#محبت — Public Fediverse posts
Live and recent posts from across the Fediverse tagged #محبت, aggregated by home.social.
-
همراهان بیمار تخت کناری پدرم یک خانوادهٔ ترک هستند.
خانوادهای به این بامحبتی یه عمرم ندیدهام.
وقتی به هم میرسند طوری همدیگر را در آغوش میگیرند و میبوسند که انگار مدتی طولانی است همدیگر را ندیدهاند، در حالی که فاصلهٔ ملاقاتهایشان بیشتر از دو سه روز نیست.
پسر دست و صورت مادرش را میبوسد.
خواهر یرادرش را تنگ در آغوش میگیرد و میبوسد.
خاصاند واقعاً. -
مردهایی که بعد از وفات همسرشان دیگر ازدواج نکردهاند را درک نمیکردم، اما امروز فکر میکنم که میفهمم.
گمان میکنم علتش فقط #وفاداری نیست، بلکه نوعی قیاس هم هست.
آنها طعم شیرینِ محبت و لذت دوست داشتن همسرشان را چنان با همهٔ وجود چشیدهاند که دیگر بعد از او هیچ محبت و دوست داشتنی به چشمشان نمیآید. -
فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
گفت خودش با دست شسته است.
میتوانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.#صداقت و #مناعت طبعش نباید بیاجر میماند؛ بنابراین بیآنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.
-
فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
گفت خودش با دست شسته است.
میتوانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.#صداقت و #مناعت طبعش نباید بیاجر میماند؛ بنابراین بیآنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.
-
فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
گفت خودش با دست شسته است.
میتوانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.#صداقت و #مناعت طبعش نباید بیاجر میماند؛ بنابراین بیآنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.
-
فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
گفت خودش با دست شسته است.
میتوانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.#صداقت و #مناعت طبعش نباید بیاجر میماند؛ بنابراین بیآنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.