Search
1000 results for “afshin”
-
NEXT UP 13:15-15:30 CEST - Lies, Smears, Half-truths and Misleading Statements - Exploring media, PR, propaganda and accountability -Michel Collon, Rod Driver (f), George Galloway, Alan MacLeod, David Miller, Peter Oborne, Afshin Rattansi, Piers Robinson, Justin Schlosberg, Chris Williamson. A discussion in 3 parts [Hanan Saleh Matrud room https://hanan.whistleblowingfest.org]
more information: https://mobilizon.wauland.de/events/b2327eb8-749a-49ed-a4c2-58247baeb3a6
full schedule: https://timetable.whistleblowingfest.org
-
NEXT UP 13:15-15:30 CEST - Lies, Smears, Half-truths and Misleading Statements - Exploring media, PR, propaganda and accountability -Michel Collon, Rod Driver (f), George Galloway, Alan MacLeod, David Miller, Peter Oborne, Afshin Rattansi, Piers Robinson, Justin Schlosberg, Chris Williamson. A discussion in 3 parts [Hanan Saleh Matrud room https://hanan.whistleblowingfest.org]
more information: https://mobilizon.wauland.de/events/b2327eb8-749a-49ed-a4c2-58247baeb3a6
full schedule: https://timetable.whistleblowingfest.org
-
@fzero
مرحوم مادرم دخل و خرج خانه را سالها و تا آخرین روزهای حیاتش با خطی خوانا مینوشت.
یک شب که دفاتر این سالها را ورق میزدم، متوجه شدم دستخطش هرچه گذشته در اثر پارکینسون لرزان و لرزانتر شده.
ناموزون شدن تدریجی دستخطش من را بیاختیار به گریه انداخت... . -
روزهای اول جنگ، منزل مادری را با همهٔ خاطراتش فروختیم و من هم جابهجا شدم به آپارتمانی نقلی، اما دوستداشتنی .
مادرم در زمان حیاتش آرزو داشت این خانه را بفروشد و در جایی جمعوجور و نقلی ساکن شود.
قسمتِ خودش نشد، اما من را به همین آرزو رساند. 🌷 -
روزهای اول جنگ، منزل مادری را با همهٔ خاطراتش فروختیم و من هم جابهجا شدم به آپارتمانی نقلی، اما دوستداشتنی .
مادرم در زمان حیاتش آرزو داشت این خانه را بفروشد و در جایی جمعوجور و نقلی ساکن شود.
قسمتِ خودش نشد، اما من را به همین آرزو رساند. 🌷 -
کاش اپلیکیشنی مثل «مترو» برای اتوبوسهای داخل شهری و ایستگاههای توقفشان نوشته میشد.
-
-
از پشتیبانی مخابرات زنگ زدند و میپرسند آیا مشکلی هست که اشتراکت را تمدید نمیکنی؟
دلیلش را که گفتم، نه حرفی از غرامت روزهایی که قطع بوده زد و نه صحبتی از تخفیف بابت ناپایداری و اختلال در شبکه کرد.یعنی ما را چقدر محتاج انگاشتهاند که ذرهای لزوم جبران نمیبینند... .
-
در این یکی دو روز که مشغول رسیدگی به یک کار اداری بودم، بارها ناچار شدم برگردم خانه تا از نسخهٔ تحت وب پیامرسان «بله» برای ارسال اسکن مدارک استفاده کنم.
گذشته از زحمتی که داشت، هر بار حس انزجار از خود تکرار میشد و متأسفانه هیچ چارهای هم غیر از تحمل نداشتم.
تا سر و کارتان به ادارهجات نیفتد، این ناچاری و ناگزیری را درک نخواهید کرد. -
در این یکی دو روز که مشغول رسیدگی به یک کار اداری بودم، بارها ناچار شدم برگردم خانه تا از نسخهٔ تحت وب پیامرسان «بله» برای ارسال اسکن مدارک استفاده کنم.
گذشته از زحمتی که داشت، هر بار حس انزجار از خود تکرار میشد و متأسفانه هیچ چارهای هم غیر از تحمل نداشتم.
تا سر و کارتان به ادارهجات نیفتد، این ناچاری و ناگزیری را درک نخواهید کرد. -
در این یکی دو روز که مشغول رسیدگی به یک کار اداری بودم، بارها ناچار شدم برگردم خانه تا از نسخهٔ تحت وب پیامرسان «بله» برای ارسال اسکن مدارک استفاده کنم.
گذشته از زحمتی که داشت، هر بار حس انزجار از خود تکرار میشد و متأسفانه هیچ چارهای هم غیر از تحمل نداشتم.
تا سر و کارتان به ادارهجات نیفتد، این ناچاری و ناگزیری را درک نخواهید کرد. -
در این یکی دو روز که مشغول رسیدگی به یک کار اداری بودم، بارها ناچار شدم برگردم خانه تا از نسخهٔ تحت وب پیامرسان «بله» برای ارسال اسکن مدارک استفاده کنم.
گذشته از زحمتی که داشت، هر بار حس انزجار از خود تکرار میشد و متأسفانه هیچ چارهای هم غیر از تحمل نداشتم.
تا سر و کارتان به ادارهجات نیفتد، این ناچاری و ناگزیری را درک نخواهید کرد. -
در این یکی دو روز که مشغول رسیدگی به یک کار اداری بودم، بارها ناچار شدم برگردم خانه تا از نسخهٔ تحت وب پیامرسان «بله» برای ارسال اسکن مدارک استفاده کنم.
گذشته از زحمتی که داشت، هر بار حس انزجار از خود تکرار میشد و متأسفانه هیچ چارهای هم غیر از تحمل نداشتم.
تا سر و کارتان به ادارهجات نیفتد، این ناچاری و ناگزیری را درک نخواهید کرد.