم #ایران #ایرانباستان #جنبشمزدکیان #دورانباستان #ریشههایآنارشیسم
-
ریشههای آنارشیسم در دوران باستان؛ ایران باستان(جنبش مزدکیان)
قیام مزدکیان یکی از بارزترین نمونههای تاریخی مقاومت علیه سلطه، استثمار و نابرابری در تاریخ ایران باستان است که میتواند از دیدگاه آنارشیسم به عنوان یک پیشنمونه و تجلی عملی اصول عدالت، برابری و آزادی تفسیر شود.
این جنبش به رهبری مزدک، آموزههایی رادیکال در نقد مالکیت خصوصی، تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی، و ساختارهای سلسلهمراتبی ارائه داد که با اصول بنیادین آنارشیسم اجتماعی پیوند عمیقی دارد.از منظر تاریخی، مزدکیان در شاهد سرکوبی خشونتآمیز بودند، چرا که سلطهگران وقت قدرت خود را در ساختارهای دولتی و نهادهای مذهبی زرتشتی متمرکز کرده بودند ،این اصلاحات عدالتخواهانه را تهدیدی مستقیم میدیدند. تاریخنگاران کلاسیک مانند طبری و یعقوبی، “جنبش مزدکی”را به عنوان تهدیدی برای نظم موجود و انحصار قدرت قلمداد کردهاند، اما از نگاه آنارشیسم، این جنبش گامی جسورانه برای نفی هر گونه استثمار و سلطه است.
از دیدگاه فلسفی، آموزههای مزدک که بر اشتراک داوطلبانه مالکیت و تساوی اجتماعی تأکید داشت، همراستا با اندیشههای آنارشیستی چون پیتر کروپوکتین قرار میگیرد که همکاری و همبستگی را پایه جامعهای آزاد و بدون دولت میداند. برخلاف دولتهای متمرکز و سلسلهمراتب زورمند، قیام مزدکیان نشان میدهد که جامعه میتواند بر اساس خودگردانی و عدالت بنیادین شکل گیرد، بدون نیاز به حکمرانی اجبارگر.
علاوه بر این، تأکید مزدکیان بر آزادی فردی در باورهای دینی و مخالفت با دین سازمانیافته، به مفهوم جدایی دین از قدرت سیاسی نزدیک است؛ موضوعی که در اندیشههای آنارشیستی نیز جایگاه ویژهای دارد. این آزادی دینی، بازتابدهنده اعتراض به سلطهی نهادهای مذهبی و ساختارهای تحمیلی است که آنارشیسم همواره علیه آنها ایستاده است.
بنابراین، میتوان قیام مزدکیان را به مثابه یکی از نخستین تجلیهای تاریخی مقاومت مردمی علیه دولت و سلسلهمراتب قدرت دید که با اهداف آنارشیسم یا نزدیک به آن در پی برقراری جامعهای آزاد، برابر و بدون سلطه، همراستا است. مطالعه این جنبش از منظر آنارشیسم، نه تنها درک عمیقتری از ریشههای تاریخی عدالتخواهی و مبارزه با سلطه به ما میدهد، بلکه نشان میدهد که مبارزه برای آزادی و عدالت، دغدغهای فراملی و فراتر از زمان است.
Rebellion(m.n)
#آنارشیست #آنارشیسم #ایران #ایرانباستان #جنبشمزدکیان #دورانباستان #ریشههایآنارشیسم
-
-
بدون بردهداری، وجود «کشور» غیرممکن است. از این روست که ما دشمن مفهوم کشور هستیم.
--
میخاییل #باکونین -
حکومت یعنی حق وضع قانون و تحمیلش با زور به همه: بدون نیروی پلیس حکومتی وجود ندارد.
--
اریکو مالاتستا -
#انتخابات با ایجاد توهم مشارکت برای همه، قدرت توجیه اعمال هرچهقدر ظالمانه را به برندگان میدهد.
--
موکسی مارلینسپایک -
اگر خدا وجود داشته باشد، باید او را نابود کرد
میخائیل باکونین (فیلسوف آزادی)؛ صدای انسانی که علیه قدرت عصیان کرد.
در روزگاری که آزادی را با فرمانپذیری اشتباه میگرفتند، و عدالت را در چهرهی قانون مسخشده میجستند، او از آنانی بود که برخاست و با صدای بلند اعلام کرد:
“هیچ قدرتی، حتی اگر به نام خیر باشد، سزاوار اطاعت نیست.”دیروز، سالروز تولد میخائیل باکونین بود؛ متفکر بزرگ آنارشیست، انسانی که همه چیز را در پرتو آزادی سنجید و هیچ نهادی حتی نهاد های انقلابی را از نقد مصون ندانست.
او هشدار داد که “دولت، حتی اگر از دل انقلاب برآید، دیر یا زود به دشمن مردم بدل میشود”.
و این هشدار، برای زمانهی ما، بیش از هر زمان دیگر ضروریست.باکونین، آنارشیسم را نه تخریب کور، بلکه ساختن نظمی نوین بر پایه همکاری، برابری، و آزادی میدانست.
در جهان او، انسان نه رعیت بود، نه تابع، نه ابزار؛ بلکه موجودی آگاه، کنشگر و آزاد.او نوشت:
“اگر خدا وجود داشته باشد، باید او را نابود کرد؛ چرا که هیچ قدرتی بالاتر از وجدان انسانی نیست”.
این جمله، دفاعی عمیق از استقلال فردیست در برابر هر سلطهی ماورایی یا زمینی،که به جرات می توان گفت “بزرگترین حمله به دین است”.
در دنیای امروز، آنارشیسمِ باکونینی شاید بیش از همیشه، الهامبخش است:
▪ زمانی که دولتها مرز میسازند، او از همبستگی جهانی میگوید.
▪ زمانی که قدرت، آزادی را گروگان میگیرد، او به کنش جمعی بدون رهبر باور دارد.
▪ و زمانی که سرمایهداری، انسان را به کالا تبدیل میکند، او از کرامت انسانی سخن میگوید.
▪ او اعتصاب را از عوامل بنیادین انقلاب فریاد زد، و حال که در فضای شورانگیز و غرورمندانه اعتصابات هستیم، اعتصابی از جنس شب بیداری های پشت کامیون، بد نیست به نقل قولی از او در این زمینه اشاره کنیم:«هر اعتصاب واقعی، پیشدرآمدی برای انقلاب است. کارگر در لحظهای که از کار میایستد، میآموزد که بدون او چرخهای جامعه نمیچرخند. این آگاهی، آغاز آزادی است.»
نامههایی به یک فرانسوی درباره بحران کنونی(میخائیل باکونین)
امروز، اگر به عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی میاندیشیم، باید باکونین را نه فقط بهعنوان یک اندیشمند، بلکه بهعنوان یادآور این حقیقت بنیادین بشناسیم:
آزادی، آغاز است؛ نه پاداش.
✍️: Rebellion(m.n)
#آزادی #آنارشیست #آنارشیسم #استقلالفردی_ #باکونین #خدارانابودکن #سالروزتولد #عدالت #فیلسوفآزادی #میخائیل #میخائیلباکونین
-
اگر خدا وجود داشته باشد، باید او را نابود کرد
میخائیل باکونین (فیلسوف آزادی)؛ صدای انسانی که علیه قدرت عصیان کرد.
در روزگاری که آزادی را با فرمانپذیری اشتباه میگرفتند، و عدالت را در چهرهی قانون مسخشده میجستند، او از آنانی بود که برخاست و با صدای بلند اعلام کرد:
“هیچ قدرتی، حتی اگر به نام خیر باشد، سزاوار اطاعت نیست.”دیروز، سالروز تولد میخائیل باکونین بود؛ متفکر بزرگ آنارشیست، انسانی که همه چیز را در پرتو آزادی سنجید و هیچ نهادی حتی نهاد های انقلابی را از نقد مصون ندانست.
او هشدار داد که “دولت، حتی اگر از دل انقلاب برآید، دیر یا زود به دشمن مردم بدل میشود”.
و این هشدار، برای زمانهی ما، بیش از هر زمان دیگر ضروریست.باکونین، آنارشیسم را نه تخریب کور، بلکه ساختن نظمی نوین بر پایه همکاری، برابری، و آزادی میدانست.
در جهان او، انسان نه رعیت بود، نه تابع، نه ابزار؛ بلکه موجودی آگاه، کنشگر و آزاد.او نوشت:
“اگر خدا وجود داشته باشد، باید او را نابود کرد؛ چرا که هیچ قدرتی بالاتر از وجدان انسانی نیست”.
این جمله، دفاعی عمیق از استقلال فردیست در برابر هر سلطهی ماورایی یا زمینی،که به جرات می توان گفت “بزرگترین حمله به دین است”.
در دنیای امروز، آنارشیسمِ باکونینی شاید بیش از همیشه، الهامبخش است:
▪ زمانی که دولتها مرز میسازند، او از همبستگی جهانی میگوید.
▪ زمانی که قدرت، آزادی را گروگان میگیرد، او به کنش جمعی بدون رهبر باور دارد.
▪ و زمانی که سرمایهداری، انسان را به کالا تبدیل میکند، او از کرامت انسانی سخن میگوید.
▪ او اعتصاب را از عوامل بنیادین انقلاب فریاد زد، و حال که در فضای شورانگیز و غرورمندانه اعتصابات هستیم، اعتصابی از جنس شب بیداری های پشت کامیون، بد نیست به نقل قولی از او در این زمینه اشاره کنیم:«هر اعتصاب واقعی، پیشدرآمدی برای انقلاب است. کارگر در لحظهای که از کار میایستد، میآموزد که بدون او چرخهای جامعه نمیچرخند. این آگاهی، آغاز آزادی است.»
نامههایی به یک فرانسوی درباره بحران کنونی(میخائیل باکونین)
امروز، اگر به عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی میاندیشیم، باید باکونین را نه فقط بهعنوان یک اندیشمند، بلکه بهعنوان یادآور این حقیقت بنیادین بشناسیم: آزادی، آغاز است؛ نه پاداش.
✍️: Rebellion(m.n)
#آزادی #آنارشیست #آنارشیسم #استقلالفردی_ #باکونین #خدارانابودکن #سالروزتولد #عدالت #فیلسوفآزادی #میخائیل #میخائیلباکونین
-
اگر خدا وجود داشته باشد، باید او را نابود کرد
میخائیل باکونین (فیلسوف آزادی)؛ صدای انسانی که علیه قدرت عصیان کرد.
در روزگاری که آزادی را با فرمانپذیری اشتباه میگرفتند، و عدالت را در چهرهی قانون مسخشده میجستند، او از آنانی بود که برخاست و با صدای بلند اعلام کرد:
“هیچ قدرتی، حتی اگر به نام خیر باشد، سزاوار اطاعت نیست.”دیروز، سالروز تولد میخائیل باکونین بود؛ متفکر بزرگ آنارشیست، انسانی که همه چیز را در پرتو آزادی سنجید و هیچ نهادی حتی نهاد های انقلابی را از نقد مصون ندانست.
او هشدار داد که “دولت، حتی اگر از دل انقلاب برآید، دیر یا زود به دشمن مردم بدل میشود”.
و این هشدار، برای زمانهی ما، بیش از هر زمان دیگر ضروریست.باکونین، آنارشیسم را نه تخریب کور، بلکه ساختن نظمی نوین بر پایه همکاری، برابری، و آزادی میدانست.
در جهان او، انسان نه رعیت بود، نه تابع، نه ابزار؛ بلکه موجودی آگاه، کنشگر و آزاد.او نوشت:
“اگر خدا وجود داشته باشد، باید او را نابود کرد؛ چرا که هیچ قدرتی بالاتر از وجدان انسانی نیست”.
این جمله، دفاعی عمیق از استقلال فردیست در برابر هر سلطهی ماورایی یا زمینی،که به جرات می توان گفت “بزرگترین حمله به دین است”.
در دنیای امروز، آنارشیسمِ باکونینی شاید بیش از همیشه، الهامبخش است:
▪ زمانی که دولتها مرز میسازند، او از همبستگی جهانی میگوید.
▪ زمانی که قدرت، آزادی را گروگان میگیرد، او به کنش جمعی بدون رهبر باور دارد.
▪ و زمانی که سرمایهداری، انسان را به کالا تبدیل میکند، او از کرامت انسانی سخن میگوید.
▪ او اعتصاب را از عوامل بنیادین انقلاب فریاد زد، و حال که در فضای شورانگیز و غرورمندانه اعتصابات هستیم، اعتصابی از جنس شب بیداری های پشت کامیون، بد نیست به نقل قولی از او در این زمینه اشاره کنیم:«هر اعتصاب واقعی، پیشدرآمدی برای انقلاب است. کارگر در لحظهای که از کار میایستد، میآموزد که بدون او چرخهای جامعه نمیچرخند. این آگاهی، آغاز آزادی است.»
نامههایی به یک فرانسوی درباره بحران کنونی(میخائیل باکونین)
امروز، اگر به عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی میاندیشیم، باید باکونین را نه فقط بهعنوان یک اندیشمند، بلکه بهعنوان یادآور این حقیقت بنیادین بشناسیم: آزادی، آغاز است؛ نه پاداش.
✍️: Rebellion(m.n)
#آزادی #آنارشیست #آنارشیسم #استقلالفردی_ #باکونین #خدارانابودکن #سالروزتولد #عدالت #فیلسوفآزادی #میخائیل #میخائیلباکونین
-
طیف هویتهای جنسیتی غیردوگانه و ۱۰۰ نکته برای حامی بهتری بودن
بعضی افراد جنسیتشون رو در قالب دوگانه زن و مرد تعریف نمیکنن.
اونها ممکنه یه جایی وسط این طیف باشن و #جنسیت غیردوگانه داشته
یا به یکی از دو طرف طیف نزدیکتر باشن
مثلاً جنسیتغیردوگانه زنانه
یا جنسیت غیردوگانه مردانه داشته باشن
یا یک جنسیت یگانه منحصر به خودشون داشته باشن
یا همزمان چند جنسیت داشته باشن
یا جنسیت سیال داشته باشن
یا اصلا جنسیت نداشته باشن
بعضیها برای اشاره به جنسیتهای مختلفی که در این طیف تعریف میشن از عبارت جنسیت غیردوگانه و کوییر
Non-binary and genderqueer NBGQ
استفاده میکنن. https://anarchistfront.noblogs.org/files/2025/05/طیف-هویت_های-جنسیتی-غیردوگانه.mp4 ======================۱۰۰ نکته برای حامی بهتری برای افرادی با جنسیت غیردوگانه بودن
نوشته شده توسط AC Dumlao جنسیت غیردوگانه در رسانههای جریان اصلی نسبت به گذشته آشکارتر و مشاهدهپذیرتر است اما این صرفاً به معنای فراهم شدن امنیت، حمایت، فرصتهای مختلف، درک و پذیرش یا هیچ کدام از نیازهای دیگر افراد با جنسیت غیردوگانه نیست. در دنیایی که دولتها (مثل دولت آمریکا) با اقلیتهای جنسی و جنسیتی، به خصوص افراد ترنس و افراد با جنسیت غیردوگانه رفتاری خصومتآمیز دارند، نیاز داریم حامیان همانجنسیتیمان در راستای مبارزه برای برابری از فرصتهایشان استفاده کنند و با توجه به قتلهای فراگیر ترنسها و افراد با جنسیت غیردوگانه، به خصوص زنان ترنس رنگین پوست، باید راههایی که جامعهای را با تکیه بر دیدگاه دو قطبی جنسی و جنسیتی وادار به خشونت میکند بررسی کنیم و برای ایجاد امنیت، کاری انجام دهیم. افراد مختلف از من به عنوان یک ترنس، یک مربی و مدافع حقوق افراد با جنسیت غیردوگانه میپرسند که چطور میتوانند حامی بهتری باشند؟ در کنار تجربیات خودم به عنوان یک فرد با جنسیت غیردوگانه و مجموعه اطلاعاتی که از شبکههای اجتماعی و دوستان فوقالعادهام بدست آوردهام، فهرستی از صد راه برای بهتر کردن دنیا برای افراد با جنسیت غیردوگانه را آماده کردم. این لیست، لیستی نیست که شما را به یک حامی همانجنسیتی تبدیل کند اما میتواند شروع خوبی باشد.
۱. تنها یک تجربه ثابت، از زندگی با جنسیت غیردوگانه وجود ندارد. تفاوتها را باید پذیرفت و جشن گرفت. تفاوت و پیچیدگی را باید با آغوش باز پذیرفت. پس با این حقیقت احساس راحتی کنید که هیچ کس همه چیز را نمیداند.
۲. قبول کنید که هویت افراد با جنسیت غیردوگانه، درباره آنها است نه شما. ( احساس ناراحتی میکنید؟ خودتان باید با این موضوع کنار بیایید. این چیزی نیست که در رابطه با آن با دوستتان که خودش را با جنسیت غیردوگانه هویت یابی میکند حرف بزنید و نباید او را با تراپیست خود اشتباه بگیرید.)
۳. یک بار گفتیم اما باز هم خواهیم گفت: الزامی در یکسان بودن تجربیات افراد با جنسیت غیردوگانه وجود ندارد، پس در دام کلیگویی نیافتید.
۴. پس اگر یک فرد با جنسیت غیردوگانه اعلام کند که برایش فرقی نمیکند که از چه ضمیری برای خطاب کردنش استفاده میکنید، این به این معنا نیست که برای بقیه هم فرقی نمیکند.
۵. موضوع دیگر این که پیش فرض نداشته باشید. نه فقط درباره افراد با جنسیت غیردوگانه بلکه به طور کلی درباره هر چیزی که به جنسیت مربوط است.
۶. قبول کنید که فقط با نگاه کردن به یک نفر نمیتوان جنسیت او را حدس زد. بله، قبول کردن این مسئله بسیار سخت است اما تا زمانی که توانایی خواندن ذهن مردم را نداریم هیچ وقت با یک نگاه، جنسیت آنها را نخواهیم فهمید.
۷. پس زمانی که [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] ضمیر شخص مقابل را نمیدانید هر چقدر هم که بنظرتان از ظاهر شخص جنسیت او قابل تشخیص است باز هم به ضمایر سوم شخص جمع مثلا در زبان انگلیسی (They/Them) بسنده کنید.
۸. نگاهی بیندازید و ببینید در طول روز چند بار متناسب با یکی از جنسیتهای دوگانه رفتار میکنید. مثل باز کردن در برای کسی، اصرار برای پرداخت صورت حساب، انجام کار خانگی، خریدن گل برای کسی. تمام این کلیشههای جنسیتی و معمولا جنسیتزده را بیندازید دور.
۹. به طور کلی جملههایی را که با «همه مردها فلان» یا «همه زنها بهمان» را از مکالمات روزمره خود حذف کنید.
۱۰. در واقع تمام نسخههای باقی مانده از «زنان ونوسی، مردان مریخی» را بسوزانید.
۱۱.قبول کنید که «هی دختر!/هی پسر!» [آقا، ای بابا] کلمههای با جنسیت خنثی نیستند، حتی اگر بین افراد کوییر استفاده شود! یا حتی اگر بعضی از افراد کوییر گفته باشند که مشکلی با دختر یا پسر خطاب شدن ندارند این دلیل بر این نیست که همه ما دوست داریم اینطور خطاب شویم.
۱۲. «داداش» یا «آقا» هم همینطور! حتی اگر دوستتان اسکیت بورد بازی میکند و تیپ ورزشی دارد.
۱۳. البته که به ما آموختهاند که استفاده از کلمات «آقا» و «خانم» بسیار مودبانه است بخصوص وقتی یک نفر را برای اولین بار میبینیم یا در ارتباط برقرار کردن با غریبهها و زمانی که به عنوان یک فروشنده یا ارائه دهنده خدماتی کار میکنیم. اما این عناوین خیلی وقتها با اطلاق جنس و جنسیت اشتباه به افراد میتواند قلب آنها را بشکند.
۱۴. اینقدر نگویید «جنس مخالف». در دنیا که فقط دو جنس و دو جنسیت وجود ندارد!
۱۵. همینطور هم از عباراتی مثل «یکی از دو جنسیت» یا « هر یک از دو جنسیت» استفاده نکنید. فکر میکنم متوجه الگوی اشتباه شده باشید.
۱۶. نه تنها فقط دو جنسیت وجود ندارد بلکه جنسیتها به سه تا هم ختم نمیشوند. به معنای واقعی کلمه، بینهایت جنسیت وجود دارد، در کنار انسانهای بیجنسیت. حد و مرزی وجود ندارد.
۱۷. از یک فرد با جنسیت غیردوگانه نخواهید که به نمایندگی از همه افراد با جنسیت غیردوگانه برای شما حرف بزند! ( این موضوع در مورد تمام هویتهای کمتر شناخته شده یا به حاشیه رانده شده صدق میکند).
۱۸. افراد با جنسیت غیردوگانه میتوانند خودشان را زن با جنسیت غیردوگانه یا مرد با جنسیت غیردوگانه معرفی کنند. گیج شدید؟ مشکلی نیست. یادتان باشد که موضوع شما نیستید. موضوع احترام به تک تک آدمها و هویتیابی آنهاست.
۱۹. پس اگر [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] یک فرد با جنسیت غیردوگانه از ضمیر خنثی برای خودش استفاده نکرد تعجب نکنید. افراد میتوانند از هر ضمیری که دوست دارند استفاده کنند. مثلاً یک فرد انگلیسی زبان ممکن است از ضمیر منتسب به زنان ( she) یا ضمیر منتسب به مردان (He) یا ضمیر خنثی (Ze) استفاده کند. بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه هم اصلاً دوست ندارند ضمیری داشته باشند و میخواهند زمانی که درباره آنها صحبت میشود فقط از اسمشان استفاده کنیم.
۲۰. درباره تاریخچه هویتهای غیردوگانه در فرهنگهای مختلف تحقیق کنید.
۲۱. به خصوص تاریخچه استعمارگری توسط امپریالیستهای غربی. کتاب استعمارگری جنسیت نوشته ماریا لوگونز (۱) کتاب بسیار فوقالعادهای برای شروع است.
۲۲. درک خودتان را از هویتیابی با جنسیت غیردوگانه در سطح زبانی، وسیعتر از تنها زبان خودتان کنید. خیلی از زبانها ضمیر سوم شخص مفرد ندارند. به صحبتهای افراد با جنسیت غیردوگانه که با زبانی به جز خودتان صحبت میکنند هم گوش کنید، آنها تجربههای متفاوتی در زندگیهایشان دارند.
۲۳. همین الان دست از خواندن این لیست بردارید و ویدویو این دختر آرژانتینی را که از اهمیت ضمیر جنسیت خنثی «Les» در زبان اسپانیایی حرف میزند تماشا کنید. ببینید که چطور روحتان به پرواز در میآید.
۲۴. «جنسیت غیردوگانه»، هم یک واژه چتری است و هم واژهای که یک فرد میتواند خودش را با آن معرفی کند. یک نفر ممکن است خودش را فقط با جنسیت غیردوگانه معرفی کند، اما فرد دیگری خودش را با «جنسیت غیردوگانه سیال» معرفی میکند. سعی کنید زمانی که افراد درباره خودشان حرف می زنند به آنها توجه کنید و ببینید از چه ادبیاتی استفاده میکنند، و بر اساس ادبیاتشان آنها را مورد خطاب قرار دهید.
۲۵. بدانید که پسوند «سیس-» و «ترنس-» دو پسوندی هستند که از زبان لاتین به زبان انگلیسی [و هم سایر زبانها حتی فارسی] وارد شدهاند و واژههایی نیستند که به تازگی و توسط خود افراد، مثلاً در شبکههای اجتماعی اختراع شده باشند. اگر هم اولین بار است که این واژهها را میشنوید، به این دایره لغوی خوش آمدید.
۲۶. هیچ ایرادی ندارد اگر با این واژهها در شبکههای اجتماعی آشنا شده باشید. میتوان از شبکههای اجتماعی هم اطلاعات درستی به دست آورد. در واقع اینترنت و شبکههای اجتماعی اولین راه دستیابی افراد به ایدهها و موضوعاتی است که در دنیای واقعی با آنها روبهرو نمیشوند و برخورد ندارند. مهم یاد گرفتن است.
۲۷. خیلی تعجب نکنید اگر فردی که خودش را با جنسیت غیردوگانه هویتیابی میکند مدل سنتی و کلیشهای دوگانه لباس پوشید. لباسهای شب و پاپیونها جنسیت ندارند. نگران نباشید، همه چیز درست است!
۲۸. توجه داشته باشید که بیان جنسیتی با هویت جنسیتی یکی نیست، حتی اگر خیلی به هم نزدیک باشند. همچنین افراد همانجنسیتی هم ممکن است خودشان را طوری ابراز کنند که در چارچوب دوگانه جنسیتی قرار نگیرند. من آگاه هستم که اجناس فروشگاهها بر اساس جنسیت تقسیم شدهاند، اما این اجناس نباید برای شما تصمیم بگیرند.
۲۹. همچنین یادتان باشد، همانطور که با نگاه کردن به ظاهر کسی نمیتوانید جنسیت او را بفهمید با دانستن این که یک نفر خودش را با جنسیت غیردوگانه هویتیابی میکند یا اینکه این فرد چطور لباس میپوشد هم هیچ چیزی درباره گرایش جنسی او نخواهید فهمید.
۳۰. در ضمن، افراد با جنسیت غیردوگانه میتوانند هرگونه سکشوالیتهای داشته باشند. دگرجنسگرا، هیچعاطفهگرا، هیچجنسگرا، کوییر، همجنسگرا، دوجنسگرا و هر گرایش جنسی دیگری.
۳۱. مثلاً در زبان انگلیسی عناوینی که برای خطاب افراد میتوان استفاده کرد به Ms., Mrs., and Mr ختم نمیشوند. عناوینی مثل Mx و M هم وجود دارند و من خودم شخصاً «سرورم» را هم خیلی دوست دارم.
۳۲. تنها دوست خود با جنسیت غیردوگانه را به عنوان یک بهانه برای رفتار ناراحتکننده خود بهانه نکنید. مثلاً ممکن است دوست شما از این که او را «داداش» صدا میکنید ناراحت نشود اما این بهانه خوبی نیست که شما این اشتباه را مدام تکرار کنید. جمله «من یک دوست با جنسیت غیردوگانه دارم و گفته ایرادی نداره که …» اصلاً توجیه خوبی نیست.
۳۳. این شماره هم به افراد ترنس و هم به افراد جنسیت غیردوگانه مربوط میشود: عبارت «دو – روح» یا «Two Spirit» فقط برای افراد بومی آمریکای شمالی استفاده میشود پس حتی اگر در بعضی نرمافزارها از این گزینه استفاده شده دلیل بر این نیست که بتوانید از آن برای افراد ترنس یا افراد با جنسیت غیردوگانه استفاده کنید.
۳۴. به دوستان جنسیت غیردوگانه خود نشان دهید که از آنها حمایت میکنید، خیلی واضح و همیشه، بدون هیچ انتظاری.
۳۵. [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] با استفاده از ضمایر مورد استفادهتان در انتهای ایمیلها طرف مقابل را از این موضوع آگاه کنید.
۳۶. ضمیری که ترجیح میدهید از آن استفاده شود را روی حساب کاربری شبکههای اجتماعی خود اضافه کنید.
۳۷. بیایید، همین حالا که مطمئن هستم آنلاین هستید این کار را انجام دهید.
۳۸. اگر یکی از دوستانتان، فردی با جنسیت غیر دوگانه را با ضمیر اشتباهی خطاب کرد حتماً به او تذکر دهید خصوصاً وقتی آن فرد حضور ندارد.
۳۹. اگر خود شما هم اتفاقی از ضمیر اشتباهی استفاده کردید خودتان را تصحیح کنید
. ۴۰. منابع خودتان را با آشنایان همانجنسیتی خود در میان بگذارید. به آنها آموزش دهید، سر صحبت را باز کنید و از این فرصت استفاده کنید تا کمی از بار روی دوش افراد با جنسیت غیردوگانه را کمتر کنید. حتی به روشی که در این لیست به آن اشاره نشده و به ذهن شما میرسد. از خلاقیت خود کمک بگیرید.
۴۱. سعی کنید وقتی داستانی تعریف میکنید از جنسیت دادن به شخصیتها مخصوصاً غریبهها پرهیز کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید «مردی با کت سیاه…» بگویید « فردی با کت سیاه…» آیا جنسیت دادن به شخصیتهای داستان تاثیر زیادی در نکته داستان میگذارد؟ «نه!»
۴۲. حیوانهای خانگی خود را هم با ضمایر بدون جنسیت صدا کنید. این تمرین بسیار خوبی است ( میتوانم درباره این موضوع تا صبح برای شما حرف بزنم، ما هیچ وقت نمیتوانیم جنسیت حیوانات را بدانیم چون آنها نمیتوانند حرف بزنند و خودشان برای ما تعریف کنند. آنچه ما میبینیم ظاهر اندام جنسی آنهاست)
۴۳. سنت «رونمایی از جنسیت فرزند» را همین جا تمام کنید. هنوز هم میتوانید جشن بگیرید و کیک و بادکنک داشته باشید و به جای جنسیت فرزندتان علامت ماه تولدش را بزنید به در و دیوار. ۴۴. و زمانی که قرار است دوستان شما صاحب فرزند شوند از آنها جنسیت بچه را نپرسید. اصلاً برای چی بپرسیم؟
۴۵. بیایید دوباره با نگاهی متفاوت به آبی و صورتی نگاه کنید. به عنوان دو رنگی که مشخص کننده جنسیت خاصی نیستند و زمانی که برای فرزند دوستتان وسیلهای میخرید رنگی غیر از صورتی و آبی انتخاب کنید.
۴۶. از همان ابتدا بچهها را با زبانی بیجنسیت پرورش دهید وبا آنها با این زبان مکالمه داشته باشید.
۴۷. دنبال برنامههای فوق برنامهای برای فرزندانتان باشید که بر اساس جنسیت طبقهبندی و دستهبندی نشده باشند و همینطور اگر معلم هستید تمرینهای گروهی کلاس را بر اساس گروههای جنسیتی دوگانه [پسرها و دخترها] جدا نکنید.
۴۸. و اگر شاغل هستید در محل کارتان فعالیتهای گروهی را به دو گروه «تیم خانمها» و «تیم آقایان» تقسیم نکنید.
۴۹. اگر میخواهید آواز بخوانید یا کسانی را برای آواز خواندن انتخاب کنید به جای «صدای زنانه» یا «صدای مردانه» به صدای بم/زیر و پایین/ بالا فکر کنید.
۵۰. رئیسها، معلمها و هر کسی که باید از روی یک لیست، اسم افراد را به هر دلیلی بخوانند، همیشه باید در کنار لیست ضمایر انتخابی افراد را اضافه کنند یا زمان معرفی افراد این فرصت را به آنها بدهند تا خودشان را با ضمایر دلخواهشان معرفی کنند.
۵۱. همیشه چند تا عنوان بدون جنسیت یا مناسب برای همه جنسیتها در ذهن خود داشته باشید. بیایید از همین حالا شروع کنیم: مشتری، رئیس، فرد، شخص، افراد، مردم، آدمها، رفقا…
۵۲. مهمتر از همه، دیگه از جمله « خانمها و آقایان» استفاده نکنید. من برای شما چند پیشنهاد دارم که میتوانید جایگزین کنید: «مهمانان محترم» یا «مهمانان عزیز» که هر دو، هم بدون جنسیت هستند و هم شیکترند.
۵۳. به جای استفاده از کلمات «پسران و دختران» از «بچهها/فرزندان» استفاده کنید.
۵۴. از عباراتی مثل «پسرها، دخترها و جنسیتغیردوگانهها» استفاده کنید.
۵۵. در مکانهای مذهبی به جای استفاده از کلمات «خواهر» یا «برادر» از عبارت «هموالد» استفاده کنید.
۵۶. در زبان انگلیسی به طور مثال به جای کلماتی که علاوه بر اشاره به شغل افراد، به جنسیت آنها هم اشاره دارد از کلمات بدون جنسیت استفاده کنید. مثلاً به جای Fireman از firefighter استفاده کنید یا به جای Postman از mail carrier استفاده کنید.
۵۷. در مکانهایی که اصرار بر پوشیدن لباسی مشخص دارند تلاش به تغییر آن لباس به یک فرم بدون جنسیت کنید. شاید پوشیدن لباسی مشخص برای یک مکان خاص شما را اذیت نکند، اما جنسیت داشتن آن لباس میتواند برای افراد بدون جنسیت آزار دهنده باشد.
۵۸. از مدرسه، اداره یا محل کارتان درخواست کنید درباره فرهنگ جنسیت غیردوگانه و افراد ترنس آموزش ببینند و خودشان را با آن فرهنگ تطبیق دهند.
۵۹. در متنهای انگلیسی برای خلاصه کردن اصطلاح Non-binary (جنسیت غیردوگانه) به جای شکل نوشتار NB از شکل نوشتار Enby (ان.بی) استفاده کنید. چون NB قبل از این، در جامعهی افراد رنگینپوست برای خلاصه کردن عبارت Non-Black یا غیر سیاهپوست استفاده شده و ما باید به اینکه این مختصر قبلا توسط آنها استفاده شده احترام بگذاریم.
۶۰. این مسئله را درک کنید که زمانی که یک پزشک از مرد، زن و میانجنسی صحبت میکند به طور خاص اشاره به کروموزومها و اندام جنسی دارد و این ربطی به این موضوع ندارد که یک بچه زمانی که بزرگ میشود چه جنسیتی خواهد داشت.
۶۱. همچنین زحمات افراد میانجنسی و مدافعین جنسیت سوم، بخصوص فعالیتهای اینتراکت (InterACT) را نادیده نگیریم.
۶۲. این موضوع را درک کنید که بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است جراحیهایی برای تطبیق جنسیت انجام دهند و همچنان یک فرد با جنسیت غیردوگانه باشند.
۶۳. بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است هورمون تراپی کنند و همچنان فرد با جنسیت غیردوگانه باشند.
۶۴. افراد با جنسیت غیر دوگانه ممکن است هیچ جراحی تطبیق جنسیت یا هورمون تراپی انجام ندهند. بله درست متوجه شدید، این افراد هم ممکن است جنسیت غیردوگانه داشته باشند.
۶۵. این طرز تفکر که یک تیپ جنسیت غیردوگانه وجود دارد و تصویری را که رسانه به ما از افراد لاغر با پوستهای سفید و هیکلهای نسبتاً عضلانی نشان میدهد از سرتان بیرون کنید. هیچ نمونهای که نماینده طرز پوشش یا تیپ ظاهری افراد با جنسیت غیردوگانه باشد وجود ندارد.
۶۶. تیپ ظاهری و بیان جنسیتی هر فرد با جنسیت غیردوگانه، به میزان دسترسی او به لباسهای مختلف، هورمون، پروسههای پزشکی مورد علاقه آنها بستگی دارد. به این موضوع احترام بگذارید.
۶۷. تیپ ظاهری و بیان جنسیتی افراد با جنسیت غیردوگانه میتواند به میزان امنیت آنها در جامعه اطرافشان هم مرتبط باشد. در دنیایی که با افراد غیرهمانجنسیتی، بخصوص افراد ترنس، و حتی به شکل خاصتر زنان ترنس رنگین پوست خصومتآمیز رفتار میکنند، لباس پوشیدن مطابق با کلیشههای جنسیت دوگانه بخاطر امنیت صحبت از مرگ و زندگی است. متوجه اهمیت این موضوع هستید؟
۶۸. افراد با جنسیت غیردوگانه هم ممکن است هر روز بسته به حسی که دارند، متفاوت از دیروز یا روز قبل و بعدش در جامعه حاضر شوند، دقیقا مثل تمام انسانهای دیگر.
۶۹. خب. یک لحظه خودتان را جای فرد با جنسیت غیردوگانهای بگذارید که تنها انتخابهایش برای رفتن به سرویس بهداشتی، مردانه یا زنانه است. بیایید فقط یک لحظه بهش فکر کنیم.
۷۰. اگر در سرویس بهداشتی فردی را دیدید که جنسیتش شما را گیج میکند، به جای زل زدن، کار خودتان را ادامه دهید. اگر بخواهیم منطقی فکر کنیم اسم این مکان سرویس بهداشتی و کاربرد آن معلوم است.
۷۱. زمانی که فقط یک سرویس بهداشتی وجود دارد که برچسب یک جنسیت روی آن چسبیده، به این موضوع اعتراض کنید. سرویسهای بهداشتی خانهها همه بدون جنسیت هستند و باید همهی سرویسهای بهداشتی به همین شکل باشند.
۷۲. از پرسیدن ضمیر ترجیحی افراد نترسید. شاید به نظر سوال عجیبی باشد اما با ضمیر اشتباه کسی را خطاب کردن عجیبتر و عذابآورتر است.
۷۳. تا به حال از کسی دربارهی ضمیر انتخابی آنها پرسیدهاید؟ نگران نباشید فقط کافیست جلو بروید و بپرسید «راستی دوست دارید با چه ضمیری شما را صدا کنم؟» یا « من دوست دارم من را با ضمیر …صدا کنند. شما دوست دارید چطور خطابتان کنند؟»
۷۴. همچنین سعی کنید بیشتر از موتورهای جستجو استفاده کنید. همین حالا با من تکرار کنید « گوگل دوست خوب من است». به جای پرسیدن سوالهایی که شاید جواب دادنش از لحاظ احساسی برای یک فرد با جنسیت غیردوگانه سخت باشه میتوانید در گوگل به دنبال جواب بگردید.
۷۵. انتظار نداشته باشید برای حامی بودن از شما قدردانی شود. احترام به دیگران حداقل پیش نیاز انسانیت است.
۷۶. یاد بگیرید چطور اشتباه کنید. به طور مثال وقتی فردی را اشتباه خطاب میکنید کافیست اشتباهتان را با بیان کلمه درست اصلاح کنید. با ادامه دادن، خود و دیگران را اذیت نکنید و یا با ترساندن خودتان از اینکه چقدر استفاده از کلمه درست برای خطاب کردن افراد سخت است، اوضاع را سختتر نکنید.
۷۷. یاد بگیرید عذرخواهی کنید. با آرامش و متانت.
۷۸. از پرسیدن سوالهای تهاجمی و تند از افراد درباره بدنشان دست بردارید. چیزی که زیر لباس افراد است ربطی به شما ندارد.
۷۹. نسبت به کلماتی که برای تعریف کردن از دوستانتان استفاده میکنید، هوشیار باشید. برخی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است «زیبا» یا «خوشتیپ» را دوست داشته باشند ولی بقیه نه. اگر این موضوع شما را گیج کرده میتوانید مودبانه از آنها بپرسید چه کلماتی را ترجیح میدهند.
۸۰. هویت جنسیتی غیردوگانه یک مد زود گذر نیست. به این نکته هم دقت داشته باشید که پوشش رسانهها از این موضوع ممکن است به درک بسیاری از افراد نسبت به جنسیتشان کمک کند. آنها از کسی تقلید نمی کنند.
۸۱. روز والدین با جنسیت غیردوگانه را جشن بگیرید! شاید بعضیها ممکن است روز پدر و روز مادر را جشن بگیرند و بعضی از والدین ممکن است کاملا نادیده گرفته شوند. از والدین دارای هویت جنسیتی غیردوگانه بپرسید که دوست دارند کدام روز برایشان جشن بگیرید. یا یکی از روزهای سال برای آنها کارت تبریک بفرستید و این روز را برایشان تبدیل به یک روز خاص کنید.
۸۲. کلمات خاله و عمو و دایی را هم میتوانید با هموالد والدین جایگزین کنید.
۸۳. و همینطور فرزندان هموالدهایتان!
۸۴. وقتی درباره بدن صحبت میکنید، دقیق و مشخص حرف بزنید. برای مثال: حاملگی را فقط به زنان اختصاص ندهید. افراد با جنسیتهای متفاوت میتوانند حامله شوند.
۸۵. همین نکته درباره پریود هم صادق است.
۸۶. در محل زندگی خود از افراد با جنسیت سوم دفاع کنید. (ایالتهای متفاوت در آمریکا مثل کالیفرنیا، اورگان و واشنگتن در گواهی تولد امکان استفاده از هویت جنسیتی غیردوگانه را دارند.)
۸۷.اگر شما در مقام مدیریت هستید، مطمئن شوید که فرمهای شرکت شما دارای ضمیر اشاره به افراد با هویت جنسیتی غیر دوگانه است.
۸۸.نوشتههای نویسندههای با جنسیت غیردوگانه – نه فقط کتاب، بلکه مقالهها، پستهای بلاگها و مصاحبهها- را مطالعه کنید.
۸۹. به موسیقی افراد با جنسیت غیردوگانه گوش کنید. نه تنها روی سرویسهای جریان اصلی بلکه روی سامانههای کمتر شنیده شده.
۹۰. روی شبکههای اجتماعی افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه را دنبال کنید. دنبال کردن افراد با جنسیت غیردوگانه متفاوت دید شما را به جهان بازتر میکند.
۹۱. از افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه در نرمافزارهایی مثل Cash App، Venom، Patreon، Ko-Fi حمایت کنید. (نرمافزارهای درآمدزایی) جنسیت یک فرد میتواند نقش به سزایی در توانایی آنها در درآمدزایی داشته باشد. سرمایه همانجنسیتی را دوباره به شکلی عادلانه توزیع کنید.
۹۲. از شرکت در هر برنامه فقط همانجنسیتی خودداری کنید: پنلها، مراسمات و سمینارها و ..
۹۳. زمانی که تصمیم میگیرید افراد با جنسیت غیردوگانه را هم به لیست مهمانان دعوت شده اضافه کنید، این کار را به شکلی انجام ندهید که انگار آنها ضمیمهای به اصل قضیه هستند. اگر بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه مایل به شرکت در مراسم «فقط زنانه و با حضور افراد با جنسیت غیردوگانه» هستند شاید بقیه تمایلی نداشته باشند. وقتی من دعوتنامهای با عنوان «زنان و افراد با جنسیت غیردوگانه» دریافت میکنم برایم این سوال پیش میآید که آیا مردان با جنسیت غیردوگانه و یا مردان ترنس هم میتوانند در آن برنامه شرکت کنند. آیا دعوت بودن یا نبودنمان به شرایط ظاهری آن روز ما بستگی دارد؟ سعی کنید در ادبیاتی که استفاده میکنید دقت کنید.
۹۴. وقتی کسی افراد با جنسیت غیردوگانه را مسخره میکند یا برای آنها جک میسازد مقابل آنها بایستید.
۹۵. افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه را از آمار و ارقام حذف نکنید. هر جا که جدولها و جملات تنها زنان و مردان را شمردهاند آنها را به چالش بکشید.
۹۶. افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه ممکن است به علت زندگی در دنیایی با جنسیت دوگانه از سندروم طرد شدن رنج ببرند. افرادی را که اصرار دارند تنها دو جنسیت زن و مرد وجود دارد، تصحیح کنید، این کار میتواند کمک بسیاری کند.
۹۷. زمانی که گزینههای موجود تنها مرد، زن و ترنس هستند، آنها را به چالش بکشید. به یاد داشته باشید که ترنس و همانجنسیتی تنها صفت هستند، نه اسم یا جنسیت!
۹۸. شما حتماً درباره طیف میدانید، اما جنسیت را یک کهکشان در نظر بگیرید. نه دو بعدی یا سه بعدی، بلکه چند بعدی، همیشه در حال گسترش، همیشه در حال رشد و بینهایت.
۹۹.آدری لرد گفته «چیزی با عنوان مبارزه تک محور وجود نداره چون ما زندگی تک محوری را زندگی نمیکنیم.» افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه رنگینپوست، بومی، کارگر جنسی، بدون مدارک شناسایی، مهاجر، دارای ناتوانی جسمی، فقیر، زندانی، مسن و از اقلیتهای به حاشیه رانده شده دیگر هستند. در نظر داشته باشید که افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه تجربیات و پیشینههای متفاوتی دارند و واقعی و معتبر هستند.
۱۰۰. قبول کنید که همیشه چیزهای بیشتری برای یاد گرفتن وجود دارد. برای ادامه دادن به یادگیری آماده باشید.
مبدا: سازمان مردم نهاد اسپکتروم – دوجنسگرا
#nonBinary #TheyThem #آنارشیست #آنارشیسم #برابریتمامانسانها #ترنس #جنس #جنسیت #جنسیتغیردوگانه #ضمیرجنسیتی #طیفجنسجنسیت #طیفگرایشهایجنسیوبیانجنسیتی #کوییر #هویت
-
طیف هویتهای جنسیتی غیردوگانه و ۱۰۰ نکته برای حامی بهتری بودن
بعضی افراد جنسیتشون رو در قالب دوگانه زن و مرد تعریف نمیکنن.
اونها ممکنه یه جایی وسط این طیف باشن و #جنسیت غیردوگانه داشته
یا به یکی از دو طرف طیف نزدیکتر باشن
مثلاً جنسیتغیردوگانه زنانه
یا جنسیت غیردوگانه مردانه داشته باشن
یا یک جنسیت یگانه منحصر به خودشون داشته باشن
یا همزمان چند جنسیت داشته باشن
یا جنسیت سیال داشته باشن
یا اصلا جنسیت نداشته باشن
بعضیها برای اشاره به جنسیتهای مختلفی که در این طیف تعریف میشن از عبارت جنسیت غیردوگانه و کوییر
Non-binary and genderqueer NBGQ
استفاده میکنن. https://anarchistfront.noblogs.org/files/2025/05/طیف-هویت_های-جنسیتی-غیردوگانه.mp4 ======================۱۰۰ نکته برای حامی بهتری برای افرادی با جنسیت غیردوگانه بودن
نوشته شده توسط AC Dumlao جنسیت غیردوگانه در رسانههای جریان اصلی نسبت به گذشته آشکارتر و مشاهدهپذیرتر است اما این صرفاً به معنای فراهم شدن امنیت، حمایت، فرصتهای مختلف، درک و پذیرش یا هیچ کدام از نیازهای دیگر افراد با جنسیت غیردوگانه نیست. در دنیایی که دولتها (مثل دولت آمریکا) با اقلیتهای جنسی و جنسیتی، به خصوص افراد ترنس و افراد با جنسیت غیردوگانه رفتاری خصومتآمیز دارند، نیاز داریم حامیان همانجنسیتیمان در راستای مبارزه برای برابری از فرصتهایشان استفاده کنند و با توجه به قتلهای فراگیر ترنسها و افراد با جنسیت غیردوگانه، به خصوص زنان ترنس رنگین پوست، باید راههایی که جامعهای را با تکیه بر دیدگاه دو قطبی جنسی و جنسیتی وادار به خشونت میکند بررسی کنیم و برای ایجاد امنیت، کاری انجام دهیم. افراد مختلف از من به عنوان یک ترنس، یک مربی و مدافع حقوق افراد با جنسیت غیردوگانه میپرسند که چطور میتوانند حامی بهتری باشند؟ در کنار تجربیات خودم به عنوان یک فرد با جنسیت غیردوگانه و مجموعه اطلاعاتی که از شبکههای اجتماعی و دوستان فوقالعادهام بدست آوردهام، فهرستی از صد راه برای بهتر کردن دنیا برای افراد با جنسیت غیردوگانه را آماده کردم. این لیست، لیستی نیست که شما را به یک حامی همانجنسیتی تبدیل کند اما میتواند شروع خوبی باشد.
۱. تنها یک تجربه ثابت، از زندگی با جنسیت غیردوگانه وجود ندارد. تفاوتها را باید پذیرفت و جشن گرفت. تفاوت و پیچیدگی را باید با آغوش باز پذیرفت. پس با این حقیقت احساس راحتی کنید که هیچ کس همه چیز را نمیداند.
۲. قبول کنید که هویت افراد با جنسیت غیردوگانه، درباره آنها است نه شما. ( احساس ناراحتی میکنید؟ خودتان باید با این موضوع کنار بیایید. این چیزی نیست که در رابطه با آن با دوستتان که خودش را با جنسیت غیردوگانه هویت یابی میکند حرف بزنید و نباید او را با تراپیست خود اشتباه بگیرید.)
۳. یک بار گفتیم اما باز هم خواهیم گفت: الزامی در یکسان بودن تجربیات افراد با جنسیت غیردوگانه وجود ندارد، پس در دام کلیگویی نیافتید.
۴. پس اگر یک فرد با جنسیت غیردوگانه اعلام کند که برایش فرقی نمیکند که از چه ضمیری برای خطاب کردنش استفاده میکنید، این به این معنا نیست که برای بقیه هم فرقی نمیکند.
۵. موضوع دیگر این که پیش فرض نداشته باشید. نه فقط درباره افراد با جنسیت غیردوگانه بلکه به طور کلی درباره هر چیزی که به جنسیت مربوط است.
۶. قبول کنید که فقط با نگاه کردن به یک نفر نمیتوان جنسیت او را حدس زد. بله، قبول کردن این مسئله بسیار سخت است اما تا زمانی که توانایی خواندن ذهن مردم را نداریم هیچ وقت با یک نگاه، جنسیت آنها را نخواهیم فهمید.
۷. پس زمانی که [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] ضمیر شخص مقابل را نمیدانید هر چقدر هم که بنظرتان از ظاهر شخص جنسیت او قابل تشخیص است باز هم به ضمایر سوم شخص جمع مثلا در زبان انگلیسی (They/Them) بسنده کنید.
۸. نگاهی بیندازید و ببینید در طول روز چند بار متناسب با یکی از جنسیتهای دوگانه رفتار میکنید. مثل باز کردن در برای کسی، اصرار برای پرداخت صورت حساب، انجام کار خانگی، خریدن گل برای کسی. تمام این کلیشههای جنسیتی و معمولا جنسیتزده را بیندازید دور.
۹. به طور کلی جملههایی را که با «همه مردها فلان» یا «همه زنها بهمان» را از مکالمات روزمره خود حذف کنید.
۱۰. در واقع تمام نسخههای باقی مانده از «زنان ونوسی، مردان مریخی» را بسوزانید.
۱۱.قبول کنید که «هی دختر!/هی پسر!» [آقا، ای بابا] کلمههای با جنسیت خنثی نیستند، حتی اگر بین افراد کوییر استفاده شود! یا حتی اگر بعضی از افراد کوییر گفته باشند که مشکلی با دختر یا پسر خطاب شدن ندارند این دلیل بر این نیست که همه ما دوست داریم اینطور خطاب شویم.
۱۲. «داداش» یا «آقا» هم همینطور! حتی اگر دوستتان اسکیت بورد بازی میکند و تیپ ورزشی دارد.
۱۳. البته که به ما آموختهاند که استفاده از کلمات «آقا» و «خانم» بسیار مودبانه است بخصوص وقتی یک نفر را برای اولین بار میبینیم یا در ارتباط برقرار کردن با غریبهها و زمانی که به عنوان یک فروشنده یا ارائه دهنده خدماتی کار میکنیم. اما این عناوین خیلی وقتها با اطلاق جنس و جنسیت اشتباه به افراد میتواند قلب آنها را بشکند.
۱۴. اینقدر نگویید «جنس مخالف». در دنیا که فقط دو جنس و دو جنسیت وجود ندارد!
۱۵. همینطور هم از عباراتی مثل «یکی از دو جنسیت» یا « هر یک از دو جنسیت» استفاده نکنید. فکر میکنم متوجه الگوی اشتباه شده باشید.
۱۶. نه تنها فقط دو جنسیت وجود ندارد بلکه جنسیتها به سه تا هم ختم نمیشوند. به معنای واقعی کلمه، بینهایت جنسیت وجود دارد، در کنار انسانهای بیجنسیت. حد و مرزی وجود ندارد.
۱۷. از یک فرد با جنسیت غیردوگانه نخواهید که به نمایندگی از همه افراد با جنسیت غیردوگانه برای شما حرف بزند! ( این موضوع در مورد تمام هویتهای کمتر شناخته شده یا به حاشیه رانده شده صدق میکند).
۱۸. افراد با جنسیت غیردوگانه میتوانند خودشان را زن با جنسیت غیردوگانه یا مرد با جنسیت غیردوگانه معرفی کنند. گیج شدید؟ مشکلی نیست. یادتان باشد که موضوع شما نیستید. موضوع احترام به تک تک آدمها و هویتیابی آنهاست.
۱۹. پس اگر [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] یک فرد با جنسیت غیردوگانه از ضمیر خنثی برای خودش استفاده نکرد تعجب نکنید. افراد میتوانند از هر ضمیری که دوست دارند استفاده کنند. مثلاً یک فرد انگلیسی زبان ممکن است از ضمیر منتسب به زنان ( she) یا ضمیر منتسب به مردان (He) یا ضمیر خنثی (Ze) استفاده کند. بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه هم اصلاً دوست ندارند ضمیری داشته باشند و میخواهند زمانی که درباره آنها صحبت میشود فقط از اسمشان استفاده کنیم.
۲۰. درباره تاریخچه هویتهای غیردوگانه در فرهنگهای مختلف تحقیق کنید.
۲۱. به خصوص تاریخچه استعمارگری توسط امپریالیستهای غربی. کتاب استعمارگری جنسیت نوشته ماریا لوگونز (۱) کتاب بسیار فوقالعادهای برای شروع است.
۲۲. درک خودتان را از هویتیابی با جنسیت غیردوگانه در سطح زبانی، وسیعتر از تنها زبان خودتان کنید. خیلی از زبانها ضمیر سوم شخص مفرد ندارند. به صحبتهای افراد با جنسیت غیردوگانه که با زبانی به جز خودتان صحبت میکنند هم گوش کنید، آنها تجربههای متفاوتی در زندگیهایشان دارند.
۲۳. همین الان دست از خواندن این لیست بردارید و ویدویو این دختر آرژانتینی را که از اهمیت ضمیر جنسیت خنثی «Les» در زبان اسپانیایی حرف میزند تماشا کنید. ببینید که چطور روحتان به پرواز در میآید.
۲۴. «جنسیت غیردوگانه»، هم یک واژه چتری است و هم واژهای که یک فرد میتواند خودش را با آن معرفی کند. یک نفر ممکن است خودش را فقط با جنسیت غیردوگانه معرفی کند، اما فرد دیگری خودش را با «جنسیت غیردوگانه سیال» معرفی میکند. سعی کنید زمانی که افراد درباره خودشان حرف می زنند به آنها توجه کنید و ببینید از چه ادبیاتی استفاده میکنند، و بر اساس ادبیاتشان آنها را مورد خطاب قرار دهید.
۲۵. بدانید که پسوند «سیس-» و «ترنس-» دو پسوندی هستند که از زبان لاتین به زبان انگلیسی [و هم سایر زبانها حتی فارسی] وارد شدهاند و واژههایی نیستند که به تازگی و توسط خود افراد، مثلاً در شبکههای اجتماعی اختراع شده باشند. اگر هم اولین بار است که این واژهها را میشنوید، به این دایره لغوی خوش آمدید.
۲۶. هیچ ایرادی ندارد اگر با این واژهها در شبکههای اجتماعی آشنا شده باشید. میتوان از شبکههای اجتماعی هم اطلاعات درستی به دست آورد. در واقع اینترنت و شبکههای اجتماعی اولین راه دستیابی افراد به ایدهها و موضوعاتی است که در دنیای واقعی با آنها روبهرو نمیشوند و برخورد ندارند. مهم یاد گرفتن است.
۲۷. خیلی تعجب نکنید اگر فردی که خودش را با جنسیت غیردوگانه هویتیابی میکند مدل سنتی و کلیشهای دوگانه لباس پوشید. لباسهای شب و پاپیونها جنسیت ندارند. نگران نباشید، همه چیز درست است!
۲۸. توجه داشته باشید که بیان جنسیتی با هویت جنسیتی یکی نیست، حتی اگر خیلی به هم نزدیک باشند. همچنین افراد همانجنسیتی هم ممکن است خودشان را طوری ابراز کنند که در چارچوب دوگانه جنسیتی قرار نگیرند. من آگاه هستم که اجناس فروشگاهها بر اساس جنسیت تقسیم شدهاند، اما این اجناس نباید برای شما تصمیم بگیرند.
۲۹. همچنین یادتان باشد، همانطور که با نگاه کردن به ظاهر کسی نمیتوانید جنسیت او را بفهمید با دانستن این که یک نفر خودش را با جنسیت غیردوگانه هویتیابی میکند یا اینکه این فرد چطور لباس میپوشد هم هیچ چیزی درباره گرایش جنسی او نخواهید فهمید.
۳۰. در ضمن، افراد با جنسیت غیردوگانه میتوانند هرگونه سکشوالیتهای داشته باشند. دگرجنسگرا، هیچعاطفهگرا، هیچجنسگرا، کوییر، همجنسگرا، دوجنسگرا و هر گرایش جنسی دیگری.
۳۱. مثلاً در زبان انگلیسی عناوینی که برای خطاب افراد میتوان استفاده کرد به Ms., Mrs., and Mr ختم نمیشوند. عناوینی مثل Mx و M هم وجود دارند و من خودم شخصاً «سرورم» را هم خیلی دوست دارم.
۳۲. تنها دوست خود با جنسیت غیردوگانه را به عنوان یک بهانه برای رفتار ناراحتکننده خود بهانه نکنید. مثلاً ممکن است دوست شما از این که او را «داداش» صدا میکنید ناراحت نشود اما این بهانه خوبی نیست که شما این اشتباه را مدام تکرار کنید. جمله «من یک دوست با جنسیت غیردوگانه دارم و گفته ایرادی نداره که …» اصلاً توجیه خوبی نیست.
۳۳. این شماره هم به افراد ترنس و هم به افراد جنسیت غیردوگانه مربوط میشود: عبارت «دو – روح» یا «Two Spirit» فقط برای افراد بومی آمریکای شمالی استفاده میشود پس حتی اگر در بعضی نرمافزارها از این گزینه استفاده شده دلیل بر این نیست که بتوانید از آن برای افراد ترنس یا افراد با جنسیت غیردوگانه استفاده کنید.
۳۴. به دوستان جنسیت غیردوگانه خود نشان دهید که از آنها حمایت میکنید، خیلی واضح و همیشه، بدون هیچ انتظاری.
۳۵. [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] با استفاده از ضمایر مورد استفادهتان در انتهای ایمیلها طرف مقابل را از این موضوع آگاه کنید.
۳۶. ضمیری که ترجیح میدهید از آن استفاده شود را روی حساب کاربری شبکههای اجتماعی خود اضافه کنید.
۳۷. بیایید، همین حالا که مطمئن هستم آنلاین هستید این کار را انجام دهید.
۳۸. اگر یکی از دوستانتان، فردی با جنسیت غیر دوگانه را با ضمیر اشتباهی خطاب کرد حتماً به او تذکر دهید خصوصاً وقتی آن فرد حضور ندارد.
۳۹. اگر خود شما هم اتفاقی از ضمیر اشتباهی استفاده کردید خودتان را تصحیح کنید
. ۴۰. منابع خودتان را با آشنایان همانجنسیتی خود در میان بگذارید. به آنها آموزش دهید، سر صحبت را باز کنید و از این فرصت استفاده کنید تا کمی از بار روی دوش افراد با جنسیت غیردوگانه را کمتر کنید. حتی به روشی که در این لیست به آن اشاره نشده و به ذهن شما میرسد. از خلاقیت خود کمک بگیرید.
۴۱. سعی کنید وقتی داستانی تعریف میکنید از جنسیت دادن به شخصیتها مخصوصاً غریبهها پرهیز کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید «مردی با کت سیاه…» بگویید « فردی با کت سیاه…» آیا جنسیت دادن به شخصیتهای داستان تاثیر زیادی در نکته داستان میگذارد؟ «نه!»
۴۲. حیوانهای خانگی خود را هم با ضمایر بدون جنسیت صدا کنید. این تمرین بسیار خوبی است ( میتوانم درباره این موضوع تا صبح برای شما حرف بزنم، ما هیچ وقت نمیتوانیم جنسیت حیوانات را بدانیم چون آنها نمیتوانند حرف بزنند و خودشان برای ما تعریف کنند. آنچه ما میبینیم ظاهر اندام جنسی آنهاست)
۴۳. سنت «رونمایی از جنسیت فرزند» را همین جا تمام کنید. هنوز هم میتوانید جشن بگیرید و کیک و بادکنک داشته باشید و به جای جنسیت فرزندتان علامت ماه تولدش را بزنید به در و دیوار. ۴۴. و زمانی که قرار است دوستان شما صاحب فرزند شوند از آنها جنسیت بچه را نپرسید. اصلاً برای چی بپرسیم؟
۴۵. بیایید دوباره با نگاهی متفاوت به آبی و صورتی نگاه کنید. به عنوان دو رنگی که مشخص کننده جنسیت خاصی نیستند و زمانی که برای فرزند دوستتان وسیلهای میخرید رنگی غیر از صورتی و آبی انتخاب کنید.
۴۶. از همان ابتدا بچهها را با زبانی بیجنسیت پرورش دهید وبا آنها با این زبان مکالمه داشته باشید.
۴۷. دنبال برنامههای فوق برنامهای برای فرزندانتان باشید که بر اساس جنسیت طبقهبندی و دستهبندی نشده باشند و همینطور اگر معلم هستید تمرینهای گروهی کلاس را بر اساس گروههای جنسیتی دوگانه [پسرها و دخترها] جدا نکنید.
۴۸. و اگر شاغل هستید در محل کارتان فعالیتهای گروهی را به دو گروه «تیم خانمها» و «تیم آقایان» تقسیم نکنید.
۴۹. اگر میخواهید آواز بخوانید یا کسانی را برای آواز خواندن انتخاب کنید به جای «صدای زنانه» یا «صدای مردانه» به صدای بم/زیر و پایین/ بالا فکر کنید.
۵۰. رئیسها، معلمها و هر کسی که باید از روی یک لیست، اسم افراد را به هر دلیلی بخوانند، همیشه باید در کنار لیست ضمایر انتخابی افراد را اضافه کنند یا زمان معرفی افراد این فرصت را به آنها بدهند تا خودشان را با ضمایر دلخواهشان معرفی کنند.
۵۱. همیشه چند تا عنوان بدون جنسیت یا مناسب برای همه جنسیتها در ذهن خود داشته باشید. بیایید از همین حالا شروع کنیم: مشتری، رئیس، فرد، شخص، افراد، مردم، آدمها، رفقا…
۵۲. مهمتر از همه، دیگه از جمله « خانمها و آقایان» استفاده نکنید. من برای شما چند پیشنهاد دارم که میتوانید جایگزین کنید: «مهمانان محترم» یا «مهمانان عزیز» که هر دو، هم بدون جنسیت هستند و هم شیکترند.
۵۳. به جای استفاده از کلمات «پسران و دختران» از «بچهها/فرزندان» استفاده کنید.
۵۴. از عباراتی مثل «پسرها، دخترها و جنسیتغیردوگانهها» استفاده کنید.
۵۵. در مکانهای مذهبی به جای استفاده از کلمات «خواهر» یا «برادر» از عبارت «هموالد» استفاده کنید.
۵۶. در زبان انگلیسی به طور مثال به جای کلماتی که علاوه بر اشاره به شغل افراد، به جنسیت آنها هم اشاره دارد از کلمات بدون جنسیت استفاده کنید. مثلاً به جای Fireman از firefighter استفاده کنید یا به جای Postman از mail carrier استفاده کنید.
۵۷. در مکانهایی که اصرار بر پوشیدن لباسی مشخص دارند تلاش به تغییر آن لباس به یک فرم بدون جنسیت کنید. شاید پوشیدن لباسی مشخص برای یک مکان خاص شما را اذیت نکند، اما جنسیت داشتن آن لباس میتواند برای افراد بدون جنسیت آزار دهنده باشد.
۵۸. از مدرسه، اداره یا محل کارتان درخواست کنید درباره فرهنگ جنسیت غیردوگانه و افراد ترنس آموزش ببینند و خودشان را با آن فرهنگ تطبیق دهند.
۵۹. در متنهای انگلیسی برای خلاصه کردن اصطلاح Non-binary (جنسیت غیردوگانه) به جای شکل نوشتار NB از شکل نوشتار Enby (ان.بی) استفاده کنید. چون NB قبل از این، در جامعهی افراد رنگینپوست برای خلاصه کردن عبارت Non-Black یا غیر سیاهپوست استفاده شده و ما باید به اینکه این مختصر قبلا توسط آنها استفاده شده احترام بگذاریم.
۶۰. این مسئله را درک کنید که زمانی که یک پزشک از مرد، زن و میانجنسی صحبت میکند به طور خاص اشاره به کروموزومها و اندام جنسی دارد و این ربطی به این موضوع ندارد که یک بچه زمانی که بزرگ میشود چه جنسیتی خواهد داشت.
۶۱. همچنین زحمات افراد میانجنسی و مدافعین جنسیت سوم، بخصوص فعالیتهای اینتراکت (InterACT) را نادیده نگیریم.
۶۲. این موضوع را درک کنید که بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است جراحیهایی برای تطبیق جنسیت انجام دهند و همچنان یک فرد با جنسیت غیردوگانه باشند.
۶۳. بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است هورمون تراپی کنند و همچنان فرد با جنسیت غیردوگانه باشند.
۶۴. افراد با جنسیت غیر دوگانه ممکن است هیچ جراحی تطبیق جنسیت یا هورمون تراپی انجام ندهند. بله درست متوجه شدید، این افراد هم ممکن است جنسیت غیردوگانه داشته باشند.
۶۵. این طرز تفکر که یک تیپ جنسیت غیردوگانه وجود دارد و تصویری را که رسانه به ما از افراد لاغر با پوستهای سفید و هیکلهای نسبتاً عضلانی نشان میدهد از سرتان بیرون کنید. هیچ نمونهای که نماینده طرز پوشش یا تیپ ظاهری افراد با جنسیت غیردوگانه باشد وجود ندارد.
۶۶. تیپ ظاهری و بیان جنسیتی هر فرد با جنسیت غیردوگانه، به میزان دسترسی او به لباسهای مختلف، هورمون، پروسههای پزشکی مورد علاقه آنها بستگی دارد. به این موضوع احترام بگذارید.
۶۷. تیپ ظاهری و بیان جنسیتی افراد با جنسیت غیردوگانه میتواند به میزان امنیت آنها در جامعه اطرافشان هم مرتبط باشد. در دنیایی که با افراد غیرهمانجنسیتی، بخصوص افراد ترنس، و حتی به شکل خاصتر زنان ترنس رنگین پوست خصومتآمیز رفتار میکنند، لباس پوشیدن مطابق با کلیشههای جنسیت دوگانه بخاطر امنیت صحبت از مرگ و زندگی است. متوجه اهمیت این موضوع هستید؟
۶۸. افراد با جنسیت غیردوگانه هم ممکن است هر روز بسته به حسی که دارند، متفاوت از دیروز یا روز قبل و بعدش در جامعه حاضر شوند، دقیقا مثل تمام انسانهای دیگر.
۶۹. خب. یک لحظه خودتان را جای فرد با جنسیت غیردوگانهای بگذارید که تنها انتخابهایش برای رفتن به سرویس بهداشتی، مردانه یا زنانه است. بیایید فقط یک لحظه بهش فکر کنیم.
۷۰. اگر در سرویس بهداشتی فردی را دیدید که جنسیتش شما را گیج میکند، به جای زل زدن، کار خودتان را ادامه دهید. اگر بخواهیم منطقی فکر کنیم اسم این مکان سرویس بهداشتی و کاربرد آن معلوم است.
۷۱. زمانی که فقط یک سرویس بهداشتی وجود دارد که برچسب یک جنسیت روی آن چسبیده، به این موضوع اعتراض کنید. سرویسهای بهداشتی خانهها همه بدون جنسیت هستند و باید همهی سرویسهای بهداشتی به همین شکل باشند.
۷۲. از پرسیدن ضمیر ترجیحی افراد نترسید. شاید به نظر سوال عجیبی باشد اما با ضمیر اشتباه کسی را خطاب کردن عجیبتر و عذابآورتر است.
۷۳. تا به حال از کسی دربارهی ضمیر انتخابی آنها پرسیدهاید؟ نگران نباشید فقط کافیست جلو بروید و بپرسید «راستی دوست دارید با چه ضمیری شما را صدا کنم؟» یا « من دوست دارم من را با ضمیر …صدا کنند. شما دوست دارید چطور خطابتان کنند؟»
۷۴. همچنین سعی کنید بیشتر از موتورهای جستجو استفاده کنید. همین حالا با من تکرار کنید « گوگل دوست خوب من است». به جای پرسیدن سوالهایی که شاید جواب دادنش از لحاظ احساسی برای یک فرد با جنسیت غیردوگانه سخت باشه میتوانید در گوگل به دنبال جواب بگردید.
۷۵. انتظار نداشته باشید برای حامی بودن از شما قدردانی شود. احترام به دیگران حداقل پیش نیاز انسانیت است.
۷۶. یاد بگیرید چطور اشتباه کنید. به طور مثال وقتی فردی را اشتباه خطاب میکنید کافیست اشتباهتان را با بیان کلمه درست اصلاح کنید. با ادامه دادن، خود و دیگران را اذیت نکنید و یا با ترساندن خودتان از اینکه چقدر استفاده از کلمه درست برای خطاب کردن افراد سخت است، اوضاع را سختتر نکنید.
۷۷. یاد بگیرید عذرخواهی کنید. با آرامش و متانت.
۷۸. از پرسیدن سوالهای تهاجمی و تند از افراد درباره بدنشان دست بردارید. چیزی که زیر لباس افراد است ربطی به شما ندارد.
۷۹. نسبت به کلماتی که برای تعریف کردن از دوستانتان استفاده میکنید، هوشیار باشید. برخی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است «زیبا» یا «خوشتیپ» را دوست داشته باشند ولی بقیه نه. اگر این موضوع شما را گیج کرده میتوانید مودبانه از آنها بپرسید چه کلماتی را ترجیح میدهند.
۸۰. هویت جنسیتی غیردوگانه یک مد زود گذر نیست. به این نکته هم دقت داشته باشید که پوشش رسانهها از این موضوع ممکن است به درک بسیاری از افراد نسبت به جنسیتشان کمک کند. آنها از کسی تقلید نمی کنند.
۸۱. روز والدین با جنسیت غیردوگانه را جشن بگیرید! شاید بعضیها ممکن است روز پدر و روز مادر را جشن بگیرند و بعضی از والدین ممکن است کاملا نادیده گرفته شوند. از والدین دارای هویت جنسیتی غیردوگانه بپرسید که دوست دارند کدام روز برایشان جشن بگیرید. یا یکی از روزهای سال برای آنها کارت تبریک بفرستید و این روز را برایشان تبدیل به یک روز خاص کنید.
۸۲. کلمات خاله و عمو و دایی را هم میتوانید با هموالد والدین جایگزین کنید.
۸۳. و همینطور فرزندان هموالدهایتان!
۸۴. وقتی درباره بدن صحبت میکنید، دقیق و مشخص حرف بزنید. برای مثال: حاملگی را فقط به زنان اختصاص ندهید. افراد با جنسیتهای متفاوت میتوانند حامله شوند.
۸۵. همین نکته درباره پریود هم صادق است.
۸۶. در محل زندگی خود از افراد با جنسیت سوم دفاع کنید. (ایالتهای متفاوت در آمریکا مثل کالیفرنیا، اورگان و واشنگتن در گواهی تولد امکان استفاده از هویت جنسیتی غیردوگانه را دارند.)
۸۷.اگر شما در مقام مدیریت هستید، مطمئن شوید که فرمهای شرکت شما دارای ضمیر اشاره به افراد با هویت جنسیتی غیر دوگانه است.
۸۸.نوشتههای نویسندههای با جنسیت غیردوگانه – نه فقط کتاب، بلکه مقالهها، پستهای بلاگها و مصاحبهها- را مطالعه کنید.
۸۹. به موسیقی افراد با جنسیت غیردوگانه گوش کنید. نه تنها روی سرویسهای جریان اصلی بلکه روی سامانههای کمتر شنیده شده.
۹۰. روی شبکههای اجتماعی افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه را دنبال کنید. دنبال کردن افراد با جنسیت غیردوگانه متفاوت دید شما را به جهان بازتر میکند.
۹۱. از افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه در نرمافزارهایی مثل Cash App، Venom، Patreon، Ko-Fi حمایت کنید. (نرمافزارهای درآمدزایی) جنسیت یک فرد میتواند نقش به سزایی در توانایی آنها در درآمدزایی داشته باشد. سرمایه همانجنسیتی را دوباره به شکلی عادلانه توزیع کنید.
۹۲. از شرکت در هر برنامه فقط همانجنسیتی خودداری کنید: پنلها، مراسمات و سمینارها و ..
۹۳. زمانی که تصمیم میگیرید افراد با جنسیت غیردوگانه را هم به لیست مهمانان دعوت شده اضافه کنید، این کار را به شکلی انجام ندهید که انگار آنها ضمیمهای به اصل قضیه هستند. اگر بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه مایل به شرکت در مراسم «فقط زنانه و با حضور افراد با جنسیت غیردوگانه» هستند شاید بقیه تمایلی نداشته باشند. وقتی من دعوتنامهای با عنوان «زنان و افراد با جنسیت غیردوگانه» دریافت میکنم برایم این سوال پیش میآید که آیا مردان با جنسیت غیردوگانه و یا مردان ترنس هم میتوانند در آن برنامه شرکت کنند. آیا دعوت بودن یا نبودنمان به شرایط ظاهری آن روز ما بستگی دارد؟ سعی کنید در ادبیاتی که استفاده میکنید دقت کنید.
۹۴. وقتی کسی افراد با جنسیت غیردوگانه را مسخره میکند یا برای آنها جک میسازد مقابل آنها بایستید.
۹۵. افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه را از آمار و ارقام حذف نکنید. هر جا که جدولها و جملات تنها زنان و مردان را شمردهاند آنها را به چالش بکشید.
۹۶. افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه ممکن است به علت زندگی در دنیایی با جنسیت دوگانه از سندروم طرد شدن رنج ببرند. افرادی را که اصرار دارند تنها دو جنسیت زن و مرد وجود دارد، تصحیح کنید، این کار میتواند کمک بسیاری کند.
۹۷. زمانی که گزینههای موجود تنها مرد، زن و ترنس هستند، آنها را به چالش بکشید. به یاد داشته باشید که ترنس و همانجنسیتی تنها صفت هستند، نه اسم یا جنسیت!
۹۸. شما حتماً درباره طیف میدانید، اما جنسیت را یک کهکشان در نظر بگیرید. نه دو بعدی یا سه بعدی، بلکه چند بعدی، همیشه در حال گسترش، همیشه در حال رشد و بینهایت.
۹۹.آدری لرد گفته «چیزی با عنوان مبارزه تک محور وجود نداره چون ما زندگی تک محوری را زندگی نمیکنیم.» افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه رنگینپوست، بومی، کارگر جنسی، بدون مدارک شناسایی، مهاجر، دارای ناتوانی جسمی، فقیر، زندانی، مسن و از اقلیتهای به حاشیه رانده شده دیگر هستند. در نظر داشته باشید که افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه تجربیات و پیشینههای متفاوتی دارند و واقعی و معتبر هستند.
۱۰۰. قبول کنید که همیشه چیزهای بیشتری برای یاد گرفتن وجود دارد. برای ادامه دادن به یادگیری آماده باشید.
مبدا: سازمان مردم نهاد اسپکتروم – دوجنسگرا
#nonBinary #TheyThem #آنارشیست #آنارشیسم #برابریتمامانسانها #ترنس #جنس #جنسیت #جنسیتغیردوگانه #ضمیرجنسیتی #طیفجنسجنسیت #طیفگرایشهایجنسیوبیانجنسیتی #کوییر #هویت
-
طیف هویتهای جنسیتی غیردوگانه و ۱۰۰ نکته برای حامی بهتری بودن
بعضی افراد جنسیتشون رو در قالب دوگانه زن و مرد تعریف نمیکنن. اونها ممکنه یه جایی وسط این طیف باشن و #جنسیت غیردوگانه داشته یا به یکی از دو طرف طیف نزدیکتر باشن مثلاً جنسیتغیردوگانه زنانه یا جنسیت غیردوگانه مردانه داشته باشن یا یک جنسیت یگانه منحصر به خودشون […] -
طیف هویتهای جنسیتی غیردوگانه و ۱۰۰ نکته برای حامی بهتری بودن
بعضی افراد جنسیتشون رو در قالب دوگانه زن و مرد تعریف نمیکنن.
اونها ممکنه یه جایی وسط این طیف باشن و #جنسیت غیردوگانه داشته
یا به یکی از دو طرف طیف نزدیکتر باشن
مثلاً جنسیتغیردوگانه زنانه
یا جنسیت غیردوگانه مردانه داشته باشن
یا یک جنسیت یگانه منحصر به خودشون داشته باشن
یا همزمان چند جنسیت داشته باشن
یا جنسیت سیال داشته باشن
یا اصلا جنسیت نداشته باشن
بعضیها برای اشاره به جنسیتهای مختلفی که در این طیف تعریف میشن از عبارت جنسیت غیردوگانه و کوییر
Non-binary and genderqueer NBGQ
استفاده میکنن. https://anarchistfront.noblogs.org/files/2025/05/طیف-هویت_های-جنسیتی-غیردوگانه.mp4 ======================۱۰۰ نکته برای حامی بهتری برای افرادی با جنسیت غیردوگانه بودن
نوشته شده توسط AC Dumlao جنسیت غیردوگانه در رسانههای جریان اصلی نسبت به گذشته آشکارتر و مشاهدهپذیرتر است اما این صرفاً به معنای فراهم شدن امنیت، حمایت، فرصتهای مختلف، درک و پذیرش یا هیچ کدام از نیازهای دیگر افراد با جنسیت غیردوگانه نیست. در دنیایی که دولتها (مثل دولت آمریکا) با اقلیتهای جنسی و جنسیتی، به خصوص افراد ترنس و افراد با جنسیت غیردوگانه رفتاری خصومتآمیز دارند، نیاز داریم حامیان همانجنسیتیمان در راستای مبارزه برای برابری از فرصتهایشان استفاده کنند و با توجه به قتلهای فراگیر ترنسها و افراد با جنسیت غیردوگانه، به خصوص زنان ترنس رنگین پوست، باید راههایی که جامعهای را با تکیه بر دیدگاه دو قطبی جنسی و جنسیتی وادار به خشونت میکند بررسی کنیم و برای ایجاد امنیت، کاری انجام دهیم. افراد مختلف از من به عنوان یک ترنس، یک مربی و مدافع حقوق افراد با جنسیت غیردوگانه میپرسند که چطور میتوانند حامی بهتری باشند؟ در کنار تجربیات خودم به عنوان یک فرد با جنسیت غیردوگانه و مجموعه اطلاعاتی که از شبکههای اجتماعی و دوستان فوقالعادهام بدست آوردهام، فهرستی از صد راه برای بهتر کردن دنیا برای افراد با جنسیت غیردوگانه را آماده کردم. این لیست، لیستی نیست که شما را به یک حامی همانجنسیتی تبدیل کند اما میتواند شروع خوبی باشد.
۱. تنها یک تجربه ثابت، از زندگی با جنسیت غیردوگانه وجود ندارد. تفاوتها را باید پذیرفت و جشن گرفت. تفاوت و پیچیدگی را باید با آغوش باز پذیرفت. پس با این حقیقت احساس راحتی کنید که هیچ کس همه چیز را نمیداند.
۲. قبول کنید که هویت افراد با جنسیت غیردوگانه، درباره آنها است نه شما. ( احساس ناراحتی میکنید؟ خودتان باید با این موضوع کنار بیایید. این چیزی نیست که در رابطه با آن با دوستتان که خودش را با جنسیت غیردوگانه هویت یابی میکند حرف بزنید و نباید او را با تراپیست خود اشتباه بگیرید.)
۳. یک بار گفتیم اما باز هم خواهیم گفت: الزامی در یکسان بودن تجربیات افراد با جنسیت غیردوگانه وجود ندارد، پس در دام کلیگویی نیافتید.
۴. پس اگر یک فرد با جنسیت غیردوگانه اعلام کند که برایش فرقی نمیکند که از چه ضمیری برای خطاب کردنش استفاده میکنید، این به این معنا نیست که برای بقیه هم فرقی نمیکند.
۵. موضوع دیگر این که پیش فرض نداشته باشید. نه فقط درباره افراد با جنسیت غیردوگانه بلکه به طور کلی درباره هر چیزی که به جنسیت مربوط است.
۶. قبول کنید که فقط با نگاه کردن به یک نفر نمیتوان جنسیت او را حدس زد. بله، قبول کردن این مسئله بسیار سخت است اما تا زمانی که توانایی خواندن ذهن مردم را نداریم هیچ وقت با یک نگاه، جنسیت آنها را نخواهیم فهمید.
۷. پس زمانی که [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] ضمیر شخص مقابل را نمیدانید هر چقدر هم که بنظرتان از ظاهر شخص جنسیت او قابل تشخیص است باز هم به ضمایر سوم شخص جمع مثلا در زبان انگلیسی (They/Them) بسنده کنید.
۸. نگاهی بیندازید و ببینید در طول روز چند بار متناسب با یکی از جنسیتهای دوگانه رفتار میکنید. مثل باز کردن در برای کسی، اصرار برای پرداخت صورت حساب، انجام کار خانگی، خریدن گل برای کسی. تمام این کلیشههای جنسیتی و معمولا جنسیتزده را بیندازید دور.
۹. به طور کلی جملههایی را که با «همه مردها فلان» یا «همه زنها بهمان» را از مکالمات روزمره خود حذف کنید.
۱۰. در واقع تمام نسخههای باقی مانده از «زنان ونوسی، مردان مریخی» را بسوزانید.
۱۱.قبول کنید که «هی دختر!/هی پسر!» [آقا، ای بابا] کلمههای با جنسیت خنثی نیستند، حتی اگر بین افراد کوییر استفاده شود! یا حتی اگر بعضی از افراد کوییر گفته باشند که مشکلی با دختر یا پسر خطاب شدن ندارند این دلیل بر این نیست که همه ما دوست داریم اینطور خطاب شویم.
۱۲. «داداش» یا «آقا» هم همینطور! حتی اگر دوستتان اسکیت بورد بازی میکند و تیپ ورزشی دارد.
۱۳. البته که به ما آموختهاند که استفاده از کلمات «آقا» و «خانم» بسیار مودبانه است بخصوص وقتی یک نفر را برای اولین بار میبینیم یا در ارتباط برقرار کردن با غریبهها و زمانی که به عنوان یک فروشنده یا ارائه دهنده خدماتی کار میکنیم. اما این عناوین خیلی وقتها با اطلاق جنس و جنسیت اشتباه به افراد میتواند قلب آنها را بشکند.
۱۴. اینقدر نگویید «جنس مخالف». در دنیا که فقط دو جنس و دو جنسیت وجود ندارد!
۱۵. همینطور هم از عباراتی مثل «یکی از دو جنسیت» یا « هر یک از دو جنسیت» استفاده نکنید. فکر میکنم متوجه الگوی اشتباه شده باشید.
۱۶. نه تنها فقط دو جنسیت وجود ندارد بلکه جنسیتها به سه تا هم ختم نمیشوند. به معنای واقعی کلمه، بینهایت جنسیت وجود دارد، در کنار انسانهای بیجنسیت. حد و مرزی وجود ندارد.
۱۷. از یک فرد با جنسیت غیردوگانه نخواهید که به نمایندگی از همه افراد با جنسیت غیردوگانه برای شما حرف بزند! ( این موضوع در مورد تمام هویتهای کمتر شناخته شده یا به حاشیه رانده شده صدق میکند).
۱۸. افراد با جنسیت غیردوگانه میتوانند خودشان را زن با جنسیت غیردوگانه یا مرد با جنسیت غیردوگانه معرفی کنند. گیج شدید؟ مشکلی نیست. یادتان باشد که موضوع شما نیستید. موضوع احترام به تک تک آدمها و هویتیابی آنهاست.
۱۹. پس اگر [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] یک فرد با جنسیت غیردوگانه از ضمیر خنثی برای خودش استفاده نکرد تعجب نکنید. افراد میتوانند از هر ضمیری که دوست دارند استفاده کنند. مثلاً یک فرد انگلیسی زبان ممکن است از ضمیر منتسب به زنان ( she) یا ضمیر منتسب به مردان (He) یا ضمیر خنثی (Ze) استفاده کند. بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه هم اصلاً دوست ندارند ضمیری داشته باشند و میخواهند زمانی که درباره آنها صحبت میشود فقط از اسمشان استفاده کنیم.
۲۰. درباره تاریخچه هویتهای غیردوگانه در فرهنگهای مختلف تحقیق کنید.
۲۱. به خصوص تاریخچه استعمارگری توسط امپریالیستهای غربی. کتاب استعمارگری جنسیت نوشته ماریا لوگونز (۱) کتاب بسیار فوقالعادهای برای شروع است.
۲۲. درک خودتان را از هویتیابی با جنسیت غیردوگانه در سطح زبانی، وسیعتر از تنها زبان خودتان کنید. خیلی از زبانها ضمیر سوم شخص مفرد ندارند. به صحبتهای افراد با جنسیت غیردوگانه که با زبانی به جز خودتان صحبت میکنند هم گوش کنید، آنها تجربههای متفاوتی در زندگیهایشان دارند.
۲۳. همین الان دست از خواندن این لیست بردارید و ویدویو این دختر آرژانتینی را که از اهمیت ضمیر جنسیت خنثی «Les» در زبان اسپانیایی حرف میزند تماشا کنید. ببینید که چطور روحتان به پرواز در میآید.
۲۴. «جنسیت غیردوگانه»، هم یک واژه چتری است و هم واژهای که یک فرد میتواند خودش را با آن معرفی کند. یک نفر ممکن است خودش را فقط با جنسیت غیردوگانه معرفی کند، اما فرد دیگری خودش را با «جنسیت غیردوگانه سیال» معرفی میکند. سعی کنید زمانی که افراد درباره خودشان حرف می زنند به آنها توجه کنید و ببینید از چه ادبیاتی استفاده میکنند، و بر اساس ادبیاتشان آنها را مورد خطاب قرار دهید.
۲۵. بدانید که پسوند «سیس-» و «ترنس-» دو پسوندی هستند که از زبان لاتین به زبان انگلیسی [و هم سایر زبانها حتی فارسی] وارد شدهاند و واژههایی نیستند که به تازگی و توسط خود افراد، مثلاً در شبکههای اجتماعی اختراع شده باشند. اگر هم اولین بار است که این واژهها را میشنوید، به این دایره لغوی خوش آمدید.
۲۶. هیچ ایرادی ندارد اگر با این واژهها در شبکههای اجتماعی آشنا شده باشید. میتوان از شبکههای اجتماعی هم اطلاعات درستی به دست آورد. در واقع اینترنت و شبکههای اجتماعی اولین راه دستیابی افراد به ایدهها و موضوعاتی است که در دنیای واقعی با آنها روبهرو نمیشوند و برخورد ندارند. مهم یاد گرفتن است.
۲۷. خیلی تعجب نکنید اگر فردی که خودش را با جنسیت غیردوگانه هویتیابی میکند مدل سنتی و کلیشهای دوگانه لباس پوشید. لباسهای شب و پاپیونها جنسیت ندارند. نگران نباشید، همه چیز درست است!
۲۸. توجه داشته باشید که بیان جنسیتی با هویت جنسیتی یکی نیست، حتی اگر خیلی به هم نزدیک باشند. همچنین افراد همانجنسیتی هم ممکن است خودشان را طوری ابراز کنند که در چارچوب دوگانه جنسیتی قرار نگیرند. من آگاه هستم که اجناس فروشگاهها بر اساس جنسیت تقسیم شدهاند، اما این اجناس نباید برای شما تصمیم بگیرند.
۲۹. همچنین یادتان باشد، همانطور که با نگاه کردن به ظاهر کسی نمیتوانید جنسیت او را بفهمید با دانستن این که یک نفر خودش را با جنسیت غیردوگانه هویتیابی میکند یا اینکه این فرد چطور لباس میپوشد هم هیچ چیزی درباره گرایش جنسی او نخواهید فهمید.
۳۰. در ضمن، افراد با جنسیت غیردوگانه میتوانند هرگونه سکشوالیتهای داشته باشند. دگرجنسگرا، هیچعاطفهگرا، هیچجنسگرا، کوییر، همجنسگرا، دوجنسگرا و هر گرایش جنسی دیگری.
۳۱. مثلاً در زبان انگلیسی عناوینی که برای خطاب افراد میتوان استفاده کرد به Ms., Mrs., and Mr ختم نمیشوند. عناوینی مثل Mx و M هم وجود دارند و من خودم شخصاً «سرورم» را هم خیلی دوست دارم.
۳۲. تنها دوست خود با جنسیت غیردوگانه را به عنوان یک بهانه برای رفتار ناراحتکننده خود بهانه نکنید. مثلاً ممکن است دوست شما از این که او را «داداش» صدا میکنید ناراحت نشود اما این بهانه خوبی نیست که شما این اشتباه را مدام تکرار کنید. جمله «من یک دوست با جنسیت غیردوگانه دارم و گفته ایرادی نداره که …» اصلاً توجیه خوبی نیست.
۳۳. این شماره هم به افراد ترنس و هم به افراد جنسیت غیردوگانه مربوط میشود: عبارت «دو – روح» یا «Two Spirit» فقط برای افراد بومی آمریکای شمالی استفاده میشود پس حتی اگر در بعضی نرمافزارها از این گزینه استفاده شده دلیل بر این نیست که بتوانید از آن برای افراد ترنس یا افراد با جنسیت غیردوگانه استفاده کنید.
۳۴. به دوستان جنسیت غیردوگانه خود نشان دهید که از آنها حمایت میکنید، خیلی واضح و همیشه، بدون هیچ انتظاری.
۳۵. [در زبانهایی که ضمیر جنسیتی دارند] با استفاده از ضمایر مورد استفادهتان در انتهای ایمیلها طرف مقابل را از این موضوع آگاه کنید.
۳۶. ضمیری که ترجیح میدهید از آن استفاده شود را روی حساب کاربری شبکههای اجتماعی خود اضافه کنید.
۳۷. بیایید، همین حالا که مطمئن هستم آنلاین هستید این کار را انجام دهید.
۳۸. اگر یکی از دوستانتان، فردی با جنسیت غیر دوگانه را با ضمیر اشتباهی خطاب کرد حتماً به او تذکر دهید خصوصاً وقتی آن فرد حضور ندارد.
۳۹. اگر خود شما هم اتفاقی از ضمیر اشتباهی استفاده کردید خودتان را تصحیح کنید
. ۴۰. منابع خودتان را با آشنایان همانجنسیتی خود در میان بگذارید. به آنها آموزش دهید، سر صحبت را باز کنید و از این فرصت استفاده کنید تا کمی از بار روی دوش افراد با جنسیت غیردوگانه را کمتر کنید. حتی به روشی که در این لیست به آن اشاره نشده و به ذهن شما میرسد. از خلاقیت خود کمک بگیرید.
۴۱. سعی کنید وقتی داستانی تعریف میکنید از جنسیت دادن به شخصیتها مخصوصاً غریبهها پرهیز کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید «مردی با کت سیاه…» بگویید « فردی با کت سیاه…» آیا جنسیت دادن به شخصیتهای داستان تاثیر زیادی در نکته داستان میگذارد؟ «نه!»
۴۲. حیوانهای خانگی خود را هم با ضمایر بدون جنسیت صدا کنید. این تمرین بسیار خوبی است ( میتوانم درباره این موضوع تا صبح برای شما حرف بزنم، ما هیچ وقت نمیتوانیم جنسیت حیوانات را بدانیم چون آنها نمیتوانند حرف بزنند و خودشان برای ما تعریف کنند. آنچه ما میبینیم ظاهر اندام جنسی آنهاست)
۴۳. سنت «رونمایی از جنسیت فرزند» را همین جا تمام کنید. هنوز هم میتوانید جشن بگیرید و کیک و بادکنک داشته باشید و به جای جنسیت فرزندتان علامت ماه تولدش را بزنید به در و دیوار. ۴۴. و زمانی که قرار است دوستان شما صاحب فرزند شوند از آنها جنسیت بچه را نپرسید. اصلاً برای چی بپرسیم؟
۴۵. بیایید دوباره با نگاهی متفاوت به آبی و صورتی نگاه کنید. به عنوان دو رنگی که مشخص کننده جنسیت خاصی نیستند و زمانی که برای فرزند دوستتان وسیلهای میخرید رنگی غیر از صورتی و آبی انتخاب کنید.
۴۶. از همان ابتدا بچهها را با زبانی بیجنسیت پرورش دهید وبا آنها با این زبان مکالمه داشته باشید.
۴۷. دنبال برنامههای فوق برنامهای برای فرزندانتان باشید که بر اساس جنسیت طبقهبندی و دستهبندی نشده باشند و همینطور اگر معلم هستید تمرینهای گروهی کلاس را بر اساس گروههای جنسیتی دوگانه [پسرها و دخترها] جدا نکنید.
۴۸. و اگر شاغل هستید در محل کارتان فعالیتهای گروهی را به دو گروه «تیم خانمها» و «تیم آقایان» تقسیم نکنید.
۴۹. اگر میخواهید آواز بخوانید یا کسانی را برای آواز خواندن انتخاب کنید به جای «صدای زنانه» یا «صدای مردانه» به صدای بم/زیر و پایین/ بالا فکر کنید.
۵۰. رئیسها، معلمها و هر کسی که باید از روی یک لیست، اسم افراد را به هر دلیلی بخوانند، همیشه باید در کنار لیست ضمایر انتخابی افراد را اضافه کنند یا زمان معرفی افراد این فرصت را به آنها بدهند تا خودشان را با ضمایر دلخواهشان معرفی کنند.
۵۱. همیشه چند تا عنوان بدون جنسیت یا مناسب برای همه جنسیتها در ذهن خود داشته باشید. بیایید از همین حالا شروع کنیم: مشتری، رئیس، فرد، شخص، افراد، مردم، آدمها، رفقا…
۵۲. مهمتر از همه، دیگه از جمله « خانمها و آقایان» استفاده نکنید. من برای شما چند پیشنهاد دارم که میتوانید جایگزین کنید: «مهمانان محترم» یا «مهمانان عزیز» که هر دو، هم بدون جنسیت هستند و هم شیکترند.
۵۳. به جای استفاده از کلمات «پسران و دختران» از «بچهها/فرزندان» استفاده کنید.
۵۴. از عباراتی مثل «پسرها، دخترها و جنسیتغیردوگانهها» استفاده کنید.
۵۵. در مکانهای مذهبی به جای استفاده از کلمات «خواهر» یا «برادر» از عبارت «هموالد» استفاده کنید.
۵۶. در زبان انگلیسی به طور مثال به جای کلماتی که علاوه بر اشاره به شغل افراد، به جنسیت آنها هم اشاره دارد از کلمات بدون جنسیت استفاده کنید. مثلاً به جای Fireman از firefighter استفاده کنید یا به جای Postman از mail carrier استفاده کنید.
۵۷. در مکانهایی که اصرار بر پوشیدن لباسی مشخص دارند تلاش به تغییر آن لباس به یک فرم بدون جنسیت کنید. شاید پوشیدن لباسی مشخص برای یک مکان خاص شما را اذیت نکند، اما جنسیت داشتن آن لباس میتواند برای افراد بدون جنسیت آزار دهنده باشد.
۵۸. از مدرسه، اداره یا محل کارتان درخواست کنید درباره فرهنگ جنسیت غیردوگانه و افراد ترنس آموزش ببینند و خودشان را با آن فرهنگ تطبیق دهند.
۵۹. در متنهای انگلیسی برای خلاصه کردن اصطلاح Non-binary (جنسیت غیردوگانه) به جای شکل نوشتار NB از شکل نوشتار Enby (ان.بی) استفاده کنید. چون NB قبل از این، در جامعهی افراد رنگینپوست برای خلاصه کردن عبارت Non-Black یا غیر سیاهپوست استفاده شده و ما باید به اینکه این مختصر قبلا توسط آنها استفاده شده احترام بگذاریم.
۶۰. این مسئله را درک کنید که زمانی که یک پزشک از مرد، زن و میانجنسی صحبت میکند به طور خاص اشاره به کروموزومها و اندام جنسی دارد و این ربطی به این موضوع ندارد که یک بچه زمانی که بزرگ میشود چه جنسیتی خواهد داشت.
۶۱. همچنین زحمات افراد میانجنسی و مدافعین جنسیت سوم، بخصوص فعالیتهای اینتراکت (InterACT) را نادیده نگیریم.
۶۲. این موضوع را درک کنید که بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است جراحیهایی برای تطبیق جنسیت انجام دهند و همچنان یک فرد با جنسیت غیردوگانه باشند.
۶۳. بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است هورمون تراپی کنند و همچنان فرد با جنسیت غیردوگانه باشند.
۶۴. افراد با جنسیت غیر دوگانه ممکن است هیچ جراحی تطبیق جنسیت یا هورمون تراپی انجام ندهند. بله درست متوجه شدید، این افراد هم ممکن است جنسیت غیردوگانه داشته باشند.
۶۵. این طرز تفکر که یک تیپ جنسیت غیردوگانه وجود دارد و تصویری را که رسانه به ما از افراد لاغر با پوستهای سفید و هیکلهای نسبتاً عضلانی نشان میدهد از سرتان بیرون کنید. هیچ نمونهای که نماینده طرز پوشش یا تیپ ظاهری افراد با جنسیت غیردوگانه باشد وجود ندارد.
۶۶. تیپ ظاهری و بیان جنسیتی هر فرد با جنسیت غیردوگانه، به میزان دسترسی او به لباسهای مختلف، هورمون، پروسههای پزشکی مورد علاقه آنها بستگی دارد. به این موضوع احترام بگذارید.
۶۷. تیپ ظاهری و بیان جنسیتی افراد با جنسیت غیردوگانه میتواند به میزان امنیت آنها در جامعه اطرافشان هم مرتبط باشد. در دنیایی که با افراد غیرهمانجنسیتی، بخصوص افراد ترنس، و حتی به شکل خاصتر زنان ترنس رنگین پوست خصومتآمیز رفتار میکنند، لباس پوشیدن مطابق با کلیشههای جنسیت دوگانه بخاطر امنیت صحبت از مرگ و زندگی است. متوجه اهمیت این موضوع هستید؟
۶۸. افراد با جنسیت غیردوگانه هم ممکن است هر روز بسته به حسی که دارند، متفاوت از دیروز یا روز قبل و بعدش در جامعه حاضر شوند، دقیقا مثل تمام انسانهای دیگر.
۶۹. خب. یک لحظه خودتان را جای فرد با جنسیت غیردوگانهای بگذارید که تنها انتخابهایش برای رفتن به سرویس بهداشتی، مردانه یا زنانه است. بیایید فقط یک لحظه بهش فکر کنیم.
۷۰. اگر در سرویس بهداشتی فردی را دیدید که جنسیتش شما را گیج میکند، به جای زل زدن، کار خودتان را ادامه دهید. اگر بخواهیم منطقی فکر کنیم اسم این مکان سرویس بهداشتی و کاربرد آن معلوم است.
۷۱. زمانی که فقط یک سرویس بهداشتی وجود دارد که برچسب یک جنسیت روی آن چسبیده، به این موضوع اعتراض کنید. سرویسهای بهداشتی خانهها همه بدون جنسیت هستند و باید همهی سرویسهای بهداشتی به همین شکل باشند.
۷۲. از پرسیدن ضمیر ترجیحی افراد نترسید. شاید به نظر سوال عجیبی باشد اما با ضمیر اشتباه کسی را خطاب کردن عجیبتر و عذابآورتر است.
۷۳. تا به حال از کسی دربارهی ضمیر انتخابی آنها پرسیدهاید؟ نگران نباشید فقط کافیست جلو بروید و بپرسید «راستی دوست دارید با چه ضمیری شما را صدا کنم؟» یا « من دوست دارم من را با ضمیر …صدا کنند. شما دوست دارید چطور خطابتان کنند؟»
۷۴. همچنین سعی کنید بیشتر از موتورهای جستجو استفاده کنید. همین حالا با من تکرار کنید « گوگل دوست خوب من است». به جای پرسیدن سوالهایی که شاید جواب دادنش از لحاظ احساسی برای یک فرد با جنسیت غیردوگانه سخت باشه میتوانید در گوگل به دنبال جواب بگردید.
۷۵. انتظار نداشته باشید برای حامی بودن از شما قدردانی شود. احترام به دیگران حداقل پیش نیاز انسانیت است.
۷۶. یاد بگیرید چطور اشتباه کنید. به طور مثال وقتی فردی را اشتباه خطاب میکنید کافیست اشتباهتان را با بیان کلمه درست اصلاح کنید. با ادامه دادن، خود و دیگران را اذیت نکنید و یا با ترساندن خودتان از اینکه چقدر استفاده از کلمه درست برای خطاب کردن افراد سخت است، اوضاع را سختتر نکنید.
۷۷. یاد بگیرید عذرخواهی کنید. با آرامش و متانت.
۷۸. از پرسیدن سوالهای تهاجمی و تند از افراد درباره بدنشان دست بردارید. چیزی که زیر لباس افراد است ربطی به شما ندارد.
۷۹. نسبت به کلماتی که برای تعریف کردن از دوستانتان استفاده میکنید، هوشیار باشید. برخی از افراد با جنسیت غیردوگانه ممکن است «زیبا» یا «خوشتیپ» را دوست داشته باشند ولی بقیه نه. اگر این موضوع شما را گیج کرده میتوانید مودبانه از آنها بپرسید چه کلماتی را ترجیح میدهند.
۸۰. هویت جنسیتی غیردوگانه یک مد زود گذر نیست. به این نکته هم دقت داشته باشید که پوشش رسانهها از این موضوع ممکن است به درک بسیاری از افراد نسبت به جنسیتشان کمک کند. آنها از کسی تقلید نمی کنند.
۸۱. روز والدین با جنسیت غیردوگانه را جشن بگیرید! شاید بعضیها ممکن است روز پدر و روز مادر را جشن بگیرند و بعضی از والدین ممکن است کاملا نادیده گرفته شوند. از والدین دارای هویت جنسیتی غیردوگانه بپرسید که دوست دارند کدام روز برایشان جشن بگیرید. یا یکی از روزهای سال برای آنها کارت تبریک بفرستید و این روز را برایشان تبدیل به یک روز خاص کنید.
۸۲. کلمات خاله و عمو و دایی را هم میتوانید با هموالد والدین جایگزین کنید.
۸۳. و همینطور فرزندان هموالدهایتان!
۸۴. وقتی درباره بدن صحبت میکنید، دقیق و مشخص حرف بزنید. برای مثال: حاملگی را فقط به زنان اختصاص ندهید. افراد با جنسیتهای متفاوت میتوانند حامله شوند.
۸۵. همین نکته درباره پریود هم صادق است.
۸۶. در محل زندگی خود از افراد با جنسیت سوم دفاع کنید. (ایالتهای متفاوت در آمریکا مثل کالیفرنیا، اورگان و واشنگتن در گواهی تولد امکان استفاده از هویت جنسیتی غیردوگانه را دارند.)
۸۷.اگر شما در مقام مدیریت هستید، مطمئن شوید که فرمهای شرکت شما دارای ضمیر اشاره به افراد با هویت جنسیتی غیر دوگانه است.
۸۸.نوشتههای نویسندههای با جنسیت غیردوگانه – نه فقط کتاب، بلکه مقالهها، پستهای بلاگها و مصاحبهها- را مطالعه کنید.
۸۹. به موسیقی افراد با جنسیت غیردوگانه گوش کنید. نه تنها روی سرویسهای جریان اصلی بلکه روی سامانههای کمتر شنیده شده.
۹۰. روی شبکههای اجتماعی افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه را دنبال کنید. دنبال کردن افراد با جنسیت غیردوگانه متفاوت دید شما را به جهان بازتر میکند.
۹۱. از افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه در نرمافزارهایی مثل Cash App، Venom، Patreon، Ko-Fi حمایت کنید. (نرمافزارهای درآمدزایی) جنسیت یک فرد میتواند نقش به سزایی در توانایی آنها در درآمدزایی داشته باشد. سرمایه همانجنسیتی را دوباره به شکلی عادلانه توزیع کنید.
۹۲. از شرکت در هر برنامه فقط همانجنسیتی خودداری کنید: پنلها، مراسمات و سمینارها و ..
۹۳. زمانی که تصمیم میگیرید افراد با جنسیت غیردوگانه را هم به لیست مهمانان دعوت شده اضافه کنید، این کار را به شکلی انجام ندهید که انگار آنها ضمیمهای به اصل قضیه هستند. اگر بعضی از افراد با جنسیت غیردوگانه مایل به شرکت در مراسم «فقط زنانه و با حضور افراد با جنسیت غیردوگانه» هستند شاید بقیه تمایلی نداشته باشند. وقتی من دعوتنامهای با عنوان «زنان و افراد با جنسیت غیردوگانه» دریافت میکنم برایم این سوال پیش میآید که آیا مردان با جنسیت غیردوگانه و یا مردان ترنس هم میتوانند در آن برنامه شرکت کنند. آیا دعوت بودن یا نبودنمان به شرایط ظاهری آن روز ما بستگی دارد؟ سعی کنید در ادبیاتی که استفاده میکنید دقت کنید.
۹۴. وقتی کسی افراد با جنسیت غیردوگانه را مسخره میکند یا برای آنها جک میسازد مقابل آنها بایستید.
۹۵. افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه را از آمار و ارقام حذف نکنید. هر جا که جدولها و جملات تنها زنان و مردان را شمردهاند آنها را به چالش بکشید.
۹۶. افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه ممکن است به علت زندگی در دنیایی با جنسیت دوگانه از سندروم طرد شدن رنج ببرند. افرادی را که اصرار دارند تنها دو جنسیت زن و مرد وجود دارد، تصحیح کنید، این کار میتواند کمک بسیاری کند.
۹۷. زمانی که گزینههای موجود تنها مرد، زن و ترنس هستند، آنها را به چالش بکشید. به یاد داشته باشید که ترنس و همانجنسیتی تنها صفت هستند، نه اسم یا جنسیت!
۹۸. شما حتماً درباره طیف میدانید، اما جنسیت را یک کهکشان در نظر بگیرید. نه دو بعدی یا سه بعدی، بلکه چند بعدی، همیشه در حال گسترش، همیشه در حال رشد و بینهایت.
۹۹.آدری لرد گفته «چیزی با عنوان مبارزه تک محور وجود نداره چون ما زندگی تک محوری را زندگی نمیکنیم.» افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه رنگینپوست، بومی، کارگر جنسی، بدون مدارک شناسایی، مهاجر، دارای ناتوانی جسمی، فقیر، زندانی، مسن و از اقلیتهای به حاشیه رانده شده دیگر هستند. در نظر داشته باشید که افراد با هویت جنسیتی غیردوگانه تجربیات و پیشینههای متفاوتی دارند و واقعی و معتبر هستند.
۱۰۰. قبول کنید که همیشه چیزهای بیشتری برای یاد گرفتن وجود دارد. برای ادامه دادن به یادگیری آماده باشید.
مبدا: سازمان مردم نهاد اسپکتروم – دوجنسگرا
#nonBinary #TheyThem #آنارشیست #آنارشیسم #برابریتمامانسانها #ترنس #جنس #جنسیت #جنسیتغیردوگانه #ضمیرجنسیتی #طیفجنسجنسیت #طیفگرایشهایجنسیوبیانجنسیتی #کوییر #هویت
-
چرا باید زندانها را تعطیل کرد؟
در باب عدم بازدارندگی مجازات زندان
با شنیدن واژهٔ عدالت، واژگان زندان، جزا، مجازات و احتمالاً اعدام به ذهن خطور میکند؛ اما آیا زندان، اعدام و حتی مجازات راهی برای رسیدن به عدالت و یا پیشگیری از جرم و جنایت است؟ در مورد لزوم لغو مجازات اعدام بحثهای زیادی صورت گرفته است. آیا مجازات اعدام بازدارنده است؟ چطور میتوان اشتباه در قضاوت را جبران کرد؛ در حالی که یک نفر بیگناه به چوبهٔ دار سپرده شده است؟ با اثرات مخرب اعدام بر نزدیکان مجرم چه باید کرد؟ آیا حقوق آنها پایمال نمیشود؟ آیا فرصتی برای اصلاح به فرد مجرم داده میشود؟ آیا عدالت به معنی خونخواهی و انتقام است؟ بسیاری از کشورهای مجازات اعدام را لغو کردهاند و بسیاری دیگر در حال لغو این مجازاتاند؛ چرا که پاسخ پرسشهای بالا تقریباً محرز است. زمانی که اعدامی در کار نباشد، چارهٔ کار، جدا کردن افراد خطرناک از جامعه است، تا هم جامعه از گزند آنان در امان بماند و هم راهی برای اصلاح مجرمان باشد.
اما به نظام زندان هم نقدهای جدی وارد است. زندانها ناکارمد و پرهزینهاند. فیلسوف آنارشیست روس، پتر کروپوتکین دربارهٔ زندان میگوید: «زندانها، دانشگاه جنایتاند.»1 چراکه زندانیان در یک سلول از هم تأثیر میگیرند و از یکدیگر روشهای جدید جرم و جنایت را میآموزند. به ندرت دیده میشود کسی که دوران حبسش را گذرانده باشد، خود را اصلاح شده ببیند و از جرم و جنایت دوری کند، در عوض کسانی که یک بار زندانی میشوند مشتاقند تا دوباره به مأمن زندان بازگردند. در زندانها خرید و فروش مواد مخدر و اشیای غیرقانونی بسیار راحتتر است و بسیاری از زندانیان از این بابت پول خوبی به جیب میزنند. از این نظر زندان بیشتر عامل تشدید کنندهٔ جنایت است تا بازدارنده.
از سوی دیگر، هزینهٔ زندانها و زندانیان توسط جامعه تأمین میشود. این از این جهت ناعادلانه است که جامعه، هزینهٔ خوراک، پوشاک، سرپناه و امنیت تبهکاران را تأمین کند. هزینهای که گاه از درآمد مردم معمولی هم بیشتر است. لرد وادینگتون، وزیر کشور مارگارت تاچر در این مورد میگوید: «زندان راهی بسیار گران برای تبدیل آدم بد به بدتر است.» این بیعدالتی زمانی بیشتر به چشم میآید که ترکیب زندانها را در نظر بگیریم. نسبت مردان زندانی به زنان زندانی به طرز باورنکردنی زیاد است. زندانیانی که در محلات فقیر بزرگ شدهاند نیز درصد بالایی از جمعیت زندانها را تشکیل میدهند. در آمریکا شانس به زندان افتادن سیاهپوستان تقریباً ۱ به ۴ در طول زندگیشان است در حالی که این احتمال برای سفیدپوستان ۱ به ۲۳ است.
در مورد آزارهای خانگی وضع بدتر هم میشود. معمولاً پلیس این نوع جرائم را جدی نمیگیرد؛ اما اگر مسأله بغرنج شود، آزارگر به زندان محکوم میشود. آزارگر که معمولاً مرد خانواده است، مسئولیت تأمین منابع خانواده را هم بر عهده دارد. حال با حذف او از خانواده، آزاردیدهها دچار مشکل دیگری میشوند: فقر و گرسنگی.
چرا مردم به زندان میافتند؟ پاسخ را باید در همین ترکیب زندانها جست. زندانیان اغلب از قشر فقیر جامعهاند. به جز فقر میتوان از تشویق تلویزیونی خشونت، پلیس، سکسیم، جنگ و نیز سیستم زندانها نام برد. همهٔ اینها کمابیش محصول اقتدار دولتی است. در یک جامعهٔ آنارشیست، میزان جرایم خشونتبار به شدت کاهش مییابد. دو اجتماع زاپوتک در اواخاکا نمونهٔ خوبی از این ادعاست. این جوامع که بدون دولت زندگی میکنند، نرخ قتل سالانهٔ ۳٫۴/۱۰۰٬۰۰۰ و ۱۸٫۱/۱۰۰٬۰۰۰ را دارند. برخلاف همسایگان خشنتر زاپوتکهای لاپاز، کودکان تنبیه بدنی نمیشوند و با بازیهایی با خشونت کمتر سرگرم میشوند. همچنین کتک زدن همسر برای آنها غیرقابل قبول است. زنان آنها از حقوقی برابر با مردان برخوردارند.
نروژ هم مثال خوبی است. اگرچه نروژ دارای حکومت مقتدر است، اما نروژیها فهمیدند که مجازات، زندان و پلیس راهحل مؤثری برای جرم و جنایت نیستند. نظام سیاسی نروژ سوسیال دموکراسی است و به همین دلیل اختلاف طبقاتی کمتری دارد. نروژ پلیس و سیستم زندان دارد، اما زندانهای نروژ با بقیهٔ کشورها قابل مقایسه نیست. بیشتر دعاوی اجتماعی و مجرمانه، پیش از دادگاه نزد مشاور و میانجی برده میشود. در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰ ه.خ) ۸۹٪ از این دعاوی پیش از دادگاهی شدن حل و فصل شد.
اما همیشه، در هر اجتماعی جانیان روانی نیز هستند که مرتکب جرائم خشن میشوند. با آنها چه باید کرد؟ آیا زندانی مانند زندان هالدن نروژ میتواند از پس آنها برآید؟ یقیناً جامعهای که بر حکومت پیروز شده باشد، میتواند در برابر چند قلدر روانپریش هم از خود محافظت کند.
چه باید کرد؟ حذف زندانها به نظر دستنایافتنی و آرمانی است. برای رسیدن به چنین هدف بزرگی دو راه هست: نخست مجاب کردن سیاستمداران است تا فوراً دست به کار شوند و نظام قضایی را اصلاح کنند و دوم که بسیار تدریجی اما مؤثر و عملی است؛ آموزش و فعالیت اجتماعی است. آموزش بر خلاف سیاست نتیجهبخش است. باید بدانیم و بیاموزیم. باید بیدار شویم تا بیدار شویم. «کریتیکال رزیستنس» در تلاش برای راهاندازی جنبشی بینالمللی برای برچیدن صنعت زندانداری است. در موردش مطالعه کنید. این نوشته (و بیشتر نوشتههای این وبلاگ) تنها یک سرنخ است.
پاورقی
در معدودی موارد و در کشوری که ما نمیدانیم کجاست، زندانهایی هست که محل کسب فضیلت است!
✍️: مایلو
#آنارشیسم #بازدارندگیمجازاتزندان #جرم #چرازندانتعطیلبشه #زندان #زندانجوابنیست #مجازات
-
«هر انقلابی که با دین سازش کند، سرانجام به بازتولید بردگی خواهد انجامید.»
--
میخاییل #باکونین -
-
امروز تولد عبدالله #اوجالان، نظریه پرداز آنارشیست، فمنیست پیشرو، زندانی سیاسی و از پایهگذاران حزب کارگران کردستانه.
نظریههای اوجالان که برگرفته از تفکرات #بوکچین هستن، تأثیری مستقیم در ایجاد منطقهٔ خودگردان #روژاوا در ۲۰۱۱ داشتهان.
آژانس امنیت ملی ترکیه در سال ۱۹۹۹ با پشتیبانی CIA اوجالان رو از نایروبی ربوده و به اعدام محکوم میکنه.
در طول مدت حبس، اوجالان کتابهای متعددی از جمله «ریشههای تمدن» و «کنفدرالیسم دموکراتیک» رو منتشر کرد که مبدأ شعار اصلی قیام ۱۴۰۱ ایران #زن_زندگی_آزادی بودند. -
تصور کن چپگرا باشی و از ترس همفکران خودت مجبور باشی همچین چیزی رو روی ماشینت بنویسی.
مثل جریان شورش BLM میمونه. اون زمان هم مغازهداران از ترس اینکه «معترضان عمدتاً صلحطلب» مغازشون رو غارت نکنن و به آتش نکشند، مجبور بودن پرچم BLM جلوی مغازه آویزون کنن!
آنارشیستها کلاً در یک کار توانایی خیره کننده دارن. به وحشت انداختن متحدانشون. -
همبستگی مبارزان کارِنی در میانمار با مقاومت #روژاوا
در پی حمله گروههای جهادی جیش الوطنی و هیأت تحریر الشام به مناطق تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک در مناطق کانتون عفرین-شهباء و حلب، مبارزان جبهه انقلابی کارِنی، همبستگی خود را با مقاومت روژاوا اعلام کردند.
-
#کارگر که از دید فاشیست ایرانی رعیت حساب میشه، توی گرمای ۷۰ درجه با دستمزد کمتر از کف حقوق ادارهٔ کار بمیره میشه «مفهوم وطن»…
همین کارگر برای حق اتّحادیه، مبارزه با سرمایهداری و… سازماندهی کنه میشه «چپول بیوطن»!
برای کارگر قربانی دست میزنن که «وظیفهٔ وجودی تو خدمت به ماست». برای کارگر سازمانده نعره میزنن که «بیوطن کشته باد» -
«کمونِ آنارشیستی نمیسازد تا پولی به دست آورد. یادبودهایی که برمیافرازد −محصولات روح جمعی کمون− در مقام الگویی برای بشریت عمل خواهند کرد.»
−−
#کروپتکین -
اصول اخلاقی نه در احکام مذهبی که در تمایل غریزی انسان به اعمالی ریشه دارد که بقای نوع بشر را بهبود میبخشند. #آنارشیسم با تبلیغ همکاری متقابل و مقابله با تأثیرات تفرقهفکنانهٔ #حکومت، فلسفهای اجتماعیست که نیازهای اخلاقی انسان را آن گونه که به دست #علم مدرن آشکار شدهاند تجلّی میبخشد
−−
پیتر #کروپتکین
#اخلاقیات -
آنان که گمان میبرند مردم تودههایی از وحوشند میپندارند که به محض کنار رفتن مداخلهٔ مستقیم #حکومت آمادهٔ یورش و دریدن یکدیگرند.
ولی تنها آنانی که هرگز مردم را در حال حل و فصل امور به دست خودشان ندیدهاند میتوانند در این واقعبت تردید کنند که اگر خود مردم مسئولیت اوضاع را به عهده گیرند جیرهها را عادلانه،دقیق و برابر میان یکایک افراد توزیع خواهند کرد.
--
پیتر #کروپتکین -
در مدارس به ما یاد میدهند از ریاضی، ادبیات و علوم بیزار شویم. تاریخ هم به عنوان یک علم از این قاعده مستثنی نیست. مثل آموزش ناقص و غلط ریاضی و علوم، آموزش تاریخ در مدارس هم ضمن ایدئولوژیک بودن، تقریباً هیچوقت جذاب نبوده و معمولاً هم زیرمجموعهٔ کوچکی از تاریخ جهان را آموزش میدهد: تاریخ ایران و اسلام. دانشآموزان در مورد تمدنهای دیگر، به خصوص تمدنهای آسیایی و آمریکایی آموزشی نمیبینند، مگر در حد چند بند. به تازگی مطالعهٔ دورهٔ چهارجلدی «تاریخ تمدن و فرهنگ جهان» با ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ را شروع کردم. کتاب جالبی است که تاریخ جهان را از دوران پارینه سنگی تا قرن بیستم مرور میکند. از سلسلههای چین و هند گرفته تا یونانیها، کارتاژها، فینیقیها، رومیها، تمدنهای دور افتادهٔ قارهٔ آمریکا و البته ایران هخامنشی. هر تمدنی دین و سنت خاص خودش را داشت. کاخها و معابد پرزرق و برق، مراسمات مذهبی باشکوه که گاه با قربانی انسانی همراه بودند، قانون و بوروکراسی و شاهکارهای مهندسی نشاندهندهٔ غنای یک تمدن است و هر تمدنی هم به نوع خودش شگفتانگیز است.
من از مقایسهٔ و این مبحث که چه کسی بزرگترین فیزیکدان، دانشمند، شاعر، فیلسوف یا ورزشکار تاریخ است خوشم نمیآید. به نظرم این مقایسهها بیفایده است. گیرم که آینشتاین از نیوتن فیزیکدان بهتری بود یا در بسکتبال کسی به گرد پای مایکل جردن یا لبران جیمز نمیرسد. این بحثها فقط جلوی لذت بردن از موضوع را میگیرد و فایدهای هم ندارد. در مورد تمدنها هم همین نظر را دارم. گیرم که امپراتوری ایرانیها وسعت زیادی داشت و با ملل مغلوب خوشرفتاری میکردند یا یونانیها که آثار علمی و فلسفیشان تا امروز جهان را به خود مدیون کرده یا تمدن درهٔ سند که برای اولین بار دست به استانداردسازی مقادیر و اوزان زد؛ چه مهم است؟
اما حین مطالعهٔ تمدنهای شکوهمندی که به وسعت، معماری و مهندسیشان مینازیدند به چیز عجیبی برخوردم: بومیان استرالیا. آخر بومیان شکارچی-خوراکجوی استرالیا چه چیزی داشتند که آنها را در کتابِ تمدنها جا داده بودند؟ مگر آنها مشتی آدم عقب افتادهٔ خرافاتی نبودند که لخت و عور شبانهروزی در جستوجوی غذا میگشتند؟
پاسخ کتاب جالب بود. آنها از این حیث متمدن به حساب میآمدند که از همهٔ ملتها خوشبختتر بودند. وضعیت زندگی بومیان استرالیا از این حیث که نه شاه مقتدری داشتند که به ایشان زور بگوید و مجبورشان کند برای هیچ و پوچ زندگیشان را ببازند و نه دغدغهٔ نگاهداری از زمینهای کشاورزی و دعویهای مربوط به پول و ثروت را داشتند. هر کودکی در قبیله میتوانست هر زنی را مادر خطاب کند. منابع به مساوات میان اعضای قبایل تقسیم میشد؛ پس اصولاً فقیر و غنی معنایی نداشت. قبایل هم تقریباً هیچوقت با هم وارد جنگ نمیشدند. همین مردمی که از دیدگاه استعماری کاوشگران غربی بیتمدن بودند، از همهٔ خلق جهان تغذیهٔ بهتری داشتند.
راز متمدن بودن این مردم هم همین بود که آنها فهمیده بودند که انسانها چطور باید با زندگی کنند و خوش باشند. این از همهچیز مهمتر است. البته در این نوشته واژهٔ تمدن با تسامح زیادی به کار رفته، وگرنه اصلاً تعریف تمدن همین زرق و برقهاست.