home.social

#مناعت — Public Fediverse posts

Live and recent posts from across the Fediverse tagged #مناعت, aggregated by home.social.

fetched live
  1. در همسایگی‌مان پسرکی هست که گمان نکنم بیشتر از هفت سال داشته باشد.
    نمی‌دانم چطور تربیت شده، چون فقط کافی است توی سبدم دو تا خوراکی ببیند.
    بلافاصله جلو می‌آید و با لحنی که انگار حالا مگر چی می‌شود از من می‌خواهد یکی را بدهم به او.
    امروز که دستم خالی بود گفت ده هزار تومان می‌دهی برای خودم آدامس بخرم؟!
    انگار اصلاً برایش مهم نیست مدام از دیگران کمک بخواهد، خواه در حد یک خوراکی باشد و خواه کمک مالی مستقیم.

    #مناعت

  2. برای فروش بیشتر به بچه یاد داده که چطور با مظلوم‌نمایی می‌تواند به خواسته‌اش برسد!

    یکی بچهٔ خودت را همین‌طور بار بیاورد خوشَت است؟

    #مناعت #اقتصاد

  3. برای خرید نسکافه و کیک هم درخواست کمک می‌کنند! 😞

    #مناعت #عزت

  4. داشتم پیاده می‌رفتم که جلویم را گرفت و گفت:
    «کارت ندارم. برایم نوشابهٔ خانواده می‌خری؟»

    قبلاً برای چیزهای مهم‌تری دست نیاز دراز می‌کردند... .

    #عزت #مناعت

  5. درِ ورودی باغ مرحوم #صابر در #جاغرق
    تا زنده بود جمعه‌ها باغش میزبان کوه‌نوردها بود.
    به کوه‌نوردانی که وارد باغش می‌شدند، بی‌منت ناهار می‌داد و سنگ‌ِتمام هم می‌گذاشت.

    بعد از وفاتش دیگر کسی راهش را ادامه نداد.

    #مناعت

  6. باورتان می‌شود که این نوارچسب را فقط ۶٫۰۰۰ تومان خریده‌ام؟
    صاحب این لوازم‌التحریری اجناس خرید قدیمش را به‌قیمت خرید جدید نمی‌فروشد!
    در این وانفسای اقتصادی کاسب‌هایی مثل او فرشته‌اند.

    #مناعت #مهربانی

  7. فیستول پاره شد و صندلی رانندهٔ آژانس پر از خون شده بود.
    بعداً که فارغ شدیم، زنگ زدیم و اجازه خواستیم که هزینهٔ کارواش را حساب کنیم.
    گفت خودش با دست شسته است.
    می‌توانست دروغ بگوید و پولش را بگیرد، اما نگفت.

    #صداقت و #مناعت طبعش نباید بی‌اجر می‌ماند؛ بنابراین بی‌آنکه حرفی بزنیم، سه برابر کرایهٔ آژانس را به کارتش ریختیم.

    #محبت #مهربانی

  8. زنگ زدم کترینگ که دو تا قیمه سفارش بدهم.
    پرسید ساده باشند یا مخصوص؟
    خیال می‌کردم «مخصوص» یعنی لپه و سیب‌زمینیِ بیشتر، پس مخصوص را انتخاب کردم.
    بعد اضافه کردم که قیمه‌ها بدون گوشت باشند! (پدرم نمی‌تواند گوشت را بجود)
    مسئول پذیرش وقتی متوجه شد که نمی‌دانم «مخصوص» یعنی گوشتِ بیشتر، پیشنهاد کرد «ساده» را انتخاب کنم که ارزان‌تر باشد!
    می‌توانست از بی‌اطلاعی‌ام سوءاستفاده کند و با همان قیمت «مخصوص» با من حساب کند، اما نکرد!
    در این روزهای سیاه، انسان با همین محبت‌های کوچک است که زنده است.

    #مناعت

  9. زیپ کاپشنم خراب شده بود.
    پیش هر تعمیرکاری بردم گفت درست نمی‌شود و باید کل زیپ عوض شود.
    دستمزد تعویضش هم ۶۰٬۰۰۰۰ تومان می‌شد. هزینهٔ خود زیپ هم که جدا.

    در حالی که فکر می‌کردم چاره‌ای ندارم، رفتم خرازی محلهٔ‌مان تا زیپ را بخرم.

    با اینکه زیپ را داشت و می‌توانست بفروشد، راضی نشد کلی هزینه کنم.
    ماشین‌زیپ را عوض کرد و سرِ زیپ را هم با نخ‌سوزن برایم دوخت!
    باور می‌کنید فقط ۶٬۰۰۰ تومان گرفت؟

    کاسب‌های #شریف هنوز هم پیدا می‌شوند.

    #شرافت #مناعت

  10. قیمت چیپس خورشتی ۲۹٬۵۰۰ بود، ولی می‌خواست ۳۰٬۰۰۰ تومان بفروشد!
    اعتراض که کردم بهانه آورد که پانصدی ندارم!
    گفتم وقتی کارت می‌کشم، دیگر چه اهمیتی دارد که پول خرد نداشته باشید.
    چون بهانهٔ دیگری نداشت گفت حالا پانصد تومان خیلی پول است که من بخواهم ندهم؟!

    دیگر بحث نکردم.
    اغلب اوقات همین‌طور است. فروشنده وانمود می‌کند باقی پول برایش مهم نیست تا خریدار احساس حقارت و گدامنشی کند و از خیر پولش بگذرد.

    #مناعت