https://www.gulfchannels.com/611540/ داخل شقة عبدالحليم حافظ.. منى الشاذلي تكشف أسرار «الغرف المغلقة» – أخبار السعودية #Entertainment #SaudiArabia #أسرار #الشاذلي: #الغرف #المغلقة #ترفيه #تكشف #حافظ #داخل #شقة #عبدالحليم #منى
#حافظ — Public Fediverse posts
Live and recent posts from across the Fediverse tagged #حافظ, aggregated by home.social.
-
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت؟تا رفت مرا اَز نظر آن چشم جهانبین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفتبر شمع نرفت از گذر آتش دل، دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفتدور از رخ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفتاز پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفتدی گفت طبیب اَز سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفتای دوست به پرسیدن #حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت -
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیمدر خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیمسلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیمدر دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیمدر خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیمچون میرود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیمقانع به خیالی ز تو بودیم چو #حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم -
جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن نداردبا هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان نداردهر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان نداردسرمنزلِ فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران نداردای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حقِ او کس این گمان نداردگر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخِ سربریده بندِ زبان نداردکس در جهان ندارد یک بنده همچو #حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد -
https://www.gulfchannels.com/561804/ كيف تسبب سائح كويتي في إغلاق منزل عبدالحليم حافظ ومنع زيارته؟ – أخبار السعودية #Entertainment #إغلاق #ترفيه #تسبب #حافظ #زيارته؟ #سائح #عبدالحليم #في #كويتي #كيف #منزل #ومنع
-
https://www.gulfchannels.com/520459/ ملايين تُجمع باسم عبدالحليم حافظ.. وأسرته تتحرّك قانونيّاً – أخبار السعودية #Entertainment #SaudiArabia #باسم #تتحرك #تجمع #ترفيه #حافظ #عبدالحليم #قانونيًا #ملايين #وأسرته
-
-
https://www.gulfchannels.com/456173/ مفاجأة حول سبب وفاة عبدالحليم حافظ.. نجل شقيقه يكشف أسراراً – أخبار السعودية #Entertainment #SaudiArabia #أسراراً #ترفيه #حافظ #حول #سبب #شقيقه #عبدالحليم #مفاجأة #نجل #وفاة #يكشف
-
بمناسبة النوروز أبحث عن ترجمات لديوان حافظ باللغة العربيّة.
لم أجد إلّا ترجمة واحدة كاملة، من دار نشر إيرانيّة اسمها مهرانديش للنشر، الترجمة لطه حسين من سنة ١٩٤٤.
هل ينعرف أحد بترجمات حديثة؟ طبعات جديدة؟ أريد شراء نسخة
https://archive.org/details/BBib-Alex-01296/page/n9/mode/2up
-
یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
وان سهی سروِ خرامان به چمن باز رساندل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن باز رسانماه و خورشید به منزل چو به امرِ تو رسند
یارِ مهروی مرا نیز به من باز رساندیدهها در طلبِ لعلِ یَمانی خون شد
یا رب آن کوکبِ رخشان به یَمَن باز رسانبرو ای طایرِ میمونِ همایون آثار
پیش عنقا سخنِ زاغ و زَغَن باز رسانسخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیکِ خبرگیر و سخن باز رسانآن که بودی وطنش دیده #حافظ یا رب
به مرادش ز غریبی به وطن باز رسان -
#حافظ میفرماید:
درویش مکن ناله ز شمشیرِ اَحِبّا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت 🖤 -
معتمد جمال حافظ على شكل الزمالك أمام المصري رغم الأزمات
https://misryoum.com/matmd-jmal-hafz-ala-shkl-alzmalk-mam-almsry-rghm-alzmat/
أكد علاء عبد الغني، نجم نادي الزمالك السابق، تقديره الكبير لجماهير القلعة البيضاء بعد دعمها للفريق في مباراة المصري البورسعيدي، رغم الأزمات والصعوبات التي يمر بها النادي خلال الفترة الحالية.وقال عبد الغني خلال حواره لبرنامج ستاد المحور مع الإعلامي...
https://misryoum.com/?p=113414
#معتمد #جمال #حافظ #على #شكل #الزمالك #أمام #المصري #رغم #الأزمات #منصة_مصر_اليوم_الاخبارية #misryoum_com
-
العندليب الأبيض يعتذر لأسرة عبد الحليم حافظ
https://misryoum.com/alandlyb-albyd-yatdhr-lsrh-abd-alhlym-hafz/
ظهر الشاب تامر شاهين، المعروف بـ «العندليب الأبيض» في مقطع فيديو، وهو يقدم اعتذارا لأسرة العندليب الأسمر عبد الحليم حافظ، بعد اعتزامهم اللجوء للقضاء بسبب تشويه صورته. وتعهد تامر شاهين، بعد استخدام اسم العندليب مرة أخرى، مع أنه طائر حسبما...
https://misryoum.com/?p=113027
#العندليب #الأبيض #يعتذر #لأسرة #عبد #الحليم #حافظ #منصة_مصر_اليوم_الاخبارية #misryoum_com
-
-
https://www.gulfchannels.com/391013/ أسرة عبدالحليم حافظ تلاحق «العندليب الأبيض» قضائيا – أخبار السعودية #Entertainment #SaudiArabia #أسرة #الأبيض #العندليب #ترفيه #تلاحق #حافظ #عبدالحليم #قضائياً
-
بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست بهکاری زنم که غصّه سرآیدخلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآیدصحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآیدبر درِ اربابِ بیمروّتِ دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید -
…
مجلس بزم عیش را غالیهٔ مراد نیست
ای دمِ صبحِ خوشنفس نافهٔ زلف یار کو؟حُسنفروشیِ گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو؟شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو؟گفت «مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟»
مُردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو؟
… -
-
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهایاز دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریدهایاز چشم بخت خویش، مبادت گزند از آنک
در دلبری، به غایتِ خوبی رسیدهایمنعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیدهایآن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای -
هر روز دلم به زیر باری دگر است
در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر استمن جهد همیکنم قضا میگوید
بیرون ز کفایت تو کاری دگر است -
بُوَد آیا که درِ میکدهها بگشایند؟
گره از کارِ فروبستهٔ ما بگشایند؟اگر از بهرِ دلِ زاهدِ خودبین بستند
دل قوی دار که از بهرِ خدا بگشایندبه صفایِ دلِ رندانِ صَبوحیزدگان
بس درِ بسته به مِفْتاحِ دعا بگشایندنامهٔ تَعزیَتِ دختر رَز بِنْویسید
تا همه مُغبَچِگان زلفِ دوتا بگشایندگیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب
تا حریفان همه خون از مژهها بگشاینددرِ میخانه ببستند خدایا مپسند
که درِ خانهٔ تزویر و ریا بگشایند#حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا
که چه زُنّار ز زیرش به دَغا بگشایند -
دیشَب، گِلِهٔ زُلْفَش با باد، هَمی کَرْدَم
گفتا: «غلطی! بُگْذَر زین فِکْرَتِ سودایی!»صَد بادِ صَبا، اینجا با سِلْسِلِه میرَقْصَنْد
این است حَریف ای دِل تا باد نَپِیمایی -
https://www.gulfchannels.com/356753/ أسرة عبدالحليم حافظ تكشف كواليس مكالمة مؤثرة جمعته بأم كلثوم – أخبار السعودية #Entertainment #SaudiArabia #أسرة #بأم #ترفيه #تكشف #جمعته #حافظ #عبدالحليم #كلثوم #كواليس #مؤثرة #مكالمة
-
برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
بر امید جامِ لعلت دُردیآشامم هنوزروز اول رفت دینم در سرِ زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
.
.
.در ازل دادهست ما را ساقیِ لعلِ لبت
جرعهٔ جامی که من مَدهوشِ آن جامم هنوزای که گفتی جان بده تا باشَدَت آرامِ جان
جان به غمهایش سپردم، نیست آرامم هنوز -
دوش گفتم بکُند لعلِ لبش چارهٔ من
هاتفِ غیب ندا داد که «آری بکُند»کس نیارَد برِ او دَم زنَد از قصّهٔ ما
مگرش بادِ صبا گوش، گذاری بکُنددادهام بازِ نظر را به تَذَرْوی پرواز
بازخواند مگرش نقش و شکاری بکُندشهر خالیست ز عُشّاق بُوَد کز طَرَفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکندکو کریمی که ز بَزمِ طربش غمزدهای
جرعهای دَرکِشد و دفعِ خُماری بکندیا وفا، یا خبرِ وصلِ تو، یا مرگِ رقیب
بُوَد آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟ -
بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایهبان دارد
بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان داردغبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب
بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان داردچو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود
ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان داردز چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان داردچو دامِ طُرِّه افشاند ز گَردِ خاطرِ عشاق
به غَمّازِ صبا گوید که راِزِ ما نهان دارد -
مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بودبه گِردابی چو میافتادم از غم
به تدبیرش امیدِ ساحلی بوددلی همدرد و یاری مصلحت بین
که اِستِظهارِ هر اهلِ دلی بودز من ضایع شد اندر کویِ جانان
چه دامنگیر یا رب منزلی بودهنر بیعیبِ حِرمان نیست لیکن
ز من محرومتر کِی سائلی بود؟بر این جانِ پریشان رحمت آرید
که وقتی کاردانی کاملی بودمرا تا عشق تعلیمِ سخن کرد
حدیثم نکتهٔ هر محفلی بودمگو دیگر که #حافظ نکتهدان است
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود -
مرا چشمیست خونافشان ز دست آن کمانابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابروغلام چشم آن ترکم که در خوابِ خوشِ مستی
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابروهلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو؟دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی
که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابروتو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرواگر چه مرغ زیرک بود #حافظ در هواداری
به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمانابرو -
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟چون نقشِ غم ز دور بِبینی شراب خواه
تشخیص کردهایم و مداوا مقرّر استاز آستانِ پیرِ مغان، سر چرا کشیم؟
دولت در آن سرا و گشایش در آن در است««یک قِصّه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب
کز هر زبان که میشنوم، نامکرّر است»»دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گوید و بازش چه در سر استما آبرویِ فقر و قناعت نمیبریم
با پادشه بگوی که روزی مقدّر است#حافظ چه طُرفه شاخ نباتیست کِلکِ تو
کِش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّر است -
حرفهایی که دکتر #علیاشرف_صادقی دربارهٔ شخصیت #حافظ (و نه اشعارش) در سخنرانی اخیرش زد، به گمان من برخاسته از آزاداندیشی این مَرد است.
این نوع قدسیتزداییها از شخصیت یک شاعر مشهور خصوصاً در یک جمع ادبی خیلی شهامت میخواهد. -
دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم
وَاندر این کار دلِ خویش به دریا فِکَنَماز دلِ تنگِ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گُنَهِ آدم و حوا فکنممایهٔ خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست
میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنمبِگُشا بندِ قَبا ای مَهِ خورشید کُلاه
تا چو زلفت سَرِ سودا زده در پا فکنمخوردهام تیرِ فلک، باده بده تا سرمست
عُقده در بندِ کَمرتَرکشِ جوزا فکنمجرعهٔ جام بر این تختِ روان افشانم
غُلغُلِ چنگ در این گنبدِ مینا فکنمحافظا تکیه بر ایّام چو سهو است و خطا
من چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم -
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایت
گر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایتبیمزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را، مخدومِ بیعنایتدر زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآنجا
سرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایتچشمت به غمزه ما را، خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد، خونریز را حمایتدر این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصود
از گوشهای برون آی، ای کوکبِ هدایتاز هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود
زِنهار از این بیابان، وین راهِ بینهایتعشقت رِسَد به فریاد، ار خود به سانِ #حافظ
قرآن ز بَر بخوانی، در چاردَه روایت -
آن تُرک پری چهره که دوش از بَرِ ما رفت
آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان بین
کس واقفِ ما نیست که از دیده چهها رفتبر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش
آن دود که از سوزِ جگر بر سر ما رفتدور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفتاز پای فتادیم چو آمد غمِ هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفتدی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دید
هیهات که رنجِ تو ز قانونِ شفا رفتای دوست به پرسیدنِ #حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دارِ فنا رفت -
آن کیست کز رویِ کرم، با ما وفاداری کند
بر جایِ بدکاری چو من، یک دَم نکوکاری کنداول به بانگِ نای و نی، آرد به دل پیغامِ وی
وانگه به یک پیمانه مِی، با من وفاداری کنددلبر که جان فرسود از او، کامِ دلم نَگْشود از او
نومید نتْوان بود از او، باشد که دلداری کندچون من گدایِ بینشان، مشکل بُوَد یاری چُنان
سلطان کجا عیشِ نهان، با رندِ بازاری کند؟زان طُرِّهٔ پُرپیچ و خَم، سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم، هر کس که عیّاری کند؟با چشمِ پُرنیرنگِ او، #حافظ مکن آهنگِ او
کان طُرِّهٔ شبرنگِ او، بسیار طَرّاری کند -
روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد بادکامم از تلخیِ غم چون زهر گشت
بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد«گر چه یاران فارِغَند از یادِ من
از من ایشان را هزاران یاد باد»مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حقگزاران یاد بادگر چه صد رود است در چشمم مُدام
زنده رودِ باغِ کاران یاد بادرازِ #حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد -
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاستکه شنیدی که در این بزم، دمی خوش بنشست؟
که نه در آخرِ صحبت به ندامت برخاستشمع اگر زان لبِ خندان به زبان، لافی زد
پیشِ عشاقِ تو شبها به غَرامت برخاستدر چمن، بادِ بهاری ز کنار گل و سرو
به هواداریِ آن عارض و قامت برخاستمست بگذشتی و از خلوتیانِ ملکوت
به تماشایِ تو آشوبِ قیامت برخاستپیشِ رفتار تو پا برنگرفت از خِجلت
سروِ سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست#حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کآتش از خرقهٔ سالوس و کرامت برخاست -
-
@maryam
بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح مژده داد
تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است
آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حال
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ولی
جز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
در نیلِ غم فُتاد سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم -
-
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرک القیامهدارم من از فراقش در دیده صد علامت
لَیسَت دُموعُ عَینی هٰذا لَنا العلامه«هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت به الندامه»«پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بُعدها عذابٌ فی قُربها السلامه»گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
و اللهُ ما رَأینا حُباً بِلا ملامه#حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حَتّیٰ یَذوق مِنهُ کأساً مِن الکرامه -
میسوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
هجران بلایِ ما شد، یا رب بلا بگردانمَه جلوه مینماید بر سبز خِنگِ گَردون
تا او به سر درآید، بر رَخش پا بگردانمَرغول را بَرافشان یعنی به رَغمِ سنبل
گِردِ چمن بَخوری همچون صبا بگردانیغمایِ عقل و دین را بیرون خرام سرمست
در سر کلاه بِشکن در بَر قَبا بگردانای نورِ چشمِ مستان در عینِ انتظارم
چنگِ حزین و جامی بِنواز یا بگرداندوران همینویسد بر عارضش خطی خوش
یا رب نوشتهٔ بد از یارِ ما بگردان#حافظ ز خوبرویان بختت جز این قَدَر نیست
گر نیستت رضایی حُکمِ قضا بگردان -
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کننددَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنندمعشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تَصَّور چرا کنندحالی درونِ پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنندمِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنندبگذر به کویِ میکده تا زُمرِهٔ حضور
اوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنندحافظ دوامِ وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حالِ گدا کنند -
-
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجرانش -
نخفتهام زِ خیالی که میپزد دلِ من
خمارِ صدشبه دارم شرابخانه کجاست -
برای بار هزارم دارم آلبوم «نهال حیرت» رو گوش میدم و هنوز هم مثل بار اول دارم حیرت میکنم از این همه زیبایی!
نهال حیرت به روایتی نخستین آلبوم #راک فارسیه که گروه «اوهام» بیست و چهار سال پیش (سال ۱۳۷۸) منتشرش کرد. متنها که همه غزلهای #حافظ ـه و جاودانه است. ولی #موسیقی و تنظیمش هم همون قدر نبوغآمیزه که شعرها.
بینهایت لذت میبرم وقتی میبینم آدما از همهٔ ذوق و انرژیشون برای کاری مایه میگذارند و نتیجهاش چنین چیزهایی میشه. دمشون گرم واقعاً.
-
جامِ می و خونِ دل هر یک به کسی دادند
در دایرهٔ قسمت اوضاع چنین باشد -
چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
.
آن گل که هر دم در دست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان
.
یا رب امان ده تا بازبیند
چشم محبان روی حبیبان
.
درج محبت بر مهر خود نیست
یا رب مبادا کام رقیبان
.
ای منعم آخر بر خوان جودت
تا چند باشیم از بی نصیبان
.
#حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر میشنیدی پند ادیبان
.
#شجریان #نوا #آهنگ
.
https://soundcloud.com/hossein_t/6nrwto8ejggo?in=s-vahid-hosseini/sets/best-of-shajarian&si=4fa4ff0e2bb64cadb5f45f809b2a9f88&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing