home.social

#محبت — Public Fediverse posts

Live and recent posts from across the Fediverse tagged #محبت, aggregated by home.social.

  1. همراهان بیمار تخت کناری پدرم یک خانوادهٔ ترک هستند.

    خانواده‌ای به این بامحبتی یه عمرم ندیده‌ام.
    وقتی به هم می‌رسند طوری همدیگر را در آغوش می‌گیرند و می‌بوسند که انگار مدتی طولانی است همدیگر را ندیده‌اند، در حالی که فاصلهٔ ملاقات‌هایشان بیشتر از دو سه روز نیست.
    پسر دست و صورت مادرش را می‌بوسد.
    خواهر یرادرش را تنگ در آغوش می‌گیرد و می‌بوسد.
    خاص‌اند واقعاً.

    #محبت #خانواده

  2. تعرفهٔ رسمی اصلاح سادهٔ سر در یک سلمانی درجهٔ ۲ در #مشهد، ۵۵٬۰۰۰ تومان است.
    او در این شرایط ۱۵٬۰۰۰ تومان هم کمتر از تعرفهٔ رسمی می‌گیرد!

    #مهربانی #محبت

  3. تعرفهٔ رسمی اصلاح سادهٔ سر در یک سلمانی درجهٔ ۲ در #مشهد، ۵۵٬۰۰۰ تومان است.
    او در این شرایط ۱۵٬۰۰۰ تومان هم کمتر از تعرفهٔ رسمی می‌گیرد!

    #مهربانی #محبت

  4. تعرفهٔ رسمی اصلاح سادهٔ سر در یک سلمانی درجهٔ ۲ در #مشهد، ۵۵٬۰۰۰ تومان است.
    او در این شرایط ۱۵٬۰۰۰ تومان هم کمتر از تعرفهٔ رسمی می‌گیرد!

    #مهربانی #محبت

  5. تعرفهٔ رسمی اصلاح سادهٔ سر در یک سلمانی درجهٔ ۲ در ، ۵۵٬۰۰۰ تومان است.
    او در این شرایط ۱۵٬۰۰۰ تومان هم کمتر از تعرفهٔ رسمی می‌گیرد!

  6. تعرفهٔ رسمی اصلاح سادهٔ سر در یک سلمانی درجهٔ ۲ در #مشهد، ۵۵٬۰۰۰ تومان است.
    او در این شرایط ۱۵٬۰۰۰ تومان هم کمتر از تعرفهٔ رسمی می‌گیرد!

    #مهربانی #محبت

  7. مردهایی که بعد از وفات همسرشان دیگر ازدواج نکرده‌اند را درک نمی‌کردم، اما امروز فکر می‌کنم که می‌فهمم.

    گمان می‌کنم علتش فقط #وفاداری نیست، بلکه نوعی قیاس هم هست.

    آن‌ها طعم شیرینِ محبت و لذت دوست داشتن همسرشان را چنان با همهٔ وجود چشیده‌اند که دیگر بعد از او هیچ محبت و دوست داشتنی به چشمشان نمی‌آید.

    #عشق #محبت

  8. فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
    بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
    گفت خودش با دست شسته است.
    می‌توانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.

    #صداقت و #مناعت طبعش نباید بی‌اجر می‌ماند؛ بنابراین بی‌آنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.

    #محبت #مهربانی

  9. فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
    بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
    گفت خودش با دست شسته است.
    می‌توانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.

    #صداقت و #مناعت طبعش نباید بی‌اجر می‌ماند؛ بنابراین بی‌آنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.

    #محبت #مهربانی

  10. فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
    بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
    گفت خودش با دست شسته است.
    می‌توانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.

    و طبعش نباید بی‌اجر می‌ماند؛ بنابراین بی‌آنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.

  11. فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
    بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
    گفت خودش با دست شسته است.
    می‌توانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.

    #صداقت و #مناعت طبعش نباید بی‌اجر می‌ماند؛ بنابراین بی‌آنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.

    #محبت #مهربانی