#آلزایمر — Public Fediverse posts
Live and recent posts from across the Fediverse tagged #آلزایمر, aggregated by home.social.
-
بسیاری از مردم میگویند شخص مبتلا به #آلزایمر که خودش رنجی نمیکشد. رنج اصلی مال خانوادهاش است.
اما واقعیت این است که رنج بیمار نادیده گرفته میشود. او برای اینکه اطرافیانش قبول کنند آنچه میبیند یا به یاد میآورد حقیقت دارد فشار روانی زیادی را تحمل میکند.
اگر خانوادهٔ بیمار رنج خود او را هم ببینند، آرامش و صبر بیشتری در مدارا کردن با او پیدا میکنند. -
-
به خودش اشاره کرد و پرسید من کیام؟!
اسم و فامیلش را گفتم.
نفسی به آسودگی کشید و گفت آره، من همینام. -
پدر هنوز نمیداند که مادر رفته است!
فقط وقتی وارد اتاقش میشود، از روی عادت سرش را برمیگرداند تا مثل همیشه سلام کند.
تخت خالیاش را میبیند، اما انگار از نبودنش فقط سردرگم است و برایش عجیب است. -
از صبح حرفهای نامفهوم میزد و من فکر میکردم از آلزایمرش است.
به افت شدید #قند شک نکردم.
چک که کردم، دیدم ۵۰ است، یعنی یک قدم مانده تا کما!
۶ پیمانه شکر را در ۲ لیوان آب حل کردم و دادم و زنگ زدم اورژانس.
تا یرسند، قند فقط ۱۲ واحد آمد بالا.
اشتباه کرده بودم. باید نوشابه میدادم.
دکستروز تزریق کرد و دقایقی بعد، قند تنظیم شد. -
وقتی فرزندان نادر ابراهیمی میگفتند برای ما هیچچیز دردناکتر از این نیست که او دیگر ما را نمیشناسد نمیفهمیدم از کدام درد حرف میزنند.
الان میفهمم... 😔 -
سرِ سفره نشسته بودم که پرسید:
افشین، برنامهٔ تو با این خانومه چیه؟!
یک نفر از حاضران با لحنی معنادار پرسید:
کدوم خانومه رو میگه؟!من سرخ و سفید شدم و بعد از چند سؤال و جواب معلوم شد برادر کوچکم را با یک پرستار خانم اشتباه گرفته است!
-
ساعت دو و بیست دقیقهٔ نیمهشب خودش را رسانده توی حیاط و منتظر نشسته تا من بروم و ناخنهایش را بگیرم!
-
با نان تازهای که سرِ سفره گذاشته بودم، بینیاش را تمیز کرد!
فکر کرده بود دستمالکاغذی است. -
صدای سرفهاش را میشنیدم.
از آنجا که معدهٔ خیلی ضعیفی دارد، سرفه میتواند به استفراغ منجر بشود. برای همین یک سطل کوچک همیشه کنار دستش میگذارم.
آمدم پایین دیدم به ذهنش نرسیده همان سطل را بردارد و قالی و ملحفهٔ تخت و میز همه پُر شده از ... 😔اولِ صبحی ناچار شدم به یک تمیزکاریِ اساسی، ولی بوی قالی نمیرود و نمیدانم چه کنم. 😔
-
لیوان آب را کنار قرصهایش گذاشته بودم.
آمدم توی اتاق و دیدم لیوان آب را خالیخالی خورده و قرصهای تلخمزه را هم بدون آب و با اکراه زیر زبانش نگه داشته! -
یک گزارش چاپشده از گردش حسابش در بانک سپه میخواهد، آنهم در حالی که اصلاً در آن بانک حساب ندارد!
امروز رفتم بانک سر کوچه و خواهش کردم یکی از صورتحسابهای باطلهٔ خودشان را بدهند.
قبول نکرد.انگار باید یک آشنا در بانک سپه پیدا کنم.
-
فکر میکند یک آپارتمان ۴ طبقه دارد با یک بنز که در پارکینگش پارک کرده.
دو بار مجبورم کرد پابهپایش خیابانهای اطراف خسروی را بگردم تا پیدایش کند.
از خیلی از مغازهدارها نشانی آن آپارتمان کذایی را میپرسید و من هر بار در حالی که خیلی هم خجالت میکشیدم با ایما و اشاره میفهماندم که ایشان #آلزایمر دارند و سؤالش را جدی نگیرید!
بار دوم فهمیدم که این همراهیها تأیید ضمنی ابن اوهام است و اتفاقاً نباید با آنها همراهی کرد... . -
ساعت ۶ صبح صدایم زد که صبحانهام را بده که بعدش برویم تا بانک موجودی حسابم را بگیرم.
یادش نیست آن بانک کجاست، اما خیال میکند صدها میلیون پول در آن بانک دارد و نگران است کسی حسابش را خالی کرده باشد!
و حالا من باید با لطایفالحیلی کاری کنم فعلاً منصرف شود.
کار آسانی است؟ حاشا و کلّا... . -
روزهای اولی که #آلزایمر مهمان خانهٔ ما شد، تجربه نداشتم و سعی میکردم با توضیح دادنهای مکرر او را متوجه خطاهای ذهنش بکنم.
رفتهرفته خسته و حتی قدری هم عصبی شدم و در نهایت به بیهودگی این کار پی بردم.این واقعیت را که قبول کردم، بخشی از فشار روانی از روی ذهنم برداشته شد و نیمچه آرامشی پیدا کردم.
اما این آرامش موقتی بود!
در فرستههای بعد خواهم گفت که چرا. -
اگر اجازه بدهید، گهگاهی اینجا دربارهٔ دشواریهای مراقبت از یک سالمند مبتلا به #آلزایمر مینویسم.
امیدوارم برایتان حکم نِق و غُر را نداشته باشد. -
اگر ساعت ۳:۴۵ صبح از خواب بیدارتان کنند و بپرسند دربارهٔ دستمالکاغذیهای روی میز چه تحلیلی داری، چه حالی میشوید؟
-
گویا نخستین داروی #آلزایمر از FDA مجوز گرفته 🥳
https://www.reuters.com/business/healthcare-pharmaceuticals/us-fda-grants-standard-approval-eisaibiogen-alzheimers-drug-2023-07-06/ -
اگر مقید به راست گفتن باشید، عذاب وجدان هم به سختیهای مراقبت از یک بیمارِ مبتلا به #آلزایمر اضافه میشود!
او اموری را واقعی میپندارد که واقعیت ندارند و شما برای پیشگیری از متلاطمتر شدن ذهنش دائماً ناچارید خیالات او را تصدیق کنید.
و این برای کسی که به راست گفتن مقید است، نهتنها آسان نیست که تلخ هم هست. -
کسانی که در خانه یک بیمار مبتلا به #آلزایمر دارند، فشار روانی زیادی تحمل میکنند.
تا یک روزِ کامل در آن خانه زندگی نکنیم، حجم آن فشار را درک نخواهیم کرد... .