#خواب — Public Fediverse posts
Live and recent posts from across the Fediverse tagged #خواب, aggregated by home.social.
-
این #مقاله به موضوع #خواب ، نگرانی ما از چرایی بیدار شدن از خواب در نیمههای شب و البته پیشینه چگونگی خواب از زمانهای گذشته تاکنون پرداخته؛ میدانستید تا پیش از دو قرن گذشته، نیاکان ما دو خواب شبانه داشتهاند؟!
مقاله جذابی است:
https://ana.ir/004ERh -
این #مقاله به موضوع #خواب ، نگرانی ما از چرایی بیدار شدن از خواب در نیمههای شب و البته پیشینه چگونگی خواب از زمانهای گذشته تاکنون پرداخته؛ میدانستید تا پیش از دو قرن گذشته، نیاکان ما دو خواب شبانه داشتهاند؟!
مقاله جذابی است:
https://ana.ir/004ERh -
این #مقاله به موضوع #خواب ، نگرانی ما از چرایی بیدار شدن از خواب در نیمههای شب و البته پیشینه چگونگی خواب از زمانهای گذشته تاکنون پرداخته؛ میدانستید تا پیش از دو قرن گذشته، نیاکان ما دو خواب شبانه داشتهاند؟!
مقاله جذابی است:
https://ana.ir/004ERh -
دیشب خواب میدیدم دارم با #گیتار_الکتریک تمرین میکنم!
چه خوب بود!
#خواب
#میخوام -
دیشب خواب میدیدم دارم با #گیتار_الکتریک تمرین میکنم!
چه خوب بود!
#خواب
#میخوام -
دیشب خواب میدیدم دارم با #گیتار_الکتریک تمرین میکنم!
چه خوب بود!
#خواب
#میخوام -
دیشب خواب میدیدم دارم با #گیتار_الکتریک تمرین میکنم!
چه خوب بود!
#خواب
#میخوام -
دیشب یه جایی شبیه ایستگاه مرکزی اتوبوس در مرکز مونیخ که همزمان شبیه ترمینال غرب تهران و ایستگاه سواریهای انزلی به رشت هم بود، تنهایی قدم میزدم و تصنیف آلبوم «سِرّ عشق» شجریان (وصل تو مشکل مشکل، جان دادن آسان، یا رب کن آسان آسان این مشکل من) رو بلند بلند میخوندم.
-
دیشب یه جایی شبیه ایستگاه مرکزی اتوبوس در مرکز مونیخ که همزمان شبیه ترمینال غرب تهران و ایستگاه سواریهای انزلی به رشت هم بود، تنهایی قدم میزدم و تصنیف آلبوم «سِرّ عشق» شجریان (وصل تو مشکل مشکل، جان دادن آسان، یا رب کن آسان آسان این مشکل من) رو بلند بلند میخوندم.
-
دیشب یه جایی شبیه ایستگاه مرکزی اتوبوس در مرکز مونیخ که همزمان شبیه ترمینال غرب تهران و ایستگاه سواریهای انزلی به رشت هم بود، تنهایی قدم میزدم و تصنیف آلبوم «سِرّ عشق» شجریان (وصل تو مشکل مشکل، جان دادن آسان، یا رب کن آسان آسان این مشکل من) رو بلند بلند میخوندم.
-
دیشب یه جایی شبیه ایستگاه مرکزی اتوبوس در مرکز مونیخ که همزمان شبیه ترمینال غرب تهران و ایستگاه سواریهای انزلی به رشت هم بود، تنهایی قدم میزدم و تصنیف آلبوم «سِرّ عشق» شجریان (وصل تو مشکل مشکل، جان دادن آسان، یا رب کن آسان آسان این مشکل من) رو بلند بلند میخوندم.
-
حالا اين كه ديشب چرا يكيتون ميخواست پول لباسش كه دو بار بيشتر نپوشيده رو ازم بگيره رو نميدونم ((:
-
حالا اين كه ديشب چرا يكيتون ميخواست پول لباسش كه دو بار بيشتر نپوشيده رو ازم بگيره رو نميدونم ((:
-
حالا اين كه ديشب چرا يكيتون ميخواست پول لباسش كه دو بار بيشتر نپوشيده رو ازم بگيره رو نميدونم ((:
-
حالا اين كه ديشب چرا يكيتون ميخواست پول لباسش كه دو بار بيشتر نپوشيده رو ازم بگيره رو نميدونم ((:
-
حالا اين كه ديشب چرا يكيتون ميخواست پول لباسش كه دو بار بيشتر نپوشيده رو ازم بگيره رو نميدونم ((:
-
دیشب #خواب عجیبی دیدم. بیرون بودم و داشتم برمیگشتم به خونهمون تو انزلی. میدونستم که کسی خونه نیست. همیشه این وقتا (در زندگی واقعی تو #ایران) یه گوشهٔ ذهنم هست که ممکنه وقتی میرسم خونه، دزد تو خونه باشه. این بار هم تو خواب همین تو ذهنم بود، ولی نمیدونم چرا حتی پیش از این که برسم، خیلی مطمئن بودم که حتماً #دزد تو خونه است.
-
دیشب #خواب عجیبی دیدم. بیرون بودم و داشتم برمیگشتم به خونهمون تو انزلی. میدونستم که کسی خونه نیست. همیشه این وقتا (در زندگی واقعی تو #ایران) یه گوشهٔ ذهنم هست که ممکنه وقتی میرسم خونه، دزد تو خونه باشه. این بار هم تو خواب همین تو ذهنم بود، ولی نمیدونم چرا حتی پیش از این که برسم، خیلی مطمئن بودم که حتماً #دزد تو خونه است.
-
دیشب #خواب عجیبی دیدم. بیرون بودم و داشتم برمیگشتم به خونهمون تو انزلی. میدونستم که کسی خونه نیست. همیشه این وقتا (در زندگی واقعی تو #ایران) یه گوشهٔ ذهنم هست که ممکنه وقتی میرسم خونه، دزد تو خونه باشه. این بار هم تو خواب همین تو ذهنم بود، ولی نمیدونم چرا حتی پیش از این که برسم، خیلی مطمئن بودم که حتماً #دزد تو خونه است.
-
دیشب #خواب عجیبی دیدم. بیرون بودم و داشتم برمیگشتم به خونهمون تو انزلی. میدونستم که کسی خونه نیست. همیشه این وقتا (در زندگی واقعی تو #ایران) یه گوشهٔ ذهنم هست که ممکنه وقتی میرسم خونه، دزد تو خونه باشه. این بار هم تو خواب همین تو ذهنم بود، ولی نمیدونم چرا حتی پیش از این که برسم، خیلی مطمئن بودم که حتماً #دزد تو خونه است.
-
#دیشب #خواب دیدم امتحان دینی داریم و من هیچی بلد نیستم یا شایدم کلاً کتابش رو گم کردم. از یه جایی به بعد انگار بیدار شده بودم (یا شاید هم خواب دیدم که بیدار شدم) و توی بیداری (یا شایدم خواب ِ بیداری، واقعاً نمیدونم کدومش) خودم رو قانع میکردم که خواب بوده و امتحان دینیای در کار نیست. یکی از استدلالهام این بود که «اینجا که آلمانه»، یکی دیگه این که «من که الان میرم سر کار، کسی که کار میکنه که نمیتونه امتحان دینی داشته باشه». خلاصه این قدر برای خودم استدلال تراشیدم که کمکم قانع شدم و دوباره خوابم برد.
-
#دیشب #خواب دیدم امتحان دینی داریم و من هیچی بلد نیستم یا شایدم کلاً کتابش رو گم کردم. از یه جایی به بعد انگار بیدار شده بودم (یا شاید هم خواب دیدم که بیدار شدم) و توی بیداری (یا شایدم خواب ِ بیداری، واقعاً نمیدونم کدومش) خودم رو قانع میکردم که خواب بوده و امتحان دینیای در کار نیست. یکی از استدلالهام این بود که «اینجا که آلمانه»، یکی دیگه این که «من که الان میرم سر کار، کسی که کار میکنه که نمیتونه امتحان دینی داشته باشه». خلاصه این قدر برای خودم استدلال تراشیدم که کمکم قانع شدم و دوباره خوابم برد.
-
#دیشب #خواب دیدم امتحان دینی داریم و من هیچی بلد نیستم یا شایدم کلاً کتابش رو گم کردم. از یه جایی به بعد انگار بیدار شده بودم (یا شاید هم خواب دیدم که بیدار شدم) و توی بیداری (یا شایدم خواب ِ بیداری، واقعاً نمیدونم کدومش) خودم رو قانع میکردم که خواب بوده و امتحان دینیای در کار نیست. یکی از استدلالهام این بود که «اینجا که آلمانه»، یکی دیگه این که «من که الان میرم سر کار، کسی که کار میکنه که نمیتونه امتحان دینی داشته باشه». خلاصه این قدر برای خودم استدلال تراشیدم که کمکم قانع شدم و دوباره خوابم برد.
-
#دیشب #خواب دیدم امتحان دینی داریم و من هیچی بلد نیستم یا شایدم کلاً کتابش رو گم کردم. از یه جایی به بعد انگار بیدار شده بودم (یا شاید هم خواب دیدم که بیدار شدم) و توی بیداری (یا شایدم خواب ِ بیداری، واقعاً نمیدونم کدومش) خودم رو قانع میکردم که خواب بوده و امتحان دینیای در کار نیست. یکی از استدلالهام این بود که «اینجا که آلمانه»، یکی دیگه این که «من که الان میرم سر کار، کسی که کار میکنه که نمیتونه امتحان دینی داشته باشه». خلاصه این قدر برای خودم استدلال تراشیدم که کمکم قانع شدم و دوباره خوابم برد.
-
#دیشب #خواب دیدم امتحان دینی داریم و من هیچی بلد نیستم یا شایدم کلاً کتابش رو گم کردم. از یه جایی به بعد انگار بیدار شده بودم (یا شاید هم خواب دیدم که بیدار شدم) و توی بیداری (یا شایدم خواب ِ بیداری، واقعاً نمیدونم کدومش) خودم رو قانع میکردم که خواب بوده و امتحان دینیای در کار نیست. یکی از استدلالهام این بود که «اینجا که آلمانه»، یکی دیگه این که «من که الان میرم سر کار، کسی که کار میکنه که نمیتونه امتحان دینی داشته باشه». خلاصه این قدر برای خودم استدلال تراشیدم که کمکم قانع شدم و دوباره خوابم برد.
-
این بابا یکم دانیال بهزادی نیست!؟
#م #دانیال_بهزادی #خواب #هکر_خواب
@danialbehzadi -
این بابا یکم دانیال بهزادی نیست!؟
#م #دانیال_بهزادی #خواب #هکر_خواب
@danialbehzadi -
این بابا یکم دانیال بهزادی نیست!؟
#م #دانیال_بهزادی #خواب #هکر_خواب
@danialbehzadi -
#خواب دیدم توی حرم بازداشتم کردهاند!
شرط آزادیام این بود که کلمهٔ عبور حسابم در اینستاگرام را بدهم.
خیال میکردند لابد عکسی پیدا میکنند که برای آینده اهرم فشارشان باشد.
فشار روانی خیلی زیادی رویم بود و زیر آن فشار فکر میکردم جز با تسلیم از چنگشان بیرون نمیآیم.
صبح که بیدار شدم برای یک لحظه این فکر از ذهنم گذشت که فعالان سیاسی در انفرادیها چه میکشند..
. -
#خواب دیدم توی حرم بازداشتم کردهاند!
شرط آزادیام این بود که کلمهٔ عبور حسابم در اینستاگرام را بدهم.
خیال میکردند لابد عکسی پیدا میکنند که برای آینده اهرم فشارشان باشد.
فشار روانی خیلی زیادی رویم بود و زیر آن فشار فکر میکردم جز با تسلیم از چنگشان بیرون نمیآیم.
صبح که بیدار شدم برای یک لحظه این فکر از ذهنم گذشت که فعالان سیاسی در انفرادیها چه میکشند..
. -
#خواب دیدم توی حرم بازداشتم کردهاند!
شرط آزادیام این بود که کلمهٔ عبور حسابم در اینستاگرام را بدهم.
خیال میکردند لابد عکسی پیدا میکنند که برای آینده اهرم فشارشان باشد.
فشار روانی خیلی زیادی رویم بود و زیر آن فشار فکر میکردم جز با تسلیم از چنگشان بیرون نمیآیم.
صبح که بیدار شدم برای یک لحظه این فکر از ذهنم گذشت که فعالان سیاسی در انفرادیها چه میکشند..
. -
#خواب دیدم توی حرم بازداشتم کردهاند!
شرط آزادیام این بود که کلمهٔ عبور حسابم در اینستاگرام را بدهم.
خیال میکردند لابد عکسی پیدا میکنند که برای آینده اهرم فشارشان باشد.
فشار روانی خیلی زیادی رویم بود و زیر آن فشار فکر میکردم جز با تسلیم از چنگشان بیرون نمیآیم.
صبح که بیدار شدم برای یک لحظه این فکر از ذهنم گذشت که فعالان سیاسی در انفرادیها چه میکشند..
. -
#خواب دیدم توی حرم بازداشتم کردهاند!
شرط آزادیام این بود که کلمهٔ عبور حسابم در اینستاگرام را بدهم.
خیال میکردند لابد عکسی پیدا میکنند که برای آینده اهرم فشارشان باشد.
فشار روانی خیلی زیادی رویم بود و زیر آن فشار فکر میکردم جز با تسلیم از چنگشان بیرون نمیآیم.
صبح که بیدار شدم برای یک لحظه این فکر از ذهنم گذشت که فعالان سیاسی در انفرادیها چه میکشند..
. -
امشب کلی کار دارم و از تریبون از #خواب عزیزم معذرت میخوام
پ.ن: دارم گند میزنم به خوابم
-
امشب کلی کار دارم و از تریبون از #خواب عزیزم معذرت میخوام
پ.ن: دارم گند میزنم به خوابم
-
دیشب #خواب دیدم @sinaaghighi برگشته با @haghighi و @ThisIsBeeZee اومدن خونهمون.
از اونور هم یه ویندوز جدید اومده که به عنوان بایوس نصب میشه رو مادربرد! -
دیشب #خواب دیدم @sinaaghighi برگشته با @haghighi و @ThisIsBeeZee اومدن خونهمون.
از اونور هم یه ویندوز جدید اومده که به عنوان بایوس نصب میشه رو مادربرد! -
دیشب #خواب دیدم @sinaaghighi برگشته با @haghighi و @ThisIsBeeZee اومدن خونهمون.
از اونور هم یه ویندوز جدید اومده که به عنوان بایوس نصب میشه رو مادربرد! -
دیشب #خواب دیدم @sinaaghighi برگشته با @haghighi و @ThisIsBeeZee اومدن خونهمون.
از اونور هم یه ویندوز جدید اومده که به عنوان بایوس نصب میشه رو مادربرد! -
دیشب #خواب دیدم @sinaaghighi برگشته با @haghighi و @ThisIsBeeZee اومدن خونهمون.
از اونور هم یه ویندوز جدید اومده که به عنوان بایوس نصب میشه رو مادربرد!