ایدهای که نمیمیرد: ما بذر طوفانیم
با درود، نشانی جدید وبگاه جبههٔ آنارشیستی: anarchistfront.org آرشیو قبلی ما را میتوانید در نشانی anarchistfront.nublogs.org پیبگیرید. :Noblogs سالها زیرساخت خودمختار و مستقلی را برای ما و خیلی از رفقای دیگر فراهم کرده بود؛ آنها فراتر از یک میزبان دیجیتال بودند، مبارزان سنگری بودند که در آن […]#آنارشیسم — Public Fediverse posts
Live and recent posts from across the Fediverse tagged #آنارشیسم, aggregated by home.social.
-
جنسیت چیست؟
جنسیت یکی از بنیادیترین روایتهایی است که انسانها خلق کردهاند.
این داستانی است درباره تکتک ما که حتا پیش از تولد، بازگوییاش آغاز میشود. این روایت با دیگر جنبههای تجربه زیسته و جایگاه اجتماعی ما تلاقی میکند تا فرصتهایی که در اختیار خواهیم داشت و آسیبهایی را که متحمل خواهیم شد، شکل دهد.
جنسیت ابزاری است در دست جامعه برای دستهبندی افراد در یک نظام دوتایی «مردانه» و «زنانه»؛ چیزهایی که هیچ فضایی برای پیچیدگیها و ظرافتهای موجود در وجود هر یک از ما باقی نمیگذارند.
امروز زیرنویس فارسی هم به این ویدیو اضافه شد؛ اگر اشکالی در زیرنویس فارسی مشاهده کردید بهم بگید.
https://kolektiva.media/w/uNRGN4ehBkkkZ9QXU4TUpv#جنسیت #جنس #زن #مرد #زن_زندگی_آزادی #کوییر #الجیبیتیکیو #lgbtqai #انسان #جامعه #آنارشیست #آنارشیسم #بدن #حق #gender #زیرنویس_فارسی #فارسی
-
بیانیهٔ جمعی از رفقای آنارکو فمینیست کوییر جبههٔ آنارشیستی علیه ساختار و تفکر سلطه جویانهٔ محسن نامجو و نهادهای حافظ او
محسن نامجو نه یک استثنا، بلکه تجسم خشن فیگورهای مردانه در تفکر پدرسالارانه است؛ اسطورهای دروغین که به خود حق میدهد جسم، روان و کرامت دیگران را قربانی میل، نبوغ موهوم و ارادهٔ معطوف به قدرت خود کند. سخن این بیانیه نه از سر قدرت یا درخواست از دولتها . قوانین ظالمانه و […] -
«تسخیر نان» کتابی است دربارهٔ این پرسش بنیادین که زندگی انسانی چگونه باید سازمان یابد؟ پاسخ کروپوتکین روشن است: جامعه باید بر پایهٔ همکاری، اشتراک منابع، لغو انحصار ابزار تولید، و تأمین نیازهای همگان ساخته شود. او میخواهد نان، یعنی سادهترین و اساسیترین حق زیستن، از دسترسناپذیری و کمیابسازی مصنوعی نجات یابد.
-
فانتزی حقیقت دارد.کودکان این را میدانند. بزرگسالان هم این را میدانند و برای همین است که بسیاری از آنها از #فانتزی میترسند. میدانند که حقیقت نهفته در آن تمام چیزهای دروغین را به چالش میکشد یا حتا تهدید میکند؛ تمام چیزهای مصنوعی، غیرضروری و پیشپاافتاده که بهزور راه خود را به زندگی باز کردهاند. آنها از اژدهایان میترسند، چون از #آزادی میترسند.
https://dys-topian.com/why-are-americans-afraid-of-dragons-ursula-k-leguin/
-
آنارشیسم، محدودیتهای ائتلافها و پیشنهاد گردهمایی آزاد
مقدمه: از تجربه همکاری تا پیشنهاد گفتوگو ما در مسیر تلاش برای همکاری با ائتلافها تجربههایی داشتیم، مشکلاتی را مشاهده کردیم و این مشکلات را نه با هدف افزایش اختلاف یا ایجاد تقابل، بلکه برای طرح یک پرسش و ارائه پیشنهادی متفاوت مطرح میکنیم. هدف این نوشته، حمله به هیچ […] -
Le désespoir est une forme supérieure de la critique
Pour le moment, nous l'appellerons "bonheur", les mots que vous employez n'étant plus "les mots" mais une sorte de conduit à travers lequel les analphabètes se font bonne conscience. Mais...
La solitude...
La solitude...
La solitude, la solitude, la solitude...
La solitude !
Le Code Civil, nous en parlerons plus tard. Pour le moment, je voudrais codifier l'incodifiable. Je voudrais mesurer vos danaïdes démocraties. Je voudrais m'insérer dans le vide absolu et devenir le non-dit, le non-avenu, le non-vierge par manque de lucidité
La lucidité se tient dans mon froc !
Dans mon froc !#Léo_Ferré #anarchism #anarchist #musicvideo #music #La_solitude #آنارشیسم
-
عصرانه: آنارشیستهای ایرانی چه میگویند؟
-
علیه سیاست
این کتاب را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/289806 کتابی در حوزه انارشیسم و لیبرتاریانیسم که می تواند مقدمه ای برای باز اندیشدن انتقادی در حوزه دولت باشد. -
من نیز دیندار و پادشاهیخواهم
در باب آرمانگرایی در این عصر سیاه که تمام مردم ایران، زیر بار جور و ستم حکومت له میشویم؛ بسیاری به دنبال منجی میگردند تا این بار را از شانههایشان بردارد. پدری مهربان که بگوید دیگر بس است. شاهی دادگر و توانمند که زندگیمان را زیر و زبر کند، با تدبیر حکم براند و تا پایان […] -
تحلیل سیاسی-تاریخی روژئاوا از دیدگاهِ آنارشیستی
پژوهشگر: هاسّه-نیما گُلکار امضای توافقنامه ۱۴ مادّهای در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ میان دولت مرکزی انتقالی سوریّه به ریاست احمد الشَرع و نیروهای سوریه دموکراتیک (اس.دی.اف)، نُقطه عطفی تازه در سرنوشتِ پروژهای است که بیش از یک دهه با نام «روژآوا» و «کُنفدرالیسم دمکراتیک» در شمال و […] -
بیانیهٔ جبههٔ آنارشیستی در باب مصادرهٔ جنبش نان و آزادی
در شرایطی که جامعهٔ ایران درگیر انباشت عمیق بحرانهای ساختاری، سرکوب سیستماتیک، فقر، تبعیض و فروپاشی پیوندهای اجتماعی است، هر فراخوان اعتراضی ناگزیر باید در نسبت خود با قدرت، منافع طبقاتی و جایگاه نیروهای صادرکنندهاش مورد نقد و ارزیابی دقیق قرار گیرد. از این منظر، جبهه […] -
-
پاسخ به پرسشها – بخش سوم
اگر رقابت بد است چه طور رقابت علمی جنگ سرد باعث پیشرفت فناوری شد؟ برای پاسخ به این پرسش باید نخست درک درستی از پیشرفت و انگیزهٔ خلاقیت انسانی داشته باشیم. ۱. پیشرفت حاصل «همکاری»، نه «رقابت» پیشرفتهای واقعی بشر همیشه از تعاون، اشتراک دانش و کنجکاوی جمعی آمدهاند، نه از […] -
اگرچه "آنارشیسم" اغلب با خشونت مرتبط است، اما در تاریخ به مراتب کمتر از دیگر عقاید سیاسی خشن بوده و مانند جوانی ناتوان به نظر میرسد که توسط انبوه فاشیستها و کمونیستهای اقتدارگرا کنار زده شده است.
آنارشیسم انحصاری بر خشونت ندارد و در مقایسه با ملیگرایان، پوپولیستها و سلطنتطلبان نسبتاً مسالمتآمیز بوده است. علاوه بر این، سنتی که متفکرانی متین و صلحطلب مانند گادوین، پرودون، کروپوتکین و تولستوی را در بر میگیرد، به سختی میتواند به عنوان ذاتاً تروریستی و نیهیلیستی رد شود. از میان متفکران کلاسیک آنارشیست، تنها باکونین در آثار اولیه خود شعر تخریب را ستود، و آن هم به این دلیل که مانند بسیاری از متفکران و هنرمندان معتقد بود ابتدا باید کهنه را نابود کرد تا نو را ساخت.
زبان و فرهنگ غالب در یک جامعه معمولاً ارزشها و ایدههای کسانی را که در قدرت هستند منعکس میکند. آنارشیستها بیش از دیگران قربانی استبداد معانی ثابت شدهاند و در آنچه توماس پین «باستیل کلمه» نامید گرفتار شدهاند. اما به راحتی میتوان فهمید چرا حاکمان باید از آنارشی بترسند و بخواهند آنارشیستها را به عنوان متعصبان ویرانگر برچسب بزنند، زیرا آنها پایههای حکمرانی آنها را زیر سؤال میبرند.
#پیتر_مارشال
#آنارشیسم -
نرمافزار آزاد و آنارشیسم
اشتراکات بنیادین: چرا این دو مفهوم همخوانی دارند؟ نرمافزار آزاد (Free Software) و آنارشیسم (Anarchism) در اصول بنیادین اشتراک زیادی دارند. این اشتراکات فراتر از شباهتهای سطحی است و به هستهی فلسفی هر دو مکتب برمیگردد. 1. مخالفت با سلسلهمراتب و ساختارهای قدرت متمرکز: آنارشیسم: […] -
علل سقوط شوروی چه بود؟
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ یکی از مهمترین رویدادهای قرن بیستم بود که نتیجه عوامل متعدد و درهمتنیده است. مهمترین علل این فروپاشی عبارتند از: علل اقتصادی: شکست سیستم برنامهریزی متمرکز و ناکارآمدی اقتصادی کمبود مزمن کالاهای مصرفی و کاهش استانداردهای […] -
پاسخ به پرسشها – بخش دوم
اگر پولی در کار نباشد چه انگیزهای برای کار کردن داریم؟ اغلب این پرسش را میشنویم: «در یک جامعهٔ کمونیستی که پول و دستمزد حذف میشود چه دلیلی وجود دارد که کسی از خواب ناز بیدار شود و برود کار کند؟ مگر نمیشود که همه تا شب پای تلویزیون علّاف بنشینند؟» این سوال اگرچه به ظاهر […] -
پاسخ به پرسشها – بخش نخست
در نبود اجبار مالی چهکسی کارهای سخت را خواهد کرد؟ پاسخ به این سوال نیازمند تغییر نگرشی اساسی در مفهوم کار، انگیزه و جامعه است. اجازه دهید پاسخ را در چند بخش ارائه کنم: ۱ . کار، نه برای سود، که برای رفاه جمعی در جامعهای که بر پایهٔ همکاری و برابری بنا شده مفهوم شغل به کلی […] -
سوسیالیسم لیبرتارین «اُسکار وایلد» جذابترین نوع آنارشیسم
Misery and poverty are so absolutely degrading, and exercize such a paralysing effect over the nature of men, that no class is ever really conscious of its own suffering. They have to be told of it by other people, and they often entirely disbelieve them -- #OscarWilde ترجمه : فقر و فلاکت چنان تحقیرآمیز هستند و تأثیری فلجکننده بر طبیعت انسان دارند که هیچ طبقهای واقعاً از تمام رنج خود […] -
سوسیالیسم لیبرتارین «اُسکار وایلد» جذابترین نوع آنارشیسم
Misery and poverty are so absolutely degrading, and exercize such a paralysing effect over the nature of men, that no class is ever really conscious of its own suffering. They have to be told of it by other people, and they often entirely disbelieve them -- #OscarWilde ترجمه : فقر و فلاکت چنان تحقیرآمیز هستند و تأثیری فلجکننده بر طبیعت انسان دارند که هیچ طبقهای واقعاً از تمام رنج خود […] -
اورسولا کی. لهگوئین: جنگی بیپایان
برگرفته از مجله ژاکوبن - (1396/11/06) برخی اندیشهها و تاملاتی که در فواصل زمانی مختلف درباره ستم، انقلاب و نقش تخیل به رشته تحریر درآمده است. بردگی کشور من در یک انقلاب، متحد شد و شکل گرفت و با انقلابی دیگری تا آستانه فروپاشی پیش رفت. انقلاب اول، اعتراضی بود علیه بهرهکشی و […] -
تنها آنارشیستها هستند که در شورششان منطقیاند.
آنها رأی نمیدهند؛ نمیخواهند اکثریتی باشند که فرمان میدهد. اقلیت فرمانبر را هم نمیپذیرند.شورش آنارشیستها هیچ قراردادی را نمیشکند؛ چه هرگز فردیتشان را به هیچ حکومتی گره نزدهاند.
آنان تنها یاغیانیند که هیچ پیوندی سدشان نکرده و حرکات خشونتآمیزشان پیوندی مستقیم با اندیشههایشان دارد که منطقی و هماهنگ با استدلالشان است.
ابزار تحمیل خودشان تظاهرات، مشاهده و تجربه است و در نبود اینها، زور و خشونت… اکثریت یا قانون هرگز!
--
آلبرت لیبرتاد -
اگر حکومت فردی نباشد نور خواهد بود؛ حقیقت خواهد بود؛ عدالت خواهد بود.
حکومت فرد جنایت است.
--
لوییس مایکل -
«مردم جهان در نهایت به دو دسته تقسیم میشوند: آنارشیستها و تبهکاران»
--
بنجامین توکر -
-
کارگر یعنی بردهٔ پارهوقت
--
باب بلک -
-
-
-
-
چرا باید زندانها را تعطیل کرد؟
در باب عدم بازدارندگی مجازات زندان
با شنیدن واژهٔ عدالت، واژگان زندان، جزا، مجازات و احتمالاً اعدام به ذهن خطور میکند؛ اما آیا زندان، اعدام و حتی مجازات راهی برای رسیدن به عدالت و یا پیشگیری از جرم و جنایت است؟ در مورد لزوم لغو مجازات اعدام بحثهای زیادی صورت گرفته است. آیا مجازات اعدام بازدارنده است؟ چطور میتوان اشتباه در قضاوت را جبران کرد؛ در حالی که یک نفر بیگناه به چوبهٔ دار سپرده شده است؟ با اثرات مخرب اعدام بر نزدیکان مجرم چه باید کرد؟ آیا حقوق آنها پایمال نمیشود؟ آیا فرصتی برای اصلاح به فرد مجرم داده میشود؟ آیا عدالت به معنی خونخواهی و انتقام است؟ بسیاری از کشورهای مجازات اعدام را لغو کردهاند و بسیاری دیگر در حال لغو این مجازاتاند؛ چرا که پاسخ پرسشهای بالا تقریباً محرز است. زمانی که اعدامی در کار نباشد، چارهٔ کار، جدا کردن افراد خطرناک از جامعه است، تا هم جامعه از گزند آنان در امان بماند و هم راهی برای اصلاح مجرمان باشد.
اما به نظام زندان هم نقدهای جدی وارد است. زندانها ناکارمد و پرهزینهاند. فیلسوف آنارشیست روس، پتر کروپوتکین دربارهٔ زندان میگوید: «زندانها، دانشگاه جنایتاند.»1 چراکه زندانیان در یک سلول از هم تأثیر میگیرند و از یکدیگر روشهای جدید جرم و جنایت را میآموزند. به ندرت دیده میشود کسی که دوران حبسش را گذرانده باشد، خود را اصلاح شده ببیند و از جرم و جنایت دوری کند، در عوض کسانی که یک بار زندانی میشوند مشتاقند تا دوباره به مأمن زندان بازگردند. در زندانها خرید و فروش مواد مخدر و اشیای غیرقانونی بسیار راحتتر است و بسیاری از زندانیان از این بابت پول خوبی به جیب میزنند. از این نظر زندان بیشتر عامل تشدید کنندهٔ جنایت است تا بازدارنده.
از سوی دیگر، هزینهٔ زندانها و زندانیان توسط جامعه تأمین میشود. این از این جهت ناعادلانه است که جامعه، هزینهٔ خوراک، پوشاک، سرپناه و امنیت تبهکاران را تأمین کند. هزینهای که گاه از درآمد مردم معمولی هم بیشتر است. لرد وادینگتون، وزیر کشور مارگارت تاچر در این مورد میگوید: «زندان راهی بسیار گران برای تبدیل آدم بد به بدتر است.» این بیعدالتی زمانی بیشتر به چشم میآید که ترکیب زندانها را در نظر بگیریم. نسبت مردان زندانی به زنان زندانی به طرز باورنکردنی زیاد است. زندانیانی که در محلات فقیر بزرگ شدهاند نیز درصد بالایی از جمعیت زندانها را تشکیل میدهند. در آمریکا شانس به زندان افتادن سیاهپوستان تقریباً ۱ به ۴ در طول زندگیشان است در حالی که این احتمال برای سفیدپوستان ۱ به ۲۳ است.
در مورد آزارهای خانگی وضع بدتر هم میشود. معمولاً پلیس این نوع جرائم را جدی نمیگیرد؛ اما اگر مسأله بغرنج شود، آزارگر به زندان محکوم میشود. آزارگر که معمولاً مرد خانواده است، مسئولیت تأمین منابع خانواده را هم بر عهده دارد. حال با حذف او از خانواده، آزاردیدهها دچار مشکل دیگری میشوند: فقر و گرسنگی.
چرا مردم به زندان میافتند؟ پاسخ را باید در همین ترکیب زندانها جست. زندانیان اغلب از قشر فقیر جامعهاند. به جز فقر میتوان از تشویق تلویزیونی خشونت، پلیس، سکسیم، جنگ و نیز سیستم زندانها نام برد. همهٔ اینها کمابیش محصول اقتدار دولتی است. در یک جامعهٔ آنارشیست، میزان جرایم خشونتبار به شدت کاهش مییابد. دو اجتماع زاپوتک در اواخاکا نمونهٔ خوبی از این ادعاست. این جوامع که بدون دولت زندگی میکنند، نرخ قتل سالانهٔ ۳٫۴/۱۰۰٬۰۰۰ و ۱۸٫۱/۱۰۰٬۰۰۰ را دارند. برخلاف همسایگان خشنتر زاپوتکهای لاپاز، کودکان تنبیه بدنی نمیشوند و با بازیهایی با خشونت کمتر سرگرم میشوند. همچنین کتک زدن همسر برای آنها غیرقابل قبول است. زنان آنها از حقوقی برابر با مردان برخوردارند.
نروژ هم مثال خوبی است. اگرچه نروژ دارای حکومت مقتدر است، اما نروژیها فهمیدند که مجازات، زندان و پلیس راهحل مؤثری برای جرم و جنایت نیستند. نظام سیاسی نروژ سوسیال دموکراسی است و به همین دلیل اختلاف طبقاتی کمتری دارد. نروژ پلیس و سیستم زندان دارد، اما زندانهای نروژ با بقیهٔ کشورها قابل مقایسه نیست. بیشتر دعاوی اجتماعی و مجرمانه، پیش از دادگاه نزد مشاور و میانجی برده میشود. در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰ ه.خ) ۸۹٪ از این دعاوی پیش از دادگاهی شدن حل و فصل شد.
اما همیشه، در هر اجتماعی جانیان روانی نیز هستند که مرتکب جرائم خشن میشوند. با آنها چه باید کرد؟ آیا زندانی مانند زندان هالدن نروژ میتواند از پس آنها برآید؟ یقیناً جامعهای که بر حکومت پیروز شده باشد، میتواند در برابر چند قلدر روانپریش هم از خود محافظت کند.
چه باید کرد؟ حذف زندانها به نظر دستنایافتنی و آرمانی است. برای رسیدن به چنین هدف بزرگی دو راه هست: نخست مجاب کردن سیاستمداران است تا فوراً دست به کار شوند و نظام قضایی را اصلاح کنند و دوم که بسیار تدریجی اما مؤثر و عملی است؛ آموزش و فعالیت اجتماعی است. آموزش بر خلاف سیاست نتیجهبخش است. باید بدانیم و بیاموزیم. باید بیدار شویم تا بیدار شویم. «کریتیکال رزیستنس» در تلاش برای راهاندازی جنبشی بینالمللی برای برچیدن صنعت زندانداری است. در موردش مطالعه کنید. این نوشته (و بیشتر نوشتههای این وبلاگ) تنها یک سرنخ است.
پاورقی
در معدودی موارد و در کشوری که ما نمیدانیم کجاست، زندانهایی هست که محل کسب فضیلت است!
✍️: مایلو
#آنارشیسم #بازدارندگیمجازاتزندان #جرم #چرازندانتعطیلبشه #زندان #زندانجوابنیست #مجازات